۳۰ مرداد ۱۳۸۹

معاویه ابن ابوسفیان



- معاویه ابن ابوسفیان که بود؟

معاویه پسر ابوسفیان بود  نام ابوسفیان صخر بود پسر حرب که نسبش  به  قصی بن کلاب می رسید.مادرش هند دختر عتبه بن ربیعه بود و کنبه اش ابوعبدالرحمان.

معاویه ابن ابوسفیان
معاویه ابن ابوسفیان  کاتب وحی بود و از دبیران حضرت محمد به شمار می رفت. معاویه ابن ابوسفیان مدت نوزده سال و سه ماه خلیفه مسلمین بود . معاویه ابن ابوسفیان اولین کسی بود که خلافت را در خانواده اش موروثی نمود. ( تاریخ طبری . جلد 4 .صفحه 1303)










- نقد زندگی تاریخی حضرت محمد 
- جن در قرآن و اسلام 
- تناقضات قران
- آیا حضرت محمد معصوم بوده؟
 
 
 
 

۴ نظر:

  1. معاویه در بیست و پنجم محرّم سال سی و هفتم عام الفیل برابر با ششصد میلادی-سه سال قبل از بعثت پیامبر اسلام و پانزده سال قبل از هجرت، در مکه متولد شد. پدرش ابی سفیان از سرشناسان قریش بود. مادرش هند دختر عتبه بود. نسب معاویه به حرب بن امیه بن عبدشمس بن عبدمناف قرشی می‌رسید. معاویه همراه پدرش ابوسفیان در بدر، خندق و چند جنگ دیگر با محمّد جنگید. عتبة بن ربیعه رهبر گروهی از قریش در جنگ‌های فجار بود.
    معاویه پس از فتح مکه، در بیست و سه سالگی، به همراه پدرش ابوسفیان و برادرش یزید بن ابی سفیان، دین اسلام را پذیرفت. گروهی گفته‌اند معاویه به مقام کتابت وحی رسید، ولی معاویه در مکه ساکن بود و محمد بعد از فتح مکه به مدینه بازگشت و تا آخر عمر در مدینه زندگی کرد.
    پس از وفات پیامبر اسلام در سال ششصد و سی و دو میلادی، معاویه به پیروی پدرش از بیعت با ابوبکر سرباز زد. بهانه معاویه و ابوسفیان این بود که ابوبکر از قبیله بنی تیم است و خلافت باید از آن بنی هاشم یا بنی امیه باشد. سرانجام با اصرار هشام بن عمرو، ابوسفیان و پسرش راضی به بیعت با ابوبکر شدند. ابوبکر، یزید بن ابی سفیان و معاویه را به شام گسیل کرد. یزید، در آن جا موفقیت به دست آورد و دمشق فتح شد. یزید نیز به حکمرانی و ولایت دمشق برگزیده شد. عمر بن خطّاب، یزید را در حکمرانی دمشق ابقا کرد و فلسطین و نواحی اطراف آن را بر قلمرو وی افزود. در سال ۱۸ هجری قمری، یزید درگذشت و برادرش معاویه جای او را گرفت. با مرگ عمر، عثمان نیز معاویه را در جای خود ابقا کرد. بدین ترتیب معاویه در زمان خلافت سه خلیفه نخست، به تدریج در شام، قدرت و محبوبیت کسب کرد.در جریان محاصره عثمان با این که از طرف عثمان از معاویه خواسته شده بود به کمکش بیاید و فرصت چنین کاری هم برای معاویه وجود داشت در عین حال تعلل ورزید.
    علی پیشنهاد اطرافیانش را برای ابقای معاویه نپذیرفت و معاویه را از زعامت و حکومت در شام عزل کرد. معاویه به بهانه کشته شدن عثمان و انتقام خون او، وارد جنگ باعلی شد. مردم شام با معاویه بیعت کردند و بر علیه علی همداستان شدند. سرانجام جنگ صفین درگرفت. در این جنگ شکست نخست به معاویه افتاد. اما به صوابدید عمروعاص قرآن بر نیزه کردند و حکمیت مطرح گشت. نتیجه حکمیت خلع علی و تحکیم حکومت معاویه در شام بود.
    معاویه از زمان خلافت علی به خلافت چشم دوخته بود و بعد از مرگ علی، موقعیت را مناسب دید مردم در عراق، با حسن بن علی بیعت کردند. ولی شامیان معاویه را خلیفه دانستند.معاویه به عراق لشگر کشید و حسن با دوازده هزار نفر به مقابله برخاست و قیس بن عباده، فرمانده لشگر بود وعبیدالله بن عباس هم از فرماندهان سپاه. پس از مدتی حسن دریافت که با چنین لشگری دیگر نیاز به دشمن نیست. و ادامه دادن این جنگ، مسلمین را به مسلخ بردن است. برای حسن مسجّل شد که جنگ با معاویه، جز شکست، و ریختن خون مسلمین نتیجه‌ای در بر نخواهد داشت. بنابراین با معاویه صلح کرد و خلافت را به چندین شرط به معاویه سپرد.
    معاویه وارد کوفه شد. و مردم از جمله حسن و حسین با او بیعت کردند. معاویه سال ۴۱ هجری را «عام الجماعة» نامید. زیرا امت به استثنای خوارج با یک خلیفه بیعت کردند.این اولین سنگ بنای سلسله پادشاهی امویان در تاریخ بود. سلسله‌ای که ۹۱ سالِ هجری و ۸۹ سالِ میلادی درتمام ممالک اسلامی ادامه یافت و از آن پس، بیش از ۷ قرن در اندلس جریان داشت.

