۱۰ مرداد ۱۳۸۹

اسامی قرآنی دختران و پسران (عربی)



معانی برخی از اسامی قرانی (عربی) که برای فرزندانمان انتخاب می کنیم :
اسامی قرآنی دختران و پسران (عربی)


لیست اسامی قرانی (عربی)  دختران :

- فاطمه :

مونث فاطم . شتربچه ماده از شير بازشده . (منتهي الارب)
(لغت نامه دهخدا (کلیک) ) اسامی قرآنی دختران .عربی

- زهراء :

گاو ماده دشتي . (آنندراج ) (منتهي الارب ) (ناظم الاطباء (کلیک) ) (از اقرب الموارد)
(لغت نامه دهخدا (کلیک) ) اسامی قرآنی دختران .عربی

- زینب :

بددل . (منتهي الارب ) (آنندراج ).
جبان . (از اقرب الموارد).
ترسو و جبان . (ناظم الاطباء (کلیک) )
(لغت نامه دهخدا (کلیک) ) اسامی قرآنی دختران .عربی

- خدیجه :

مونث خَديج است . (از ناظم الاطباء (کلیک) )
بچه انداخته ماده شتر پيش از اتمام مدت حمل . ماده شتری که پيش از مدت حمل زاده شده باشد. (منتهي الارب ) (از متن اللغة) (از اقرب الموارد) (از تاج العروس ) (ازقاموس ) (از لسان العرب )
(لغت نامه دهخدا (کلیک) ) اسامی قرآنی دختران .عربی

- ام کلثوم :

گويند شترمرغ است . (از المرصع)
همینطور شیر ماده .
(لغت نامه دهخدا (کلیک) ) اسامی قرآنی دختران .عربی

- عذراء :

دوشيزه . دختر دست نخورده غيرمدخوله (منتهي الارب ).
مسموع است که دختر دوشيزه را از آن جهت عذرا گويند که آرميدن با او تعذر تمام دارد، يعني دشوار است . (از غياث اللغات) (لغت نامه دهخدا (کلیک) ) اسامی قرآنی دختران .عربی

- حنانه :

زن بیوه که در ياد زوج اول خودپيوسته ناله کند و اندوه ظاهر نمايد. (منتهي الارب ) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء (کلیک) )
 (لغت نامه دهخدا (کلیک) ) اسامی قرآنی دختران .عربی

- هاجر:

سخن پريشان گوي . (منتهي الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء)
رسوائي . فضيحت . (از ناظم الاطباء (کلیک) )  
(لغت نامه دهخدا (کلیک) ) اسامی قرآنی دختران .عربی

- عفت :

شکسته گفتن سخن را از لکنت زبان . و تکلف نمودن در عربيت . (از منتهي الارب )
شکستن از لکنت . (تاج المصادر بيهقي ).
تکلف کردن در عربيت و فصيح نشدن ، و گويند پيچاندن سخن را از راه خود و شکستن آن به جهت لکنت . (از اقرب الموارد)
(لغت نامه دهخدا (کلیک) ) اسامی قرآنی دختران .عربی

- سميرا :

شاخي که بدان
حجامت کنند. (برهان ) (فرهنگ رشيدي ).
شاخ حجامت . (آنندراج)
(لغت نامه دهخدا (کلیک) ) اسامی قرآنی دختران .عربی

- دنيا :

زن سخت خسيس و ناکس ، مشتق از دنائت که به معني ناکسي و زبوني است . (از غياث ) (از آنندراج ).
زن بسيار نزديک شونده . مشتق از دنو که به معني قريب باشد چرا که دنيا اقرب است به سوي آدمي به نسبت عقبي.
(لغت نامه دهخدا (کلیک) ) اسامی قرآنی دختران .عربی

- الهة :

مار. (منتهي الارب ) (آنندراج ).
مار بزرگ. (ذيل اقرب الموارد)
اُلاهَة. اِلهيًّة. الوهة. الوهية. (اقرب الموارد).
معبود شدن.
(لغت نامه دهخدا (کلیک) ) اسامی قرآنی دختران .عربی

- منير:

فُک ، خرس آبي . خرس دريايي . خوک بحري . (از دزي ج 1 ص 7)
روشن و روشن کننده . (آنندراج ).
(لغت نامه دهخدا (کلیک) ) اسامی قرآنی دختران .عربی

- قمر:

