۱۱ مرداد ۱۳۸۹

تناقض قرآن در مورد بنی اسرائیل



-آیات متشابه در قرآن:

ای بنی اسراییل یاد کنید از نعمتهائی که به شما عطا کردیم و شما را برعالمیان برتری دادیم. (قران .سوره بقره.آیه47)
ما بنی اسراییل را کتاب و حکومت ونبوت عطاء کردیم و از هر روزی لذیذ و حلال نصیب آنها گرداندیم وآنان را بر اهل دوران فضیلت دادیم. 
(قران .سوره جاثیه.آیه16)

تناقض قرآن در مورد بنی اسرائیل

- متضاد آیات در قرآن:

اینان تورات را حمل میکنند مانند حماری(خری) که بار کتابها بر پشت کشد.  (قران .سوره جمعه.آیه5)
حکایت انان بمانند سگی است که اگر بدو حمله بری عوعوکند واگر بحال خود گذاری بازهم عوعوکند. (قرآن .سوره اعراف.آیه176)
پس جزای چنین قومی  چیست بجز ذلت وخواری در زندگی این جهان وسخت ترین عذاب در روز قیامت و خدا غافل از کردار شما نیست.  (قران .سوره بقره.آیه85)

۴ نظر:

  1. تناقض گوئی قرآن در داستان موسی
    قرآن این داستان را اینگونه آغاز می‌نماید:
    (قصص/39) ما از داستان موسي و فرعون به حق بر تو (ای محمد) مي‏خوانيم، براي گروهي كه ايمان بياورند
    و در ادامه بیان می‌شود که فرعون مردم روی زمین را دسته دسته نمود و به برخی از این گروهها (بنی اسرائیل) ستم می نمود؛ در بیان معنای اسرائیل، به دو معنا اشاره شده است، در هر دو حالت این کلمه مرکب از دو کلمه ی اسرا و ایل می‌باشد؛ ایل ریشه‌ی ترکی دارد و به معنای دوست و همراه است؛ اما در اینجا همان معنائی پیدا می کند که در زبان فارسی دارد(گروهی که با هم ریشه ی خانوادگی دارند)؛ اما اسرا:
    در بیان معنای این کلمه با فتحه و یا کسره بر الف به معنای گوناگونی اشاره شده که مهمترین آنها " شریف"، "به بند کشیده شده" و همچنین" پنهان" می‌باشد. پس اسرائیل نام قومی است. از سوی دیگر اسرائیل نام دیگر یعقوب که پسر اسحق و نوه ی ابراهیم است می‌دانند. اینجاست که اولین تناقض پیش میاید، چگونه است که لقب یعقوب اسرائیل میباشد، در حالیکه نوادگان او دهها هزار سال بعد به اسارت گرفته می‌شوند.
    زمانیکه فرعون مصر، شروع به ساختن هرمها نمود، بنا به روایت اسلامی تعداد یهودیانی که توسط فرعون به اسارت گرفته شده بودند به صد هزار نفر میرسید, پس با توجه به نرخ رشد جمعیت آن زمان، یعقوب با بنی اسرائیل دهها هزار سال فاصله دارد. بهر حال هر کدام از این معنای را بگیریم، اشاره به قومی دارد و نمیتواند لقب یعقوب باشد.

    فرعون می‌دانست که فرزندی از بنی اسرائیل تاج و تخت او را بر باد خواهد داد، از آنجائیکه در سالی خاص شروع به کشتن فرزندان پسر بنی اسرائیل نمود، پس او از تاریخ زایش این پسر آگاهی داشت. اما چگونه؟
    قرآن بیان می‌کند که علم غیب را کسی نمی‌داند، مگر اینکه الله اراده نماید، اموری از غیب را بر برخی از رسولانش آشکار نماید:
    (جن/26) عالم الغيب او است، و هيچكس را بر اسرار غيبش آگاه نمي‏سازد،
    (جن/27) رسولاني كه آنها را برگزيده است و مراقبيني از پيش رو و پشت سر براي آنها قرار مي‏دهد