    پاسخحذف
  2. کشته شدن علی بن ابی طالب به دست ابن ملجم مرادی، خلافت معاویه را تحکیم کرد. خلافت حسن بن علی که کوفیان با او بیعت کردند، سرنگرفت و معاویه حسن را به آسانی کنار زد. حسن بن علی عهدنامه صلح با معاویه بست و خلافت او را با شرایطی پذیرفت.
    در دوران خلافت معاویه، دها عرب چون عمروبن عاص، مغیرة بن شعبه، و زیادبن ابیه نفوذ بسیاری یافتند.معاویه حکومت عراق را به مغیرة، مصر را به عمروعاص، و بصره و کوفه را به زیاد داد. حجاز هم به مروان حکم داده شد.
    معاویه پس از بدست گرفتن خلافت از مشهورترین سیاستمداران و سرداران عرب برای تثبیت خلافت استفاده کرد او همچنین قبایل قدرتمند یمنی را پشتیبان خود قرار داد. البته معاویه سعی می کرد مناصب مهم حکومتی را در انحصار قریش و به خصوص بنی امیه نگه دارد.
    معاویه مردانی همچون عمرو بن عاص، زیاد بن ابیه، مغیرة بن شعبه، بُسر بن ابی ارطاة، مروان بن حکم را با تطمیع، دور خودش جمع کرد.
    مورخین، معاویه، عمروعاص، زیادبن ابیه، و مغیرة بن شعبه را از رجال باهوش عرب می دانستند. ویکی از تاریخ نویسان درباره این چهارتن چنین می گوید:
    «بردبارتر وصبورتر از معاویه و چابک تر و سخی تر از عمروعاص ویکدل و یک زبان تر از زیاد کسی را ندیده ام. درون و بیرون این مرد اخیر از هرجهت یکسان بود. اما مغیره اگر شهر هشت دروازه ای باشد و از هیچ دروازه آن بدون فریب و فسون کسی بیرون آمدن نتواند، مغیره ازتمام آن هشت دروازه بیرون می جهد»
    در عهد خلافت معاویة فتوحات خارجی ادامه یافت. مسلمانان قبرس را فتح کردند و تا نزدیک قسطنطنیه پیش رفتند. معاویه برای اخلاف خود لشکری پدید آورد. معاویه در آداب و ترتیبات لشکری از تجارب رومی‌های شام هم استفاده کرد. این لشکر را معاویه به وسیله جنگ‌های هر ساله و مهاجتمی که دائم به بلاد مجاور و بیزانس می‌کرد، همیشه تازه نفس نگاه می‌داشت. این مهاجمات مستمر باعث می‌شد که دشمن نتواند به قلمرو مسلمین تجاوز کند.
    یک بار عدّه‌ای از طوایف شمال سوریه که به جراجمه شهرت داشتند، به تحریک رومی‌ها به شام هجوم آوردند و از لبنان تا فلسطین به دست جراجمه افتاد. عده‌ای از موالی و اسرای این نواحی که از معاویه ناراضی بودند، به جراجمه پیوستند. معاویه با امپراتور بیزانس قراری بست که وی از حمایت ماجراجویان دست بدارد و در عوض اسرای رومی را بگیرد. معاویه هم چنین تعهد کرد که هر ساله به بیزانس خراج بپردازد.پس از آن معاویه، جراجمه را سر جای خود نشاند. معاویه چون به لشکر شام همیشه احتیاج داشت در تنظیم کار لشکر دقّت بسیاری کرد. معاویه جیره لشکریان را دو برابر کرد و در پرداخت مواجب آن‌ها کوتاهی نکرد. این بخشش‌ها باعث شد که لشکریان از معاویه اطاعت می‌کردند و در جنگ‌ها با او همراه می‌شدند.
    معاویه در طول خلافتش با رومی‌های شام در حال ستیز و جنگ بود اما پیشرفتی در آن جا نداشت. نسبت به مسیحیان شام روش ملایم تری پیش گرفت زیرا آن‌ها می‌توانستند در اداره کارها و سامان بخشیدن به مالیات‌ها وی را یاری دهند. معاویه از رسوم دیوانی بیزانس تقلید کرد و سازمان مراسلات و اطلاعات پیشرفته‌ای به وجود آورد.معاویه در تنظیم کار بیت المال از یک مسیحی به نام سرجون بن منصور استفاده کرد. معاویه با استفاده از اموال مسلمانان بخشش‌های بی حسابی به روسای عرب کرد