ماه
سيراب شدن شتران
مراهنه و قمار کردن . (اقرب الموارد).
درباختن و غالب آمدن در باختن است . (منتهي الارب ) (آنندراج)
(لغت نامه دهخدا (کلیک) ) اسامی قرآنی دختران .عربی

- عشرت :

آميختگي و آميزش .( منتهي الارب ).
اسم است از «معاشرة» بمعني مخالطت و آميزش . (ازاقرب الموارد)
(لغت نامه دهخدا (کلیک) ) اسامی قرآنی دختران .عربی

- مَهين :

سست و ناتوان . (دستور الاخوان ).
خوار و سست . (منتهي الارب ) (مجمل اللغة).
ضعيف . ذليل . بي مقدار. عاجز. پست . بي توان.
(لغت نامه دهخدا (کلیک) ) اسامی قرآنی دختران .عربی

- مَهین :

لعت فاعلي از اِهانة. خواري بخش . خوارکننده: و له عذاب مهين . (قرآن 4/14).
غث و سمين و معين و مهين آن را وزني ننهد. (سندبادنامه ص 245)
(لغت نامه دهخدا (کلیک) ) اسامی قرآنی دختران .عربی

- ریحانه :

آنچه در آن ريحان کارند. (غياث اللغات ) (آنندراج)
(لغت نامه دهخدا (کلیک) ) اسامی قرآنی دختران .عربی
- رعنا :

زن ابله . (از کشاف زمخشري ). 
زن گول . (دهار).
زن گول و سست و ضعيف . (منتهي الارب).
(لغت نامه دهخدا (کلیک) ) اسامی قرآنی دختران .عربی

- شیدا :

ديوانه و لايعقل . (برهان ) (رشيدي ) (غياث ) (انجمن آرا) (آنندراج ).
ديوانه . مجنون . (يادداشت مولف ).
ديوانه . (لغت فرس اسدي ).
بي عقل و بي هوش . (ناظم الاطباء (کلیک) ).
(لغت نامه دهخدا (کلیک) ) اسامی قرآنی دختران .عربی

- سميه :

زني زانيه (زن بدکاره) مادر
زيادبن ابي سفيان و يا زيادبن سميه . (منتهي الارب).
(لغت نامه دهخدا (کلیک) ) اسامی قرآنی دختران .عربی


لیست اسامی قرآنی (عربی)  پسران :



- غلام :

کودک . (منتهي الارب ) (غياث اللغات ).
کودک شهوت پديدآمده . (ترجمان علامه جرجاني تهذيب عادل نسخه کتابخانه لغت نامه )
پسري يا امردي که با وي عشق ورزند. پسر زيباروي . معني اصلي غلام ، پسر و امرد است ولي چون پادشاهان و امرا و شعرا و توانگران علاوه بر استفاده از غلامان خود در مورد خدمتگزاري و جنگاوري و تجمل با بعضي از بندگان خوبرو عشق ميورزيدند از اين رو غلام در ادبيات مفهوم معشوق را به خود گرفته است.
 (لغت نامه دهخدا (کلیک) ) اسامی قرآنی پسران .عربی

- باقر:

گاو. (مهذب الاسماء).
جمع بواقر.اسم جمع (بروايت ليث )
باقر جماعة بقر باشد با شبانانش ، مثل جامل که جماعة شتران بود باساربانان . و در جمهرة ابن دريد آمده است که باقر و بقير جمع بقر باشد. (از تاج العروس).
گروه گاوان با گاوچرانان و آن اسم جمع است . (از اقرب الموارد) .
باقر و بَقير و بَيقور و باقور و باقورة اسم جمع. (منتهي الارب )
(لغت نامه دهخدا (کلیک) ) اسامی قرآنی پسران  .عربی

- جعفر:

شتران ماده پرشير. (منتهي الارب )
خر. حمار.در اين معني مبدل يعفور است که در اصل به معني آهوست و گويند نام خر پيغامبر اسلام (ص ) بوده است:
از لعن برسم تو زنم نعل جعفري
گر ظن بري به من که من از دست جعفرم .
سوزني
(لغت نامه دهخدا (کلیک) ) اسامی قرآنی پسران  .عربی

- هاشم :