    پاسخحذف
  2. الله به این دلیل به آنها برخی از اسرار غیبی را آشکار می‌نماید تا بداند که آنها (رسولان الله) آنچه را که بر آنها ابلاغ شده بود را بیان نموده اند یا نه:
    (جن/27) تا بداند پيامبرانش رسالتهاي پروردگارشان را ابلاغ كرده‏اند، و او به آنچه نزد آنها است احاطه دارد، و هر چيزي را احصا كرده است (آمار هر چیز را دارد)
    اگر آیات بالا را بپذیریم، پس فرعون از کجا می‌دانست که قرار است چنین اتفاقی بیفتد؟ اما الله به فکر پیامبر خویش بود، و اجازه نداد که پیروان فرعون، موسی را بکشند، این بود که به مادر موسی وحی شد که نوزادش را در تابوتی بر روی آب (احتمالا منظور رود نیل است) رها سازد. اما باز پرسشی به ذهن می‌آید؛ چرا الله اجازه داد که این همه فرزندان پسر بنی اسرائیل توسط لشکریان فرعون کشته شوند؟ چرا به فکر آزادی آنها نبود؟:
    (قصص/4) فرعون برتريجوئي در زمين كرد و اهل آنرا به گروههاي مختلفي تقسيم نمود، گروهي را به ضعف و ناتواني مي‏كشاند، پسران آنها را سرمي بريد و زنان آنها را (براي كنيزي) زنده نگه مي‏داشت، او مسلما از مفسدان بود.
    گروهی از نزدیکان فرعون تابوت را از آب گرفتند:
    (قصص/8) خاندان فرعون او را از آب گرفتند تا سرانجام دشمن آنان و مايه اندوهشان گردد، مسلما فرعون و هامان و لشكريان آن دو خطاكار بودند.
    و به نزد فرعون بردند، فرعون قصد کشتن او را داشت اما همسرش آسیه مانع از اینکار شد:
    ( قصص/9) همسر فرعون گفت او را نكشيد، نور چشم من و شماست ؟ شايد براي ما مفيد باشد، يا او را پسر خود برگزينيم و آنها نمي‏فهميدند (كه ما را در آستین میپرورانند!).
    اما مادر موسی خیلی نگران فرزندش بود تا جائیکه نزدیک بود قضیه را فاش نماید. الله نیز او را از مومنان قرار داد:
    (قصص/10) قلب مادر موسي از همه چيز (جز ياد فرزندش) تهي گشت، و اگر قلب او را به وسيله ايمان و اميد محكم نكرده بوديم نزديك بود مطلب را افشا كند
    مادر موسی پیرو کدام پیامبر بود؟ چرا این پیامبر برای نجات سایر پسرهای بنی اسرائیل کاری نمی‌کرد؟
    اما مادر موسی همچنان نگران فرزندش بود و به دخترش گفت که برو و از او خبر بیاور! او در حالیکه خانواده ی فرعون اطلاعی نداشتند، از دور موسی را در کاخ فرعون مشاهده نمود:
    (قصص/119) مادر به خواهر او گفت وضع حال او را پيگيري كن، او نيز از دور ماجرا را مشاهده كرد، در حالي كه آنها بيخبر بودند
    خواهر موسی از کجا دانست که موسی در کاخ فرعون است؟ مگر کاخ فرعون تا این اندازه بی در و پیکر بود که هر کس بتواند به آن نزدیک شود؟
    الله در این مدت به این فکر بوده است که چگونه مادر موسی را به فرزندش نزدیک نماید تا او اندوهگین نباشد.در ضمن الله در مقابل این همه کشتار، از سوی فرعون سکوت اختیار می‌نماید. خواهر موسی هم به آنها گفت که من می‌توانم خانواده ای را جهت نگهداری از او به شما معرفی نمایم:
    (قصص/12) ما همه زنان شيرده را از قبل بر او تحريم كرديم خواهرش گفت: آيا شما را به خانواده‏اي راهنمائي كنم كه ميتوانند اين نوزاد را كفالت كنند و خيرخواه او هستند؟