    پاسخحذف
  3. معاویه همواره با دو گروه خوارج و شیعیان در دشمنی بود. معاویه شیعیان علی را مورد آزار و اذیت قرار می‌داد و حتی بعضی شیعیان معترض مانند حجر بن عدی را به قتل رسانید. بعضی گفته‌اند ابوذرغفاری هم به اشارت او کشته شد.بارزترین اقدام معاویه برای تغییر خلافت به سلطنت، موروثی کردن خلافت بود. یکی از نکات مهم معاهده ساخته شده بین حسن و معاویه، این بود که معاویه حق ندارد کسی را به عنوان جانشین خود بعد از مرگ تعیین کند و تصمیم گیری در این زمینه باید به امت واگذار شود. اما پس از مرگ حسن، او به علت این که هیچ کس جرات مخالفت با وی را نداشت، پسرش یزید را به عنوان جانشین خود در سال ۶۸۰ میلادی تعیین نموده و به معنای واقعی کلمه، پیمان شکنی کرد هر چند به نوشته لارا وسیا وگلیری تعیین حسن به عنوان جانشین معاویه در عهدنامه صلح با معاویه احتمالا توسط نویسندگان متاخر شیعه برای کاستن انتقاداتی که بر حسن بن علی می شد مطرح شده است. زیرا اولا تعیین ولی عهد در جامعه اسلامی آن زمان امری بدون سابقه بود و خود معاویه نیز هنوز در آن زمان در وضعیت پایداری برای تعیین جانشین قرار نداشت.
    مسأله خلافت یزید اعتراضات بسیاری را به دنبال داشت. اصحاب پیغمبر، انصار و مهاجرین آن را نپسندیدند و به مخالفت برخاستند. خوارج و شیعیان عراق هم خلافت موروثی را رد می‌کردند.
    معاویه در میان اهل سنت، جایگاه خود را به عنوان صحابی پیغمبر و کاتب وحی و مراسلات حفظ کرده‌است. عنوان خال المؤمنین به معنی دایی مومنان که به سبب ازدواج خواهر معاویه با پیامبر به وی داده شد، بر جایگاه وی افزوده‌است. ابوموسی اشعری که از بزرگان صحابه بود، یک بار او را امین الله خوانده بود. با این حال مخالفت دو تن از خلفای راشدین با او، عمر بن خطاب و علی بن ابی طالب باعث شده‌است علمای اهل تسنن در قائل شدن مرتبه عدل و رضوان برای او شک کنند. معاویه در بیعت رضوان حضور نداشته و از سابقون الأولون نیست و در غزوه‌ها با پیامبر حضور نداشته‌است. عباسیان نیز با این که سنّی بودند، همواره در خطبه‌ها معاویه را لعن می‌کردند.
    معاویه در نظر صحابه عمر در خطبه‌ای که در عبقریات آمده‌است، او را به شدْت نکوهش نمود. او گفت: «شما می‌خواهید به جنگ قیصر و کسری بروید و این معاویه در میان شماست. این یکی صد بار بدتر است» عمر او را قاهرهاویه و کسرای عرب نامید و چندین بار او را شماتت کرد و حتی یک بار به مدینه فراخواند. با این حال معاویه همراه از منزلت خود نزد عمر سخن می‌گفت و حتی در خطبه‌ای گفت: «اگر منزلت من نزد عمر نبود مردم بر من می‌ریختند و سنگ می‌زدند

