۱۳ مرداد ۱۳۸۹

مراسم حج در دوران جاهلیت


- آیا مراسم حج  مسلمانان با مراسم حج در دوران جاهلیت تفاوتی دارد؟

 باید گفت که تمام مناسک حج و عمره واحرام و لثم و لمس حجرالاسود وسعی بین صفا و مروه و وقفه در عرفات و رمی جمره همگی در دوره جاهلیت متداول بوده و تنها بعضی تعدیلات در حج صدراسلام نسبت به دوره جاهلیت روی داد که از ان جمله می توان بموارد ذیل اشاره کرد:

1- اعراب قبل از اسلام هنگام طواف (لبیک یا لات) (لبیک یا عزی) می گفتند و هر قومی بت خود را صدا می کرد. در صدر اسلام "اللهم" جای بت ها را گرفت و ان عبارت بدین شکل تعدیل شد:  (لبیک اللهم لبیک)


2- اعراب گاهی لخت به طواف کعبه می پرداختند.حضرت محمد در صدر اسلام ان را منع کرد و پوشیدن لباس دوخته نشده را مقرر فرمود.


3- اعراب از خوردن گوشت قربانی اکراه داشت.حضرت محمد در صدر اسلام آن را مجاز ساخت.

4- مشهور است که مسلمانان پس از فتح  مکه  و بر انداختن بت های  قریش   از سعی بین صفا و مروه اکراه داشتند زیرا قبل از اسلام بر این دو کوه دو بت سنگی وجود داشت که حاجیان و زائران دوره جاهلیت سعی بین صفا و مروه را برای نزدیک شدن به انها و دست کشیدن و بوسیدن آنها کسب تبرک می کردند.ولی حضرت محمد در صدر اسلام نه تنها بین صفا و مروه را مجاز کرد بلکه در (سوره بقره. آیه 158) ان را از شعائر الله قرار داد.











- نقد زندگی تاریخی حضرت محمد 
- جن در قرآن و اسلام 
- تناقضات قران
- آیا حضرت محمد معصوم بوده؟
 
 
 
 

۶ نظر:

  1. حج به همین شکل که امروز برگزار می شود و در قالب و بافت و مناسک متداول و مرسوم آن، از پیشینه ای کهن و طولانی برخوردار است، قدمتی که به سال های قبل از خلقت آدم علیه السلام می رسد؛ چنانکه به شهادت روایتی از امام صادق علیه السلام ، سابقه حج، به سه هزار سال پیش از آدم می رسد.

    امام صادق علیه السلام می فرماید: جبرئیل به آدم علیه السلام فرمود:

    «گوارا باد بر تو ای آدم! بخشوده شدی، من این خانه را سه هزار سال پیش از تو طواف کردم.»

    لذا نخستین حاجی از اهل آسمان، جبرئیل و از اهل زمین آدم بوده است و از امام باقر علیه السلام نیز روایت است که:
    بعد از آدم علیه السلام نوبت به حج پیامبران دیگر می رسد که همگی حج گزار بوده اند. در زمان حضرت ابراهیم علیه السلام ، خداوند به ایشان فرمان داد به اتفاق همسرش به مکه بیاید و خانه را تجدید بنا کرده، اعلام حج عمومی نماید. ابراهیم نیز چنین کرد.

    پس از ابراهیم نیز سنت حج پیوسته رایج بوده و تقدیس، تکریم و زیارت بیت امتداد داشته است.

    پس از زمان ابراهیم و اسماعیل ، در دوره جاهلی نیز حج خانه، با اختلاط به مراسم جاهلی امتداد داشت و مردمان از اطراف و اکناف جهان؛ به ویژه از جزیرة العرب به زیارت و حج خانه خدا می رفتند و حجاج بیگانه در آن ایام، احترام و اطعام می شدند، هر چند در واقع حج دوره جاهلی با آمیزه ای از بت پرستی همراه بوده است.

    هشام کلبی در کتاب الأصنام خود این مطلب را به زیبایی بیان می کند که:

    «در میان اهل جاهلیت بازمانده هایی از رسوم عصر ابراهیم و اسماعیل بر جای بود که از آن پیروی می کردند؛ مانند تعظیم و طواف کعبه و حج و عمره و وقوف در عرفه و مزدلفه و قربانی شتران و تهلیل و تلبیه در حج و عمره، البته با افزودن اموری که از آن نبود.»

    پاسخحذف
  2. حج در لغت به معنای مطلق قصد است: لیکن این معنا اختصاص پیدا کرده به قصد امری عظیم و مهم و چون در عصر جاهلی امری مهم تر و بزرگ تر از زیارت کعبه و طواف آن نبوده و احترام و تقدیس کعبه از زمان ابراهیم و پسرش اسماعیل علیهماالسلام مقرر شده بود، لذا حج به قصد خانه خدا اختصاص یافته است.

    هر چند بدون شک تقدیس کعبه در آن زمان با عقاید باطلی آمیخته بوده، اما شواهد بسیاری نشان می دهد که آنها هر سال حج را برگزار می کردند، از جمله قول نابغه:

    «حج را ترک گفتم تا آن که گناهانم یکی بعد از دیگری آشکار شد.»

    از این بیت بر می آید که اعراب از حج، تکفیر گناهان را برداشت می کرده اند؛ همان مفهومی که بعدها در فرهنگ اسلامی نیز برداشت می شد، اما مردمان زمان جاهلیت در حج خود به خدای واحد توجّه نمی کردند، بلکه توجّهشان به بت هایی بود که می پرستیدند. لذا در این جهت اختلافی میان مفهوم حج در اسلام و مفهوم جاهلیِ آن وجود دارد، اگر چه در هر دو حالت توجّه مراد باشد. حج در اسلام عبادت خدای یکتا است که در حجّ جاهلی لحاظ نیست.

