۳۰ مرداد ۱۳۸۹

ابوبکر


ابوبکر از صحابه محمد پیامبر اسلام است. در باره زمان اسلام ابوبکر اقوال مختلفی وجود دارد. پس از مرگ محمد در سال ۶۳۲ پس از میلاد، ابوبکر از سوی صحابه محمد، به جانشینی محمد به عنوان خلیفه مسلمین بر منصب خلافت برگزیده شد. اهل سنت از ابوبکر به عنوان اولین خلیفه از چهار خلیفه مسلمین که به «خلفای راشدین» معروف هستند، یاد می‌کنند.

ابوبکر
خلافت ابوبکر ۲ سال و ۳ ماه به طول انجامید. در دوران خلافت، ابوبکر در جنگ‌های موسوم به ردة، با دین برگشتگان و اقوام عربی که پس از مرگ محمد سر به شورش گذاشته بودند پرداخت و با شکست آنها، قانون اسلامی را در کل جزیره عرب برقرار کرد.ابوبکر در طول خلافتش، سرزمین‌های سوریه و عراق به امپراطوری اسلامی افزود.
درخانواده ابوبکر سه نسل صحابه رسول بودند پدر ابوبکر ،خود ابوبکر و پسر ابوبکر ، ابوبکر پدرزن محمد بود؛ دختر ابوبکر، عایشه همسر محمد، بود. همچنین دیگر دختر وی اسماء بنت ابوبکر همسر زید از صحابه محمد بود. همسر ابوبکر اسماء بنت عمیس پس از مرگش به همسری علی درآمد و به همراه دو فرزندی که از ابوبکر داشت، به خانه علی رفت.
ابوبکر در هنگامی که اسلام را پذیرفت، در حدود ۴۰ سال داشت.

۵ نظر:

  1. بعد از درگذشت محمد در تاریخ دوشنبه ۲۸ صفر، یازدهم هجری قمری تعدادی از مهاجرین در سقیفه بنی ساعده جمع شده بودند. زبیر، علی بن ابیطالب و یاران او در خانه فاطمه جمع بودند. عده‌ای از مهاجرین از جمله ابوبکر و عمر که از این اجتماع مطلع گشتند و خود را به آنجا رساندند. در اجتماع سقیفه مهاجرین، سعد بن عباده از صحابه بزرگ پیامبر و رئیس عشیره بنی ساعده و خزرجیان در حالتی مریض در وسط جمعیت بود و تمام خزرجیان نیز جمع بودند.بحث بالا گرفت و ابتدا هر گروه فضیلتی از خویش بیان می‌کرد و خود را از گروه دیگر به امر خلافت محق‌تر می‌دانست. یکی از انصار از فضایل انصار گفت و ابوبکر در سخنرانی خود با قبول فضایل مهاجرین عنوان نمود که اعراب پس از فوت محمد تنها از فردی از قبیله خود پیامبر اطاعت خواهند نمود و انصار نمی‌توانند جامعه‌ای که محمد به وجود آورده‌اند را حفظ نماید. بعد از آن که این کار نتیجه نداد ابوبکر از هر دو گروه خواست تا از اختلاف دوری کنند و به عمر و ابوعبیده ابن الجراح اشاره کرد و از جمع خواست تا با یکی از آن دو بیعت کنند. در این لحظه عمر گفن که با وجود شخصی چون تو بر ما سزاوار نیست که خلیفه مسلمین شویم.
    سپس این هنگام حباب ابن منذر از انصار و از مجاهدین بدر پیشنهاد داد که دو امیر یکی از انصار و دیگری از مهاجرین انتخاب شوند. بعد از آنکه سر و صدا و هیجان گروه خوابید عمر از ابوبکر خواست که دستش را جلو بیاورد و با او بیعت نمود. بدنبال او سایر مهاجرین و انصار نیز با ابوبکر بیعت نمودند. سقیفه هنگامی کاملاً به نفع ابوبکر شد که بنی اسلمیان که شاخه‌ای از خزرجیان بودند در تعدادی زیاد به مدینه آمدند و با ابوبکر بیعت کردند. بنی اسلمیان عشیره‌ای بودند که عشق و وفاداری آنها به محمد زبانزد بود وبه خاطر همین توسط پیامبر به آنها نیز عنوان مهاجرین اطلاق شد. بنی اسلم دشمنی دیرین با انصار داشتند. آنها حتی با اشاره عمر به سعد بن عباده که با ابوبکر بیعت نکرده بود درگیر شدند.