    پاسخحذف
  4. علی در زمان عثمان، از قدرت یافتن معاویه بسیار ناراضی بود و عثمان را چندبار به عزل معاویه تشویق کرد. با این حال عثمان موافقت نکرد و حتی او را جوان قریش و فرزند شریفش نامید. علی معاویه را دشمن عثمان نامید و درنگ او را جایز ندانست و حتی در قنوت نماز او را لعن کرد. علی در زمان حکومت خود حتی لحظه ای فرمانروایی معاویه را بر شام نپذیرفت و مدام با معاویه در نبرد بود و بعد از وی دو پسرش حسن و حسین نیز با معاویه مخالف بودند. ابن عباس او را شایسته‌ترین شخص برای ملک و امارت می‌دانست.

    شیعیان نیز مانند اهل سنت، معاویه را به دلیل ایجاد خلافت موروثی، قتل حجر بن عدی و شیعیان، بدگویی نسبت به علی نکوهش می‌کنند. معاویه، نخستین کسی بود که سادگی حکومت اولیه را تغییر داد و تجمل و استبداد را وارد آن کرد.اما عمده‌ترین دلیل نکوهش معاویه از نظر ایشان، غصب خلافت و وارد شدن به جنگ با علی و پسرش حسن است. هم چنین شیعیان معاویه را متهم به نفاق می‌کنند. شیعیان بر خلاف اهل سنت، لعن معاویه را جایز می‌دانند.
    یک دیوان قصاید منسوب به معاویه بر جای مانده‌است. این دیوان از چند بخش «اتانی امر» «ابلغ لدیک» تطاول لیلی الا یا سعد، حریث، تقول قریش تشکیل شده‌است. معاویه در فرهنگ مردمی عرب به حلم و ذکاوت و سیاست مشهور است. سیاست او بیشتر مبتنی بر زرنگی و خودداریست. و حلم معاویه مشهور است. هم چنین معاویه، شخصی سخنور بود. معاویه هم چنین به راحتی می‌توانست قلوب را جلب کند. به طوری که غلاة معاویه پیدا شدند که معتقد به خدایی وی بودند. چنین تصویری از معاویه در متون عربی به ویژه الف لیلة و لیلة یا هزار و یک شب مشهور است.
    امروزه معاویه در میان عرب در سیاست و علم و ذکاوت ضرب المثل است. شاید مشهورترین ضرب المثل درباره معاویه، اصطلاح «موی معاویه» (شعرة معاویه) است. که کنایه از سیاست و دیپلماسی در اصطلاحات جدیداست. معاویه در یکی از جملاتش به این مطلب اشاره می کند: « لو أن بینی و بین الناس شعرة ما انقطعت، کانوا مدّوها أرخیتها وإذا أرخوها مددتُها» ترجمه سلیس آن این است که : اگر رابطه من با مردم جز تارمویی باقی نماند. نمی گذارم آن تار مو قطع شود اگر آنها تار مو را بکشند من رهایش می کنم (تا پاره نشود) و اگر رها کنند من می کشم.
    معاویه در هنگام مرگ به پسرش یزید که خلافت او را اعلام کرده بود، وصیت کرد که در دفع عبدالله بن زبیر خشونت به خرج دهد امّا با عبدالرحمن بن ابی بکر و حسین بن علی به جنگ برنخیزد. سرانجام، به بیماری، درگذشت و در دمشق دفن شد

    پاسخحذف