    پس از پایان یافتن بنای کعبه، خداوند به حضرت ابراهیم علیه السلام امر کرد که اعلام حج کند و بدین سان مکه محل حج مردم گردید و اعراب، چه اعراب حجاز یا خارج از حجاز، در کعبه حج می گزاردند و پیرامون خانه را طواف کرده و آن را تقدیس نموده، به آن قسم می خوردند.

    زهیر بن ابی سلمی گفته است:

    «قسم خوردم به خانه ای که پیرامونش را مردانی از قریش وجرهم طواف کردند.»

    اعراب در جاهلیت به طواف کعبه می پرداختند و از اطراف جزیرة العرب در مکه جمع می شدند و پادشاهان حمیر و کنده و لخم، مانند بسیاری از دیگر؛ چون هندوها و فارس ها حج را به جای می آوردند.

    داستان زیر که در سیره ابن هشام نقل شده، علاوه بر آنکه احترام کعبه را نشان می دهد، دلالت دارد بر این که در جاهلیت مناسک حج به همین صورت امروزی انجام می شده است:

    «تُبَّع و قوم او بت پرست بودند، در راه خود به یمن، به جانب مکه رهسپار شدند. چون به میان عسفان و امج رسیدند، عده ای از قبیله هذیل بن مُدْرکة بن إلیاس بن مضربن نزاربن معد آمدند و به او گفتند: پادشاها! آیا می خواهی تو را به خانه ای پر از گنج و ثروت، که پادشاهان پیشین از آن بی اطلاع بوده اند، راهنمایی کنیم؟ خانه ای که در آن لؤلؤ و زبرجد و یاقوت و زر و سیم فراوان موجود است؟ گفت: آری. گفتند: این خانه در مکه است که پرستشگاه مردم آن دیار است و در کنار آن نماز می گزارند.»

    پاسخحذف
  3. «عمره» در لغت از «اعتمار» و به معنای زیارت است.
    اعتمار در فرهنگ و شعر جاهلی به معنای زیارت بیت الحرام است و در مفهوم اسلامی نیز مراسم عمره شبیه به مراسم حج است و زیارت و طواف کعبه را شامل می شود. اما سنت نبوی میان مراسم عمره و مراسم حج در مناسک و زمان آن تفاوت قائل شده و مراسم عمره کمتر از مراسم حج است و نیز مراسم عمره در تمام ایامِ سال امکان پذیر است، اما مراسم حج وقت محدود و معینی دارد. لذا مفهوم مراسم عمره در قرآن و در شعر جاهلی تقریباً مشابه است.

    در ایام مراسم حج (ماه های ذی قعده، ذی حجه و محرّم) انجام مراسم عمره را گناهی بزرگ می شمردند و بر حسب اعتقاد جاهلی، آن را بس نابخشودنی می دانستند.
    مراسم عمره در اصل به مثابه مراسم حج اصغر بوده و اهل جاهلیت آن را ترجیحاً در ماه رجب انجام می دادند، اما تفاوتش با مراسم عمره در اسلام این است که در اسلام این مراسم حج را فُرادی انجام می دهند اما مشرکان آن را به صورت جمعی و مانند حج واجب انجام می دادند و نیز بسیاری آن را در ماه رجب به جای می آوردند. اما اسلام این مراسم حج را برای طول سال جایز دانست. در عین حال که مراسم عمره رجبیه از ثواب بیشتری برخوردار است.

    لذا اسلام حدود مراسم حج و مراسم عمره را مشخص تر ساخته و اصلاحات لازم را در آن ایجاد کرده است و آن را از ناشایستگی ها پیراسته و چهره ارجمند و اصیل انسان سازش را بدو بازگردانده است.

    پاسخحذف
  4. در دوران جاهلیت نیز مراسم حج و طواف خانه خدا همچنان پا بر جا بود، لیکن همانند برخی شعائر طواف جاهلی آمیخته با شرک بود. آن ها علاوه بر طواف خانه، بر گرد بت نیز طواف می کردند. در این مورد نیز اسلام ضمن تأکید بر امر مهم طواف، سنت های غلط موجود را اصلاح کرد.
    حلق، این سنت الهی، در دوران جاهلیت هم به جا آورده می شد و معتمرین نیز گاه عمره خود را به جای می آوردند، سرشان را نیز می تراشیدند. شواهد تاریخی نیز بر این مطلب دلالت می کند:

    مراسم حج پس از عرفه و مزدلفه و نحر هدی و رمی جمار پایان می یافت و در واقع شامگاه دهم ذی حجه، اینان از مراسم حج فارغ شده بودند. تنها باید طواف به جای بیاورند و آنگاه به دیار خود بازگردند.

    پاسخحذف
  5. خوب اون دکانی بود این تجارتخانه با شرکت های چند ملیتی اونها خدای خودشون رو میپرستیدند رهبر حزب اسلام هم پس از پیروزی دستور داد مردم در کعبه الله مدینه را صدا بزنند من که فکر نمیکنم نیروی عاشق و مهربان و دانا جلاد و متجاوز به عنفی پیامبرش باشد.

    پاسخحذف
  6. hemaghate omat tamomi nakhahad dasht

    پاسخحذف