    پاسخحذف
  2. حضرت پیامبر (ص) فرمودند: " ایمان ابوبکر از ایمان تمام امت سنگین تر است "
    قطعا اگر پیامبر اکرم ، این چنین ایمانی را برای ابوبکر می پذیرفت ، اسامة بن زید را امیر و فرمانده او قرار نمی داد و در شهادت دادن به نفع ابوبکر – همان گونه که درباره شهدای احد ، شهادت داده – امتناع نمی ورزید و به ابوبکر نمی فرمود : " نمی دانم پس از من چه خواهی کرد " تا آنجا که ابوبکر را به گریه وا داشت " .( موطا امام مالک ج1 ص307 –مغازی واقدی ص310 )
    و اگر علی بن ابی طالب و دیگر اصحابی که پیروی از او کردند ، می دانستند که ابوبکر بر چنین قله بلندی از ایمان قرار دارد ، بر آنها جایز نبود که از بیعت ابوبکر سرباز زنند و اگر حضرت زهرا میدانست که ابوبکر دارای چنین مقام والائی از ایمان است او خشم نمی کرد و از سخن گفتن با ابوبکر و جواب سلامش امتناع نمی ورزید و علیه ابوبکر پس از هر نماز دعا نمی کرد ( الامامه و السیاسه ج1 ص14 – رسائل الجاحظ ص301 – اعلام النساء ج3 ص 215 )
    و اگر آن روایت که می گوید " اگر می خواستم خلیل و دوستی صمیمی برای خود بگیرم ، ابوبکر را بر می گزیدم " . مورد بررسی قرار دهیم ، آن هم با روایت قبلی فرقی ندارد ، ابوبکر کجا بود روز "مواخات صغری" در مکه پیش از هجرت و روز "مواخات کبری" در مدینه ، پس از هجرت که هر دو روز پیامبر ، علی را به اخوت برگزید و به او فرمود : "تو برادر من در دنیا و آخرت هستی " و هیچ اعتنائی به ابوبکر نکرد ، بلکه او را از برادری و اخوت در آخرت محروم کرد همچنان که از دوستی محرومش نمود . و من بنای بر طولانی شدن موضوع را ندارم ، لذا به همین دو نمونه بسنده می کنم که از کتب اهل سنت نقل کردم و اما ما شیعیان اصلا چنان روایتهائی را نمی پذیریم و دلیل های روشنی داریم که این روایت ها در دوران پس از ابوبکر جعل شده .

    پاسخحذف
  3. از برجسته ترین حادثه زندگی ابوبکر همراهی او با پیغمبر در هجرت به مدینه و پنهان شدن در غار ثور از دست کفار است که اهل سنت برای این مسئله اهمیت زیادی قائلند ولی مفسران شیعی و حتی برخی از اهل سنت با توجه به جمله «لاتحزن» که اشاره به آیه 40 سوره بقره است (پیغمبر به ابوبکر توصیه کردند از چیزی نترس) بر این باورند که این همراهی تصادفی بوده و با توجه به ترس و وحشت ابوبکر، فضیلتی به شمار نمی آید. از سابقه نظامی ابوبکر چیزی در دست نیست. بعضی اوقات، فرمانده و یا عهده دار مسئولیتی بوده است. دختر ابوبکر عایشه یکی از زن های پیامبر اسلام بود. ابوبکر تا زمان حیات رسول الله مانند یکی از اصحاب، زندگی خود را میگذراند. ولی از روزی که وفات رسول خدا اتفاق افتاد که آن روز بسیار حساس و خطرناک شد سیاست های متضاد و تعصبات و حب و بغض های کهن و رقابت مهاجرین و انصار که در سایه شخصیت پیغمبر خدا پنهان شده بود ابوبکر فرصت پیدا کرد تا خود را نشان دهد. از همان روز، ابوبکر دست به اقداماتی زد که از نظر شیعه مردود و منافی با سنت و سفارش پیغمبر بود.
    پس از مدت زمان کوتاهی از فوت پیامبر، ابوبکر علی رغم آیه تطهیر 33 سوره احزاب که در شأن دختر و داماد و فرزندان پیغمبر نازل شده بود، ابوبکر به آنها ستم و توهین کرد و حرمت و حقوق اهل بیت پیغمبر را رعایت نکرد. کارگزاران ابوبکر به حکم او، علی را با تهدید به قتل و سوزاندن خانه اش، به مسجد بردند و به بیعت با ابوبکر وادار کردند و این عمل موجب خشم شدید حضرت فاطمه شد، بطوریکه به مسجد رفت و ابوبکر را مورد خطاب قرار داد و توبیخ شدید نمود. بعد از اینکه با ابوبکر بیعت شد، ابوبکر خود را خلیفة الله و خلیفه رسول الله خواند و ابوبکر بعدها هم به رأی و میل خود، برای خودش جانشین معرفی کرد و خلافت را به عمربن الخطاب واگذار نمود.

    پاسخحذف
  4. از کارهای ناشایست دیگر ابوبکر بعد از رحلت پیغمبر خاتم این بود که ملک « فدک » را که هدیه و هبه رسول الله به دخترش فاطمه زهرا بود،ابوبکر به قهر و غلبه از دست دختر پیامبر بیرون آورد و آن را مصادره کرد. فاطمه برای دفاع از حق خود به مسجد رفت و در جمع مهاجرین و انصار طی خطبه ای مفصل رفتار ابوبکر را شدیدا مورد حمله و غضب قرار داد. او اثبات کرد که این ملک هدیه پیغمبر به اوست نه اینکه ارث باشد و برای این مطلب هم علی و حسنین و ام ایمن را شاهد آورد. بعد فاطمه زهرا با خشم و قهر از مسجد بیرون رفت، او دیگر آنقدر رنجیده و آزرده شده بود که اجازه نداد ابوبکر و عمر به عیادتش بروند و یا بعد از فوت حضرتش در مراسم نماز و تدفین او شرکت کنند.
    به روایت محدثین و مفسرین اهل سنت، ابوبکر تفسیر بعضی آیات را نمی دانست و در بعضی آیات دیگر دچار اشتباه می شد. ابوبکر حتی بعد از خلافت خود می گفت: استعفای مرا بپذیرید که من بهترین شما نیستم تا وقتی علی در بین شماست. این اعمال ابوبکر و بسیاری اعمال دیگر ابوبکر، سبب شد که عده ای از مسلمانان و اهل تشیع، خلافت ابوبکر را غیرقانونی میدانند و رفتار و کردار او را به شدت مورد انتقاد قرار میدهند. ابوبکر در حدود سه سال بعد از پیامبر خدا از دنیا رفت.

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. از پیامبر حدیث وجود دارد که از پیامبران ارث برده نمیشود.
      فاطمه نیز بعد از شنیدن این حدیث ساکت شده و قانع میشود و خشم و غضبی در کار نبوده است.

      حذف