۱۳ مرداد ۱۳۸۹

حضرت علی از توانگران و ثروتمندان



- آیا حضرت  علی  از توانگران و ثروتمندان قبیله خود بود؟

بله . ایشان بعد از اسلام از توانگران و ثروتمندان معروف گردید. بطوریکه در شهر ینبع  املاک و اراضی پر ارزش داشت و صاحب نخلستانی بود که سالانه چهل هزار دینار (معادل 160 کیلو طلا) در آمد داشت. (تجارب السلف. صفحه 13)

حضرت علی از توانگران و ثروتمندان
 ابن حزم در باره ثروت های حضرت علی (پارسا ترین شخصیت اسلامی) می نویسد:
کسی که اندک اطلاعی از اخبار و احادیث داشته باشد انکار نمی کند که حضرت  علی   از ثروتمند ترین افراد طایفه و قوم خویش درصدراسلام بود و اراضی و املاک بسیار داشت. (الفصل فی الملل و الا هواء و النحل . جلد 4 . صفحه 141)











- نقد زندگی تاریخی حضرت محمد 
- جن در قرآن و اسلام 
- تناقضات قران
- آیا حضرت محمد معصوم بوده؟
 
 
 
 

۳ نظر:

  1. همه افراد در حالت عادی، حقّ زنده ماندن و استفاده طبیعی از امکانات موجود در طبیعت را دارند. بری کسانی که از کار افتاده اند و به خاطر وقوع حوادث غیر منتظره، درآمد کافی ندارند، باید چاره ای اندیشید. در چنین مواقعی «دولت اسلامی» برای ادامه زندگی آنان اقدام می کند. همچنین مردم با انفاق شان، چه واجب و چه مستحب، به تأمین زندگی آنان اقدام می کنند. حضرت علی 7در این باره می فرماید:

    «إنَّ اللّهَ سُبحانَهُ فَرَضَ فی أَمْوالِ الأغْنِیاءِ أَقْواتَ الفُقَراءِ فَما جاعَ فَقیرٌ إلاَّ بِما مُتِّعَ بِهِ غَنیٌ 6؛ خداوند روزی نیازمندان را در اموال ثروتمندان واجب کرده است و نیازمندی گرسنه نمی ماند، مگر اینکه توانگری از حق او بهره مند شده باشد».

    این سخن امام به نوعی تفسیر آیه 25 سوره معارج است: )وَالَّذینَ فِی أَمْوالِهِمْ حَقٌّ مَعْلُومٌ لِلسَّائِلِ وَالمَحْرُوم(« و آنها که در اموالشان حقّ معلومی است، برای تقاضا کننده و محروم».

    این آیه اشاره به رعایت حقّ نیازمندان در زندگی دارد که باید حفظ شود و دولت و ثروتمندان وظیفه دارند از همنوعان خود با عنوان «تکافل» حمایت کنند. اختصاص بخشی از مالکیت به عموم شهروندان با توجّه به نیاز افراد نیازمند، برای رعایت و حفظ حقّ آنان است. امام 7در این باره نحوه رفتار با نیازمندان جامعه را یادآوری می کند که در زمان حکومت خود، روزی پیرمردی را دید که از مردم کمک می خواهد. حضرت از اطرافیانش پرسید: این مرد کیست؟ گفتند: مردی مسیحی است که از طریق کارگری امرار معاش می کرد و حالا از کار افتاده است و کسی او را برای کار استخدام نمی کند. امام فرمود:

    «إِسْتَعْمَلْتُمُوهُ حَتَّی اِذا کَبُرَ وَ عَجَزْ تُمُوهُ وَ مَنَعْتُمُوهُ، أَنْفِقُوا عَلَیهِ مِنْ بَیتِ المالِ 7؛ از او کار کشیدید تا پیر و ناتوان شد و اکنون او را محروم می سازید! از بیت المال به او انفاق و کمک کنید».

    نیازمندی، آثار سوئی را به بار می آورد که منجر به کفر و از بین رفتن خِرَد انسانی می شود و امام 7به این موضوع هم توجه داشت. این نمونه رفتار امام 7بیانگر این واقعیت است که ادامه زندگی نیازمندان باید از طریق «انفاق» تأمین شود و «حقّ حیات»، یک حق انسانی است، نه یک حق دینی.

    2. حقّ معاش
    یکی دیگر از حقوق نیازمندان، حقّ معاش یا گذراندن زندگی به شکل آبرومندانه است. درباره با این حقّ نیازمندان، امام 7این چنین اشاره می فرماید:

    «اِنَّ اللّهَ فَرَضَ عَلَی الأغنِیاءِ فی أَموالِهِمْ بِقَدْرِ ما یَکْفی فُقَراءَهُمْ فَإِنْ جاءُوا وَ عَرَوُا جاهَدُوا فی مَنْعِ الأغنِیاءِ فَحَقٌّ عَلَی اللّهِ أَنْ یُحاسِبَهُمْ یَومَ القِیامَةِ وَ یُعَذِّبَهُمْ عَلَیهِ 8؛ خداوند بر ثروتمندان واجب کرده است تا از اموالشان به اندازه کفایت فقیران هزینه کنند. اگر نیازمندان، گرسنه یا عریان باشند، به سبب منع ثروتمندان است و خداوند از آنها در روز قیامت حساب می کشد و مجازات می کند».

