۳۰ مرداد ۱۳۸۹

اصول دین اسلام



اصول دین اسلام


از بنیادی‌ ترین باورهای مسلمانان تحت عنوان اصول دین یاد می‌شود. اصول دین نزد مسلمانان سه عدد هستند اعتقاد به هر کدام از این اصول ، باورهایی را به عنوان زیر شاخه موجب می‌شود :

  1. توحید : یعنی اعتقاد به یگانگی خداوند و اعتقاد به صفات او.
  2. نبوت : یعنی اعتقاد به ضرورت فرستادن پیامبران از سوی خداوند برای راهنمایی بشر .(  اعتقاد به پیامبری محمد ).
  3. معاد : یعنی اعتقاد به وجود جهانی که بعد از فروپاشی این جهان کنونی، نمایان می‌شود و در آن جهان نیکان و بد کرداران به سزای کردار خویش می‌ رسند.
در میان این اصول آنچه ریشه بقیه‌ است، توحید می‌ باشد، به طوری که دین شناسان مسلمان می‌کوشند تا با اثبات آن بقیه اصول و فروع را ثابت کنند شیعیان علاوه بر این سه اصل، به عدل و امامت نیز به عنوان اصلهای چهارم و پنجم معتقدند.












- نقد زندگی تاریخی حضرت محمد 
- جن در قرآن و اسلام 
- تناقضات قران
- آیا حضرت محمد معصوم بوده؟
 


۲ نظر:

  1. این معانی از اصول دین تابع فلسفه ومنطق سونان و حدیث است اصول دین را خود اصول دین باید تبیین کند خلاصه ان چنین است


    .
    اصل‌ اول‌ توحيد: خداوند توحيد مطلق است‌، هستي‌ مطلق ‌ است‌، ، ثبات‌ مطلق است‌، و چون‌ نمی توان برای او بعد تصور کرد ـ جز ندارد تركيب‌ ندارد ـ زمان‌ و مكان‌ برای او نمی توان تصور کرد ـ و چون‌ مطلق(بي‌نهايت )است‌ زماني‌ و مكاني‌ خالي‌ از او نيست‌، درهمه‌ جا هست‌ در نتیجه ، اثرناپذير است‌، بنابراين‌ هستي‌ ازلي‌ و ابدي‌ دارد و مرگ‌ناپذيراست‌ اما هر مخلوقي‌ نشانه‌اي‌ از اوست‌، يعني‌ هر موجودي‌ در توحيد (مقدر ) نسبي‌ خلق‌ شده‌ است‌، يعني‌ هرموجودي‌، هستي‌اش‌، مجموعه‌اي‌ از اجزاء است‌ كه‌ اين‌ اجزاء به‌ توحيد رسيده‌اند و اگر قانون‌ توحيدرا از داخل‌ آن‌ بر داريم‌ آن‌ موجود ديگر وجود نخواهد داشت‌ همان‌ طوري‌ كه‌ در مبداء خلقت‌ نيز همه‌مخلوقات‌ بر پايه‌ توحيد خلق‌ مي‌شوند مثلاً انسان‌ آنگاه‌ كه‌ اسپر از مرد و اوول‌ از زن‌ در رحم‌ مادر به‌توحيد رسيدند، نطفه‌ خلقت‌ بچه‌ به‌ وجود مي‌آيد حتي‌ موجودات‌ بي‌جان‌ مثل‌ اتم‌، كه‌ ذره‌اي‌ است
    از سه‌ جزء الكترون‌، پروتون‌ و نوترون‌، كه‌ با هم‌ به‌ توحيد رسيده‌اند و اگر توحيد داخلي‌ آنها را بهم‌بزنيم‌ دنيايي‌ را خراب‌ مي‌كند بنابراين‌ توحيد قانون‌ هستي‌، حيات‌ و حركت‌ است‌.
    اصل‌ دوم‌ بعثت‌: خداوند بعثت‌ مطلق است‌، خود باعث‌ خود است‌ نظمي‌ در خود حاكم‌ است‌ كه‌ منبعث‌ ازخود است‌ به‌ قول‌ امروزيها يك‌ نظم‌ پویا‌ دارد خود جوش‌ مطلق است‌، داراي‌ نظامي‌ منبعث‌ ازتوحيد خود است‌.
    اما قانون‌ بعثت‌ نسبي‌، را در ذات‌ همه‌ پديده‌ها قرار داده‌ است‌ يعني‌ هر موجودي‌ كه‌ خلق‌ شده‌ درداخل‌ آن‌، نظامي‌ منبعث‌ از توحيد اجزاء خود را دارد كه‌ خدا آن‌ را در او قرار داده‌ است‌ هيچ‌موجودي‌ وجود ندارد مگر در داخلش‌ نظامي‌ داشته‌ باشد كه‌ منبعث‌ از توحيد اجزايش‌ مي‌باشد مثلاًوجود ما، مجموعه‌اي‌ است‌ از اجزاء كه‌ اين‌ اجزاء با يك‌ نظام‌ منبعث‌ از توحيد اجزايش‌ بوجود آمده‌است‌ از اينرو هيچ‌ موجودي‌ هستي‌ ندارد مگر داخلش‌ نظامي‌ منبعث‌ از توحيد اجزايش‌ باشد.
    اصل‌ سوم‌ امامت‌: خداوند امام‌ مطلق ‌ است‌، خداوند امام‌ مطلق‌ خودش‌ و امام‌ مطلق همه‌مخلوقات‌ است‌ و چون‌ مطلق است‌ و در همه‌ جا هست‌ و در درون‌ هر موجودي‌ است‌ و براي‌ حاكميت‌داشتن‌ احتياج‌ به‌ زور ندارد بنابراين‌ امامتش‌ بر پايه‌ دادن‌ اختيار به‌ همه‌ مخلوقات‌ است‌.
    در نتيجه‌ در داخل‌ هر موجودي‌ امامت‌ نسبي‌ را قرار داده‌ است‌ تا آن‌ موجود با اختيار خود، خود رارهبري‌ كند چرا كه‌ هر موجود مجموعه‌اي‌ از اجزااست‌ و داراي‌ نظام‌ و نظام‌ بدون‌ رهبري‌ امكان‌ ندارد.مثلاً در داخل‌ وجود ما، همه‌ اجزاي‌ وجودمان‌ در رهبري‌ بدن‌ ما شركت‌ مي‌كنند و يا در جامعه‌ بايدهمه‌ افراد جامعه‌ در رهبري‌ جامعه‌ شركت‌ كنند در نتيجه‌ امامت‌ اصلي‌ است‌ عمومي‌ و جهان‌ شمول‌ ورهبري‌ جامعه‌ از آن‌ خود جامعه‌ است‌ يعني‌ ولايت‌ از آن‌ همه‌ مردم‌ است‌ ولايت‌ از آن‌ جمهور مردم‌است‌، و كسي‌ كه‌ در جامعه‌ حكومت‌ مي‌كند، آن‌ را به‌ امانت‌ از مردم‌ گرفته‌ است‌،

