۳۰ مرداد ۱۳۸۹

علی بن موسی با لقب رضا


علی بن موسی با لقب رضا ، (۱۴۸–۲۰۳ ه‍.ق.) امام هشتم شیعیان دوازده امامی است. ایشان از وی با عنوان «امام رضا » یاد می‌کنند. پدر امام رضا موسی بن جعفر هفتمین امام شیعیان و مادر امام رضا طبق روایات مختلف نام‌ها، کنیه‌ها و لقب‌های ام البنین، نجمه، سکن و تکتم را دارد. زادگاه امام رضا مدینه بود و در توس درگذشت.

علی بن موسی با لقب رضا
شیعیان مأمون خلیفهٔ عباسی را که امام رضا را ولیعهد کرده بود مسئول مرگش می‌داند اما به نقل از تاريخ طبري امام رضا از فرط زياده روي در خوردن انگور فوت نممودند. مقبره  امام رضا در شهر مشهد قرار دارد و سالانه مورد بازدید میلیون‌ها مسلمان شیعه از ایران، پاکستان، بحرین، عراق و دیگر کشورها قرار می‌گیرد. دوران زندگی علی بن موسی « امام رضا » زادهٔ جمعه ۱۹ رمضان یا نیمه ماه رمضان یا پنج شنبه ۱۱ ذیقعده یا ۱۰ رجب سال ۱۴۸ هجری در شهر مدینه بود. امام رضا ۲۴ سال وچند ماه را با پدرش به سر برد. ولی مطابق آنچه گفته شد، عمر علی بن موسی با لقب رضا در روز درگذشت پدرش ۳۵ سال یا ۲۹ سال و دو ماه بوده و پس از مرگ پدرش چنانکه در مطالب السئول نیز آمده، ۲۵ سال زیسته ‌است و مدت امامت امام رضا حدود ۲۰ سال طول کشید، که ۱۷ سال آن در مدینه و سه سال آخر آن در خراسان گذشت. رضا در مدینه، پس از مرگ پدر، امامت بر مردم را بر عهده گرفت، و به رسیدگی امور پرداخت، شاگردان پدر را به دور خودش جمع کرد، و به تدریس و تکمیل حوزه علمیه جدش، رییس مذهب شیعه جعفر صادق پرداخت. در طول این مدت، امام رضا در دنباله حکومت هارون الرشید را که ده سال و بیست و پنج روز بود زیست. سپس امین از سلطنت خلع شد و عمویش ابراهیم بن مهدی برای مدت بیست و چهار روز به سلطنت نشست. آنگاه دوباره امین بر علیه او شورش کرد و برای وی از مردم بیعت گرفته شد. یکسال و هفت ماه حکومت کرد ولی به دست طاهر بن حسین کشته شد. سپس عبد الله بن هارون، مامون، به خلافت تکیه زد و بیست سال حکومت کرد. در زمان حکومت مامون، آن گونه که در کتب معتبر شیعه آورده‌اند او که علاقه مردم ایران به امامان شیعه را می ‌دید تصمیم گرفت رضا را مجبور کند تا از مدینه به خراسان بیاید و امام رضا را به عنوان ولیعهد و جانشین خود معرفی کند و چنان چه شیخ مفید در کتاب مسار الشیعه آورده‌ است روز اول ماه رمضان روز بیعت ‏به ولایت عهدی رضا توسط مامون است، تا با این روش بتواند در بین مردم محبوبیت قابل ملاحظه ‌ای پیدا کند و درضمن تصمیم داشت تا رضا را نزد خود بیاورد و کارهای امام رضا را تحت نظارت کامل خود قرار دهد.











- نقد زندگی تاریخی حضرت محمد 
- جن در قرآن و اسلام 
- تناقضات قران
- آیا حضرت محمد معصوم بوده؟
 
 
 
 

۱ نظر:

  1. راجب زندگي امام رضا هم دروغ نوشتيد زيرا که:

