۳۰ مرداد ۱۳۸۹

جنگ نهاوند


جنگ نهاوند ، در سال بیست ویکم هجری مطابق با سال ۶۴۱ میلادی بین سپاه ایران و اعراب در حمله اعراب به ایران در نزدیکی نهاوند که در منطقه ‌ای کوهستانی واقع شده، اتفاق افتاد. 
جنگ نهاوند که مسلمین آن را فتح‌ الفتوح نامیدند یکی از مهم ‌ترین جنگ‌هایی است که بین اعراب مسلمان و سپاه ایران اتفاق افتاده ‌است. 
ابن اثیر در خصوص علت این نام‌ گذاری می‌نویسد «مسلمین جنگ نهاوند را «فتح‌ الفتوح» نامیدند زیرا بعد از آن سپاه ایران نتوانستند جمع شده و در برابر اعراب بایستند، و پس از جنگ نهاوند  بود که اعراب سراسر کشور ایران را تصرف کردند، و امپراتوری ساسانی فروپاشید.»

سرانجام برای مواجهه با خطری که ایران را تهدید می کرد پادشاه بخت برگشته یزدگرد سوم که از مدائن گریخته بود و در شهرهای غربی ایران آواره گشته بود تصمیم گرفت یک بار دیگر تمام قوای خود را تجهیز کند تا مگر اعراب را از مدائن و عراق براند و دست آنها را از تعرض ببلاد غربی کوتاه نماید.  
از طرفی دیگر پیروزی در جنگ نهاوند  می‌توانست راه ورود اعراب را به مناطق داخلی ایران هموار کرده و غنایم زیادی نصیب اعراب سازد. 
 نهاوند شهر بزرگی است که در سمت جنوب شرقی استان همدان واقع است و بین این شهر تا همدان ۱۴ فرسخ راه است. امروزه شهر نهاوند میان چهار شهر بروجرد ، همدان ، اراک و کرمانشاه قرار دارد. 
یزدگرد در سال بیست و یکم هجری قمری گماشتگان خود را از ری به خراسان ، گرگان ، طبرستان ، مرو ، سیستان ، کرمان و فارس فرستاده حکام را بجمع آوری لشکر تشویق و ترغیب نمود، و به قولی که خالی از اغراق نیست، قریب یکصد هزار نفر در نهاوند گرد آمدند. 
نقشه آن بود که حلوان و تیسفون را فتح کرده ، کوفه و بصره را که مهمترین سنگرهای اعراب در آنحدود بود تسخیر سازند.
جنگ نهاوند
گرد آمدن این سپاه انبوه در نهاوند البته بار دیگر برای اعراب کوفه خطر و تهدید بزرگی بود. 
بهمین جهت عمار بن یاسر که دراین زمان بنا بر مشهور به جای سعد بن ابی وقاص امارت کوفه داشت نامه ای به خلیفه نوشت و او را از این ماجرا آگاه کرد و در دفع این خطر از او کمک خواست. 
خلیفه که از این خبر سخت بوحشت افتاده بود یک لحظه اندیشید که خود آهنگ عراق کند اما عاقبت از آن خیال بیرون رفت و نعمان بن عمرو بن مقرن مزنی را که در آن زمان عهده دار خراج کسکر بود به امارت لشکر نامزد کرد. 
فرمان هم داد که از شام و عمان و بصره و دیگر اقطار نیز قسمتی از سپاه مسلمین بوی بپیوندند. 
نعمان با این لشکر از کوفه بیرون آمد و در جایی نزدیک نهاوند اردو زد. 
چند روزی دو لشکر مقابل یکدیگر بودند و جنگ و تلاقی روی نمی‌داد. 
آخر اعراب به دروغ آوازه در افکندند که خلیفه مرده است و آنها قصد بازگشت دارند. 
باین حیله ایرانیان را از سنگر بیرون کشیدند و در صحرا با آنها دست بجنگ زدند. 
جنگ نهاوند که روی داد سخت و خونین بود و سه روز طول کشید. 
نعمان در جنگ کشته شد. ایرانیان شکست خوردند و بسیاری فرار کردند. 
اهل نهاوند حصاری گشتند اما عاقبت به صلح راضی شدند. 
غنائم بیشماری بدست اعراب افتاد واز آنجمله ‌است دو صندوق بزرگ پر از مروارید (لؤلؤ) و زبرجد و یاقوت که شخصی در مقابل طلبیدن امان آنرا به اعراب نشان داد. 
پس از نهاوند همدان بدست اعراب افتاد.