آنکه نان در اشکنه خرد ميکند. (ناظم الاطباء (کلیک) ).
هشم التريد لقومه ; فهو هاشم . (اقرب الموارد)
کوه نرم . (يادداشت مولف)
دوشنده شير. (يادداشت مولف ). جمع ، هُشُم .
(لغت نامه دهخدا (کلیک) ) اسامی قرآنی پسران  .عربی

- عباس :

صيغه مبالغه . بسيار ترش روي . (از اقرب الموارد)
(لغت نامه دهخدا (کلیک) ) اسامی قرآنی پسران  .عربی

ـ کاظم :

از ریشه " کظم" به معنای :
باز ايستادن شتر از نشخوار و نشخوار نکردن . (منتهي الارب ) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء (کلیک) )
جمع ، کُظًّم (منتهي الارب ).
کاظمين . خاموش و فروخورنده خشم . (منتهي الارب ) (آنندراج)
حليم و بردبار. ساکت .
(لغت نامه دهخدا (کلیک) ) اسامی قرآنی پسران  .عربی

- عثمان :

مار يا بچه مار. (منتهي الارب ) (اقرب الموارد)
ابوعثمان : کنيت مار. (اقرب الموارد)
(لغت نامه دهخدا (کلیک) ) اسامی قرآنی پسران  .عربی
- ياسر :

شترکش که گوشت بهره بهره کند. (از منتهي الارب ) (آنندراج ).
قمارباز. (منتهي الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج )
(لغت نامه دهخدا (کلیک) ) اسامی قرآنی پسران  .عربی

- قریش :

شتر استوار و توانا. (منتهي الارب)
(لغت نامه دهخدا (کلیک) ) اسامی قرآنی پسران  .عربی

- جواد :

بسیارجود .
اسب تندرو. (اقرب الموارد).
اسب نيک رو. (ترجمان علامه ). جمع ، جياد، اجياد، اجاويد
(لغت نامه دهخدا (کلیک) ) اسامی قرآنی پسران  .عربی

- شهاب :

در لطايف و مدارنوشته بمعني بچه سگ است . (غياث اللغات ) (آنندراج)
شيري باشد از گوسفند يا گاو که با آب آميخته باشند. (برهان ).
شيرآب . (مهذب الاسماء).
افروزه . ستاره دنباله دار. ستاره ديوانداز.
(لغت نامه دهخدا (کلیک) ) اسامی قرآنی پسران  .عربی

- جمال :

اشتروان . (مهذب الاسماء).
اشتربان . ساربان . ساروان . شتربان . شتروان . ج ، جمالون . (مهذب الاسماء).
خوب صورت و نيکوسيرت گرديدن . (منتهي الارب ) (اقرب الموارد)
(لغت نامه دهخدا (کلیک) ) اسامی قرآنی پسران  .عربی

- عباد :

بندگان . (اقرب الموارد) (منتهي الارب ) (ناظم الاطباء (کلیک) ) (آنندراج ).
بنده . غلام . خلاف حُرّ از مردم . (منتهي الارب ) (اقرب الموارد) (آنندراج)
(لغت نامه دهخدا (کلیک) ) اسامی قرآنی پسران  .عربی

- خليل :

صادق در دوستي . خالص در دوستي . (از منتهي الارب ) (از تاج العروس ).
دوستي که خلل در آن نيست . ناصح . (يادداشت بخط مولف).
لاغر. مختل الجسم
(لغت نامه دهخدا (کلیک) ) اسامی قرآنی پسران  .عربی

- صمد :

مردي که گرسنه و تشنه نشود در جنگ. (منتهي الارب ).
مردي که تشنه و گرسنه نباشد. (غياث اللغات )
قومي که حرفه نباشد ايشان را. (منتهي الارب )
(لغت نامه دهخدا (کلیک) ) اسامی قرآنی پسران  .عربی
- محرم :

شتر رام که هنوز رياضت وي تمام نشده و به سواري نه درآمده . (منتهي الارب ) (از ناظم الاطباء (کلیک) )
حرام شده .(منتهي الارب )
(لغت نامه دهخدا (کلیک) ) اسامی قرآنی پسران  .عربی

- تُراب :

خاک . (منتهي الارب ) (آنندراج ) (ترجمان جرجاني ترتيب عادل بن علي ) (ناظم الاطباء (کلیک) ).
بعربي خاک را گويند. (برهان ) (جهانگيري ).
خاک خشک . (غياث اللغات ).
چکه و ترشح (فرهنگ معین)
(لغت نامه دهخدا (کلیک) ) اسامی قرآنی پسران  .عربی