    پاسخحذف
  2. اصل‌ چهارم‌ عدالت‌: خداوند عدل‌ مطلق‌ است‌ و در تعادل‌ مطلق‌ است‌ و قانون‌ عدالت‌ را نيز دردرون‌ هر موجودي‌ به‌ عنوان‌ آيه‌ (علامت‌) و قانون‌ هستي‌ قرار داده‌ است‌ هر موجودي‌ كه‌ از عدل‌،خارج‌ شود يعني‌ از تعادل‌ خارج‌ شده‌ و مرگ‌ مي‌پذيرد خداوند مرگ‌ ندارد چون‌ در تعادل‌ مطلق‌ است‌وظيفه‌ امامت‌ داخل‌ هر موجود برقراري‌ عدالت‌ در درون‌ و بيرون‌ خود است‌ بنابراين‌ عدالت‌، صراط‌مستقيم‌، كمال‌جوئي‌ است‌ خروج‌ از عدل‌ يعني‌ حركت‌ به‌ سوي‌ نابودي‌ و مرگ‌ بنابراين‌ عدالت‌ قانون‌هستي‌ است‌.
    اصل‌ پنجم معاد‌: خداوند معاد مطلق است‌، يعني‌ براي‌ خداوند ديروز، امروز، فردا يا به‌ معني‌ ديگرگذشته‌ و حال‌ و آينده‌ يكي‌ است‌ اما قانون‌ معاد نسبي‌ را در درون‌ هر موجودي‌ قرار داده‌ است‌ يعني‌هر موجودي‌ كه‌ خلق‌ مي‌شود داراي‌ مبدأ است‌ و گذشته‌ و حال‌ و آينده‌اي‌ دارد و اگر از پنج‌ قانون‌اصول‌ دين‌ پيروي‌ كند معادش‌ در دنيا زندگي‌ در آزادي‌ و استقلال‌ و در آخرت‌ بهشت‌ برين‌ خواهد بودو اگر موجود از پنج‌ قانون‌ اصول‌ دين‌ خارج‌ شود در دنيا اسارت‌ و استبداد و در آخرت‌ در جهنم‌ خواهدبود. آخرت‌ را ما امروز مي‌سازيم‌ اگر امروز در جامعه‌اي‌ توحيدي‌ ـ يعني‌ برادري‌ و دوستي‌ و محبت‌ وعشق‌ و در نظام‌ آزادي‌ و سازندگي‌ و در امامت‌ استقلال‌ و برابري‌ و در عدالت‌ ـ صراط‌ مستقيم‌كمال‌جوئي‌ حركت‌ كنيم‌ روزبروز در جامعه‌اي‌ زندگي‌ خواهيم‌ كرد كه‌ به‌ كمال‌ مطلوب‌ يعني‌ بهشت‌،نزديكتر خواهيم‌ شد و بهشت‌ را در اينجا خواهيم‌ ساخت‌ كسي‌ كه‌ در دنيا در جهنم‌ زندگي‌ كند حتماًآخرتش‌ نيز جهنم‌ خواهد بود در جامعه‌اي‌ كه‌ اصول‌ دين‌ حاكم‌ نباشد ، همه‌ فسادها وبدبختي‌ها و ظلم‌ها و تبعيض‌ها و... خواهد بود پس‌ اي‌ برادران‌ واي‌ خواهران‌ و اي‌ خانواده‌ ايران‌بيائيد دست‌ در دست‌ هم‌ بدهيم‌ و با يك‌ همبستگي‌ بزرگ‌ ايران‌ را نجات‌ دهيم‌ و الگوئي‌ نيز به‌ جهان‌عرضه‌ كنيم‌ كه‌ اي‌ دنيا، اي‌ مردم‌ ببينيد اين‌ است‌ اين‌ است‌ دين‌ ما، اين‌ است‌ وطن‌ ما، و درپايان‌ اين‌ مقدمه‌ بايد بگوئيم‌ هر جا شورا =مردمسالاری حاکم باشد، آنجا در واقع اصول دین حاکم شده است‌.بدون اینکه نامی از دین برده شود

    پاسخحذف