    حضرت امام رضا هشتمین پیشوای شیعیان ،فرزند حضرت امام کاظم و نجمه خاتون است که در مدینه منوّره ولادت یافت.اسم مبارک آن امام علی، کنیه‌اش ابوالحسن و ملقب به رضا است. حضرت موسی بن جعفر علیه‌السلام در دوران زندگی‌اش بارها امام رضا را به عنوان وصی و خلیفه خود و امام مردم معرفی می‌فرمود. امام رضا دارای اخلاقی بسیار نیکو بود؛ به‌طوری که دوست و دشمن به فضیلت و مکارم اخلاق او اقرار داشتند. امام از ذوق سرشاری برخوردار بود و گاهی مطالب عمیق و مفیدی را در قالب شعرهای نغز و شیرینبیان می‌فرمود. پس از مرگ هارون ، فرزندش مامون با برادر خود امین به مخالفت برخاست و سرانجام او را کشت و خود بر اریکه خلافت تکیه زد. پس از مرگ امین، آشفتگی اوضاع کشور سبب شد از هر گوشه و کناری، گروهی قیام کنند. مامون برای آرام‌کردن اوضاع، چاره‌ای ندید جز اینکه از نفوذ معنوی حضرت رضااستفاده کند. پس امام رضا را به مقر حکومتش مرو دعوت کرد. امام چندین بار از رفتن به مرو عذر خواست ولی مامون نپذیرفت. لذا پس از وداع با قبر مطهر جدشان ،رسول الله، و اهل بیت خود به طرف مکه حرکت کرد و پس از وداع با خانه خدا به طرف خراسان رهسپار شد. مأمورین مأمون، امام رضا را از نیشابور به طرف طوس حرکت دادند و از نواحی ده‌سرخ و رباط سعد گذشتند و به سناباد وارد کردند.
    امام رضا در سناباد جای قبر مطهر خود را نشان دادند و پس از اقامتی کوتاه از سرخس به مرو ،مقر حکومت مأمون، رفتند. مأمون در ابتدا پیشنهاد خلافت را به امام رضا داد ولی امام رضا نپذیرفت؛ لذا مأمون پیشنهاد ولایتعهدی خود را داد که باز هم امام رضا حاضر به قبولش نشد. ولی مامون چاره‌ای نداشت و به همین دلیل ولایتعهدی خود را با تهدید به قتل، به امام رضا تحمیل کرد. حضرت رضا که خود را مجبور دید، با اکراه تمام، ولایتعهدی را با شرایط سنگینی قبول فرمود. مامون هم به اجبار، آنها را پذیرفت و دستور داد جشنی به پا کنند و مردم با امام رضا به عنوان ولی‌عهد بیعت نمایند.
    سپس مأمون جریان ولایتعهدی را برای حکام و عاملین خود نوشت و به شهرهای دور‌دست فرستاد و تغییراتی در اداره کشور اعمال کرد؛ به نام حضرت رضا سکه زد و دستور داد نام امام رضا را در خطبه‌ها به نیکویی ببرند و شاعران در مدحش قصیده و شعر بسرایند.
    مامون که همیشه کینه حضرت رضا را در دل می‌پروراند، با سیاست‌های زیرکانه و منافقانه‌ی خود، موجب آزار امام رضا می‌شد و گاه و بیگاه اموری را برخلاف شروط اولیه به امام رضا تحمیل می‌کرد، که درخواست اقامه نماز عید فطر از آن جمله است.
    حتی یک بار دستور داد غلامانش به خانه امام یورش ببرند و او را قطعه ‌قطعه کنند اما به لطف خداوند، امام رضا از این واقعه جان سالم به در برد. یکی از سیاست‌های مأمون برای شکستن ابهت و جلالت حضرت رضا برگزاری مجالس مباحثه با صاحبان ادیان و مذاهب مختلف بود تا شاید در این گیرودار، امام رضا از جواب بعضی سؤالات، عاجز بماند و تقدس و عظمتش شکسته شود. حتی گاهی خود مامون شروع می‌کرد و سوالات پیچیده قرآنی و مذهبی طرح می‌کرد. ناگفته نماند خلفاء جور غالبا اهل عیش و طرب بودند و به دنبال علم و دانش نمی‌رفتند. مامون هم بی ‌تقوا و فاسد بود ولی در عین حال، هم ظاهر خود را حفظ می‌کرد و هم به دنبال تفسیر و مسائل مذهبی و کلامی می‌رفت. لذا گاهی خودش با مخالفین شیعه به بحث و گفتگو می پرداخت و جواب آنان را شخصاً به عهده می گرفت.
    حضرت رضا در هر فرصتی، مأمون را نصیحت و موعظه می‌فرمود، اما او تا می‌توانست بر امام رضا حسد می‌ورزید و در صدد تحقیر امام رضا بر می آمد و به هر حیله و نیرنگ ، مقاصد شوم و شیطانی خود را دنبال می‌کرد تا سرانجام تصمیم گرفت امام رضا را مسموم کند و او را که مانع بزرگی بر سیاست‌ها و دنیاطلبی‌اش بود، از میان بردارد.شهادت حضرت رضا به دست مأمون از صدر اسلام برای اهل حدیث مسلم و معلوم بود و حتی به تصریح رسول خدا و امیرالمؤمنین و امام صادق علیهم السلام در تاریخ ثبت شده بود؛ خود امام رضا نیز بارها از شهادت خود خبر می‌داد و حتی قاتل خود را مشخّص و جای قبر خود را معیّن می‌فرمود.

    پاسخحذف