تِراب :

بن دست گوسپند. (منتهي الارب ) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء (کلیک) ).
 منه حديث علي عليه السلام : لئن وليت بني امية لانفضهم القصاب التراب الوذمة. (منتهي الارب )
آن يا جمع تَرْب بالفتح است مخفف تَرَب يا (صواب الوذام التربه است و آن وذام ) روده و شکنبه ها است که بخاک افتاده باشد. (منتهي الارب)
(لغت نامه دهخدا (کلیک) ) اسامی قرآنی پسران  .عربی

- اسحاق :

کهنه شدن . (تاج المصادر بيهقي ).
کهنه شدن جامه : اَسْحَقَ الثوب . (اقرب الموارد) (منتهي الارب)
پستان بشکم وادوسيدن از بي شيري . (تاج المصادر بيهقي ).
خشک شدن پستان و بر سينه چفسيدن : اَسْحَقَ الضرع ; خشک شد پستان شيرده و بر شکم چسبيد. (از منتهي الارب )
سائيده شدن . بسوده شدن . (بحر الجواهر).
نرم شدن سول اشتر. (تاج المصادر بيهقي) ( اَسْحَقَ خف البعير)
سوده شد سپل شتر. (از منتهي الارب)
(لغت نامه دهخدا (کلیک) ) اسامی قرآنی پسران  .عربی

- مُجید :

خداوند اسب نيکورو. (منتهي الارب ) (ناظم الاطباء (کلیک) ).
صاحب جواد يعني اسب پيش تاز خوب . ج ، مجاويد. (از اقرب الموارد ).
(لغت نامه دهخدا (کلیک) ) اسامی قرآنی پسران  .عربی

- رمضان :

مشتق از رمض است و معني رمض:
سوخته شدن پاي از گرمي زمين ، چون ماه صيام موجب سوختگي و تکليف نفس است . (از غياث اللغات )
گوسفند را شکم کفانيده با پوست آن در مغاکي بر سنگريزه هاي تفسيده زير خاکستر گرم پختن.(از منتهي الارب ).
شقه کردن گوسفند را با پوست و افکندن آن بر روي سنگ تفتيده و ريختن خاکستر گرم بر روي آن تا بپزد. (از اقرب الموارد)
چرانيدن گوسفندان و رمه را در زمين داغ و خوابانيدن آنها را در آن . (از متن اللغه)
(لغت نامه دهخدا (کلیک) ) اسامی قرآنی پسران  .عربی









- نقد زندگی تاریخی حضرت محمد 
- جن در قرآن و اسلام 
- تناقضات قران
- آیا حضرت محمد معصوم بوده؟
 
 
 
 

‏۵ نظر:

  1. معانی این همه نامها کاملاً نادرست. لطفاً دفت نموده و عفت کلام را مراعات کنید

    پاسخحذف
  2. معنی نامها و واژه ها درست و درست است و شکی در آن نیست و برآورده از قرآن و زبان عرب و تاریخ طبری است و با سند. قرآن را بخوان . تاریخ طبری هم که نمیدانی چی هست!!

    پاسخحذف
  3. لطفا کامنت اول را پاک کنید! وقتی مطلب را توی فیس بوک شیر می کنیم این کامنت اولی توی توضیح می آید! ماله کشان همه جا هستند!

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. دوست گرامی برای اینکه کامنت اول داخل توضیح لینک شما در فیس بوک قرار نگیرد باید بر روی متن فوق (در فیس بوک ) کلیک کرده و پاک و یا مطلبی دیگر را جایگزین نمایید.سپاس

      حذف
  4. هر چند اين معاني براي اين كلمات آمده اما نويسنده جاتب عدالت را رعايت نكرده چون اين ها تنها معاني كلمات نيستند بلكه معاني زيبايي هم دارند كه نويسنده در كمال بي انصافي از نوشتن آنها امتناع كرده.ضمنا چطور ميشود در مورد نقاط منفي به طبري مراجعه ميكنيد اما نقاط مثبت تاريخ طبري را در مورد علي نميبينيد.به هر حال موضع گيري هاي هر كس به حال بقيه توفيري نميكند اما بايد از نشان دادن حقايق به شكل ديگر اجتناب كرد.
    و اينكه هر كس بهتر از خودش شناخت دارد...

    پاسخحذف