    تعبیر «بقدر ما یکفی فقراءهم» در سخن امام، به حقّ معاش نیازمندان اشاره دارد و بیانگر این نکته است که هزینه معاش نیازمندان بایستی تأمین شود، چه از سوی دولت اسلامی و چه ثروتمندان، و اگر این دسته به تأمین معاش آنان اقدام نکنند، مورد محاسبه و مجازات قرار می گیرند. «تکافل اجتماعی» وظیفه همگانی است، به ویژه ثروتمندان موظّف هستند تا «فقر» را از صحنه زندگی افراد نیازمند بزدایند.

    پاسخحذف
  2. خداوند در قرآن در این باره می فرماید:

    )ما أَفاءَ اللَّهُ عَلی رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ القُری فَلِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِی القُرْبی وَ الْیَتامی وَ الْمَساکینِ وَابْنِ السّبِیلِ کَیْ لا یَکُونَ دُولَةً بَیْنَ الأغْنِیاءِ مِنْکُمْ...(12 «آنچه را خداوند از اهل این آبادی ها به رسولش بازگرداند، از آنِ خدا و رسول و خویشاوندان او، و یتیمان و مستمندان و در راه ماندگان است، تا (این اموال عظیم) در میان ثروتمندان شما دست به دست نگردد».

    این نوع تقسیم بندی (فی ء) که خداوند یادآوری می کند، عامل مهمّی است که ثروت فقط در دست عدّه خاص نباشد، بلکه نیازمندان هم از آن بهره مند شوند و می توان گفت که تقسیم ثروت برای جلوگیری از تمرکز آن در دست یک عدّه خاص است و از بین بردن شکاف طبقاتی، یعنی کم کردن ثروت ثروتمندان و توزیع آن در بین نیازمندان.

    امام علی 7در این باره می فرماید:

    «أَعْطَیْتُ کَما کانَ رَسُولُ اللَّهِ یُعْطی بِالسَّویَّةِ وَ لَمْ أَجْعَلْها دُولَةً بَیْنَ النَّاسِ 13؛ اموال را در بین مردم به طور مساوی تقسیم کردم، همان طور که پیامبر این چنین تقسیم می کرد، و آن را مانند گوی در بین ثروتمندان قرار ندادم تا دست به دست شود».

    امام علی 7در این بخش از سخن خود به ین نکته ای اشاره می کند که بخشی از دارایی و اموالی که در اختیار ثروتمندان و دولت اسلامی است، به عموم مردم اختصاص دارد. بنابراین بایستی ثروت و درآمد در بین همه گروه های جامعه توزیع شود و در دست گروهی خاص قرار نگیرد. ثروت و درآمدها در نظام اقتصادی اسلام دارای اهمیّت خاصّی است؛ زیرا توازن اقتصادی و در پرتو آن، عدالت اقتصادی را به همراه دارد.

    پاسخحذف
  3. علی ابن ابیطالب در متون و منابع دیگر هم هست که نظریه پردازان اسلام راستین مثل آیت الله طالقانی و دکتررررررررر شریعتی هم آن را تائید کرده اند آیت الله بروجردی کاظمینی در باره صدقه دادن انگشتر علی ابن ابیطالب گفته است نه تنها جعلی نیست بلکه مبتنی بر اسناد معتبر است!! از جمله تفسیر طبری جلد 2 ص 412 / منتهی الامال جلد 1 ص 188 – 189 در این کتابها علی در وصیتنامه خود از نخلستانها و کنیزکان و اموال خویش یاد میکند که سرپرستی آنها را به امام حسن و سپس به امام حسین واگذار می کند (نهج البلاغه ص 671 ترجمه جواد فاضل)
    ابن طقطقی (مورخ شیعی) ضمن تاکید بر این نکته که هریک از خلفای راشدین صاحب ثروت های هنگفت و باغ و درخت و اموال بودند به علی ابن ابیطالب هم اشاره نموده و تاکید کرده که امیر المومنین درآمد سرشاری از املاک خود داشته (تاریخ فخری ص 97 و 100 ) طالقانی از املاک و زمین هائی نام میبرد که علی بهنگام مرگ آنها را وقف کرده از جمله اراضی ینبع و وادی القراو ادینه و قصیره (اسلام و مالکیت ص 168 )
    ظاهرا" عواید اراضی وقفی حضرت علی سالیانه 24 هزار دینار بوده!! (نهج البلاغه جز سوم به قبل از تاریخ: اجتماعی راوندی جلد دوم ص 77
    باید بگویم این مطلب را با نام ثروت بیکران علی ابن ابیطالب راهمینجا خاتمه میدم و درآینده بطور

    پاسخحذف