- نقد زندگی تاریخی حضرت محمد 
- جن در قرآن و اسلام 
- تناقضات قران
- آیا حضرت محمد معصوم بوده؟
 
 
 
 

۳ نظر:

  1. جنگ نهاوند از خونینترین جنگهائی است که بر ایران عزیزمان تحمیل گردید، جنگی که در آن اعراب همۀ نیروهای خویش را به کار بستند و سپاهیانشان را از روم و شام فرا خواندند. در این جنگ، به روایتی، ۶۰۰۰۰۰ نفر شرکت داشتند. مقدّسی در باره جنگ نهاوند و پایداری ایرانیان می نویسد: « … و دسته‌های ایرانی، که گویند چهار صد هزار نفر بودند … در آنجا بودند و به شکیبائی و پایداری سوگند یاد کرده بودند … و اعراب از ایشان چندان کشتند که خدا داند … و از اموال و غنیمت‌ها چندان نصیب اعراب مسلمان گردید که در هیچ کتابی اندازۀ آن ذکر نشده است

    پاسخحذف
  2. اول اسفند، سالروز شکست ایران از تازیان بر همگی ایرانیان راستین تسلیت باد
    شاید دوستان گرامی خرده بگیرند که یادآوری این بدبختی چه سودی را به همراه می آورد. در پاسخ باید گفت که شاید ۱٤۰۰ سال پیش، این جنگ را ایرانیان باخته اند اما طی ۱٤۰۰ سال پس از آن، در بازیابی هویت خویش و جبران این شکست، از هیچ کوششی دریغ نکرده اند و دست از این نبرد بر نداشته اند و تا پیروزی نهائی، راه بابک و مازیار و… را فرزندان آنها خواهند پیمود.

    پاسخحذف
  3. هزار و سیصد و شصت و شش سال پیش، سپاهیان یزدگرد، پادشاه ساسانی، در نهاوند شکست سختی از مسلمانان خوردند و ایران را تا امروز گرفتار چنگال گرگی کرده اند که اگرچه نتوانسته است او را خفه کند، امّا هنوز بر او چیره مانده است.
    در روزهای سوگواری برای امام سوّم شیعیان، حال و هوای ایران رنگ و بوی دیوانه‌واری به خود می گیرد. شرح واقعه کربلا و به اصطلاح ستمهائی که در این رویداد بر خاندان محمّد روا گردیده توسط هر شخصی در گوشه گوشه سرزمین ایران از آغاز تا پایان، آن هم با دقیقترین جزئیات بیان می گردد. دلبستگی شگفت‌آور شیعیان ایران به برپائی سوگواری برای کسی که به دست هم‌نژادان عرب خویش کشته شد به فرهنگی ریشه‌دار در میان آنها بدل گشته، به گونه‌ای که هویتی اسلامی مستقل از دیگر تازی‌ نژادان برای آنها ساخته است. غافل از اینکه، برای عربها، این واقعه یک رویدادی است عادی چراکه در فرهنگ ایشان، جنگهای طایفه‌ای و دشمنی دیرینه و کشتار و غارت و اسیر نمودن یکدیگر تا همین سده گذشته، جزئی از زندگی این قبائل بدوی می بود و این گونه سنگدلی‌ها و بی‌رحمی‌ها برایشان همانند نفس کشیدن، امری است روزمرّه.
    دژ یزدگرد ساسانی در نهاوند این دژ را ناصرالدین شاه قاجار برای یافتن گنج به ویرانی کشاند. اما فرای این سخنها، اگر بخواهیم ”کربلای“ راستین ایرانیان را بشناسیم، می باید به اول اسفند بپردازیم. اول اسفند ماه برابر است با روز شکست ایران در جنگ نهاوند در سال یازده یزدگردی (٦٤۲ مسیحی)، شکستی که ای کاش تنها زیان مالی برای ایران بار می آورد. غارت و کشتار ایرانیان هر چند هم دردناک باشد، اما هر آئینه جبران‌پذیر است. جانسوزتر از همه، از میان رفتن فرهنگ و هویت ایرانی بود که مهمترین سرمایه و اندوخته این دیار کهن محسوب می گردید. ویرانی شهرها و کاخهای پادشاهان اندوه به همراه دارد اما، غم‌انگیزتر از آن به آتش کشیده شدن دانشگاه‌ها و کتابخانه‌هائی است که هر یک نگاهبان هزاران نسک از دانش و خردی بود که به دست نیاکان ما گردآوری شده، می توانست پشتوانه‌ای استوار برای ۱٤۰۰ سال تاریخ پس از خود گردد تا فرزندان ایران امروز ناچار نباشند برای بازیافتن برگ برگ آن گنج از دست‌رفته، آه حسرت بکشند. حتی اگر به فرض محال زدوخوردی که در کربلا میان اعراب روی داد دردناک باشد، بی‌گمان داستان کشتار پدران ما به دست همین اعراب بسی دردناکتر است. ویران نمودن سرزمینمان، بی حرمتی نسبت به مادرانمان و به بردگی بردن فرزندان این کهن مرز و بوم هر یک خود دیوان‌هائی از مرثیه و شعر و عزا را می طلب

    پاسخحذف