۱۸ تیر ۱۳۹۳

خاطرات عایشه



این مطالب از قول بانوی اول بنیان گذار دین حنیف اسلام ( عایشه ) در معتبرترین کتاب مسلمانان ذکر شده است :

خاطرات عایشه

هرگاه من آب منی خشک شده روی جامه رسول الله پیدا میکردم، آنرا با ناخنهایم میتراشیدم.(تا پاک شود). « صحیح بخاری ، کتاب 2 شماره 572 »

پیامبر گاهی فکر میکرد که بر من دخول کرده است، در حالی که در واقعیت اینکار را نکرده بود. « صحیح بخاری ، پوشینه 7 کتاب 71 شماره 660 »



نقد زندگی تاریخی حضرت محمد 
جن در قرآن و اسلام 
تناقضات قران
آیا حضرت محمد معصوم بوده؟

۳ نظر:

  1. این کاریکاتوریست شیعه با الهام گرفتن از یاسرالحبیب و مرجع تقلیدش با به تصویر کشیدن پیامبر و همسرش به مسلمانان اهل سنت توهین کرده در شبکه های اجتماعی شیعه از این کاریکاتورها بر علیه پیامبر و همسر پیامبر بیشمار هس

    پاسخحذف
  2. اګر متن عربی این احادیث را لطف کنید ممنون شما خواهم بود

    پاسخحذف
  3. چند حدیث دیګر را نیز درینمورد مطالعه کرده ام ولی احادیث فوق شما با شماره های حدیث بخاری به دری مطابقت نمیکند امیدوارم تا اګر متن عربی احادیثی را اګر داشته باشید لطف نموده بنده را ممنون سازید: از عایشه نقل شده است:
    رسول الله به من گفت «تو دوبار قبل از اینکه من با تو ازدواج کنم در رویاهای من ظهور کرده بودی. من فرشته ای را دیدم که ترا در تکه ای لباس ابریشمی حمل میکرد، من به او گفتم، لباسش را در بیاور و اورا نگاه دار، او تو بودی. به خود گفتم»اگر این از طرف الله است، پس این (لخت شدن عایشه) باید واقعا اتفاق بیافتند".
    صحیح بخاری ۹٫۸۷٫۱۴۰

    از عایشه نقل شده است:
    وقتی پیامبر با من ازدواج کرد، مادرم نزد من آمد و مرا وادار کرد که به خانه پیامبر وارد شوم، و هیچ چیز موجب تحیر من نشد، مگر آمدن پیامبر به نزد من قبل از ظهر.
    صحیح بخاری ۷٫۶۲٫۹۰

    منقول است از عایشه مادر مومنان:
    پیامبر اسلام وقتی با من ازدواج کرد که من شش یا هفت ساله بودم. وقتی ما به مدینه آمدیم، چند زن آمدند، ام رومان وقتی من در حال تاب بازی بودم پیش من آمد، مرا بردند، آماده و آرایشم کردند، بعد مرا نزد پیامبر خدا بردند، و او وقتی من ۹ ساله بودم با من جماع کرد. او مرا جلوی در نگه داشت و من از خنده در حال ترکیدن بودم.
    سنن ابو داوود ۳۱٫۴۹۱۵ و ۳۱٫۴۹۱۶ , ۳۱٫۴۹۱۷

    منقول است از عایشه: من در حضور پیامبر با عروسکهایم بازی میکردم و دختر بچه های دیگر که دوستان من بودند نیز با من همبازی میشدند. وقتی پیامبر خدا به مکان بازی من وارد میشد آنها (دوستان عایشه) پنهان میشدند، اما پیامبر آنها را صدا میکرد تا بیایند و با من بازی کنند. (بازی با عروسک و تصاویر ممنوع است، اما برای عایشه مجاز بود زیرا در آن زمان وی هنوز دختر کوچکی بود، و هنوز به سن تکلیف نرسیده بود (فاتح البری ج.۱۳ ص.۱۴۳)
    صحیح بخاری ۸٫۷۳٫۱۵۱

    عایشه روایت کرده است که وقتی پیامبر با او ازدواج کرده وی ۷ سال داشته، و وقتی به خانه پیامبر وارد شده است ۹ سال داشته است، و عروسکهایش همراه وی بوده اند، و وقتی پیامبر اسلام فوت شد، وی ۱۸ سال سن داشته است.
    صحیح مسلم ۸٫۳۳۱۱

    سومین (زنی که محمد با او ازدواج کرد): عایشه دختر ابی بکر (بود)، با او در مکه ازدواج کرد در حالی که 7 سال سن داشت و غیر از او با هیچ دختر باکره ای ازدواج نکرد، و در زمانی که او 9 سال سن داشت به او دخول (تماس جنسی Intercourse) کرد و این اتفاق 7 ماه بعد از وارد شدنش به مدینه بود، و (عایشه) تا زمان خلافت معاویه زندگی کرد.
    بحار الانوار جلد 22 برگ 202

    عائشه دختر ابو بكر، پيغمبر عايشه را در مكه تزويج كرد در حالى كه هفت سال بيش نداشت، حضرت رسول جز عايشه با زن بكرى نكاح نكرد، و در نهمين سال عمرش با وى زفاف كرد، و اين زفاف پس از هفت ماه اقامت در مدينه انجام گرفت و عايشه تا دوران خلافت معاويه در دنيا بود.
    زندگانى چهارده معصوم عليهم السلام‏ (ترجمه:إعلام الورى بأعلام الهدى)،شيخ طبرسى‏، مترجم: عزيز الله عطاردى‏،ناشر: اسلاميه‏،تهران‏:چاپ اول‏،1390 ق.‏ برگ: 213

    از اسماعیل بن جعفر منقول است:
    همانا رسول الله در 10 سالگی به عایشه دخول کرد...
    وسائل الشریعه، الی تحصیل مسائل الشریعه، محمد بن الحسین الحر العاملی ج 1 برگ 31، به نقل از فروع کافی ج 2 ص 351

    شبی پیامبر بر من وارد شد و گفت رانهای خود را عریان کن، و من هردو ران خود را عریان کدم، پیامبر چانه و سینه خود را روی رانهای من گذاشت.
    سنن ابو داوود کتاب 1 شماره 0270

    هرگاه پیامبر خدا میخواست مرا نوازش کند، به من میگفت که ازار به تن کنم، سپس او مرا نوازش میکرد
    صحیح بخاری پوشینه 1 کتاب 6 شماره 299

    پیامبر گاهی فکر میکرد که بر من دخول کرده است، در حالی که در واقعیت اینکار را نکرده بود.
    صحیح بخاری پوشینه 7 کتاب 71 شماره 660

    هرگاه من آب منی خشک شده روی جامه رسول الله پیدا میکردم، آنرا با ناخنهایم میتراشیدم (تا پاک شود).
    صحیح بخاری کتاب 2 شماره 572

    پاسخحذف