    پاسخحذف
  3. الله برای اینکه بتواند قوم برگزیده‌ی خویش (بنی اسرائیل) را از دست فرعون مصر برهاند، مصریان را با عذابهای متعددی مواجه نمود.
    الله(البته در اینجا همان یهوه، خدای یهودیان) هنگامیکه مشاهده نمود، فرعون قوم برگزیده‌اش(بنی اسرائیل) را رها نمی‌کند؛ به موسی الهام نمود که مخفیانه این قوم را از دریا عبور نماید:
    (دخان/23)(الله گفت) بندگانم را شبانه ببر زيرا شما مورد تعقيب واقع خواهيد شد.
    (شعراء/52) ما به موسي وحي فرستاديم كه بندگان مرا شبانه از مصر كوچ ده، و آنها شما را تعقيب خواهند كرد.
    (طه/77) ما به موسي وحي فرستاديم كه بندگانم را شبانه (از مصر) با خود ببر، و براي آنها راهي خشك در دريا بگشا كه نه از تعقيب (فرعونيان) خواهي ترسيد، و نه از غرق شدن در دريا!
    ملت برگزیده نیز همراه فرستاده‌ی الله(یهوَه) با هماهنگی که از قبل به عمل آوردند؛ شب هنگام و با استفاده از تاریکی، از مصر خارج شدند.
    فرعون متوجه قضیه شد:
    (شعراء53) فرعون (از اين ماجرا آگاه شد و) ماموران به شهرها فرستاد تا نيرو جمع كند.
    (شعراء/54)(و گفت) اينها گروهي اندكند.
    (شعرا/55) و اينها ما را به خشم آورده‏اند.
    (شعراء/56) و[لى] ما همگى به حال آماده‏باش درآمده‏ايم.
    و به تعقیب آنان پرداختند.
    الله اراده کرده بود که تمام مصریان را از هر جائیکه بودند را خارج و به دنبال موسی روانه گرداند:
    (شعراء/57) ولي ما آنها (فرعونيان) را از باغها و چشمه‏ها بيرون كرديم.
    (شعراء/58) و از گنجها و جايگاه نيكو.
    (شعراء/59) و بدين‏سان آنها را به بنى‏اسرائيل به ميراث داديم‏.
    (شعراء/60) پس هنگام برآمدن آفتاب آنها را تعقيب كردند.یاران موسی با دیدن فرعونیان، دچار اضطراب شدیدی شدند:
    (شعراء/61) پس هنگامیکه دو گروه همديگر را ديدند ياران موسى گفتند ما قطعا گرفتار خواهيم شد.
    موسی به آنان گفت که نه؛ چنین نیست و الله به من الهام نموده است که او ما را راهنمائی خواهد نمود:
    (شعرائ/62) گفت چنين نيست زيرا پروردگارم با من است و به زودى مرا راهنمايى خواهد كرد.
    در اینجا نیز الله دچار فراموشی گردیده است؛ زیرا قبلا به موسی گفته بود که تو هنگام خروج از مصر به دریا برخورد خواهی نمود، در آن هنگام است که باید عصایت را به دریا بزنی (این ایه در بالا نوشته شده است):
    (طه/77) ما به موسي وحي فرستاديم كه بندگانم را شبانه (از مصر) با خود ببر، و براي آنها راهي خشك در دريا بگشا كه نه از تعقيب (فرعونيان) خواهي ترسيد، و نه از غرق شدن در دريا!
    الله(یهوَه) هم به موسی وحی کرد که عصایش را به دریا بزند، موسی نیز چنین کرد؛ در میان دریا راهی گشوده شد، موسی همراه قوم همراهش از دریا خارج شدند:
    (شعراء/63) پس به موسى وحى كرديم با عصاى خود بر اين دريا بزن تا از هم شكافت و هر پاره‏اى همچون كوهى سترگ بود.

    پاسخحذف
  4. (شعراء/64) و ديگران را بدانجا نزديك گردانيديم.
    (شعرائ/64) موسي و تمام كساني را كه با او بودند نجات داديم.
    (شعراء/65) سپس ديگران را غرق كرديم.
    فرعونیان نیز اقدام به ورود به دریا کردند؛ در این هنگام بود که با خروج تمام قوم برگزیده‌ی یهوَه، دریا به هم آمد و فرعون همراه مصریان مرگ را به چشم خویش دیدند.
    فرعون با مشاهده‌ی این صحنه، اقدام به توبه کردن نمود:
    (یونس/92) و بنی اسرائيل را از دريا گذرانديم پس فرعون و سپاهيانش از روى ستم و تجاوز آنان را دنبال كردند تا وقتى كه در شرف غرق شدن قرار گرفت گفت ايمان آوردم كه هيچ معبودى جز آنكه فرزندان اسرائيل به او گرويده‏اند نيست و من از تسليم‏شدگانم.
    الله هم در پاسخ به فرعون، بیان می‌نماید که:
    ( یونس/91) اكنون در حالى كه پيش از اين نافرمانى مى‏كردى و از تباهكاران بودى.
    (یونس/92) پس امروز بدنت را نجات مي‏دهيم تا عبرتي براي آيندگان باشي، و بسياري از مردم از آيات ما غافلند.البته در اینجا معلوم نیست که الله با خودش سخن میگوید یا با فرعون!
    آیه‌ی 92 سوره‌ی یونس، قابل بررسی و بحث است:
    می‎دانیم که پادشاعهان مصر باستان، خیلی علاقه‌مند به مومیائی کردن جسد خویش بودند؛ محمد ابن عبدالله (یا نویسندهی تورات) با آگاهی از این امر که جسد پادشاهان مصر تا ان زمان سالم(البته نه کاملا) مانده است؛ خواستند راز این سالم بودن جسد را به نوعی به خدای خویش نسبت دهند.فرض می‌کنیم یکی از اجسادی که بصورت مومیائی در مصر وجود دارد، همان فرعونی است که در دریای سرخ غرق شد؛ اگر چنین است پس:چگونه و توسط چه کسی او مومیائی شد؟
    قرآن خود را بین غرق شدن فرعون(که صد البته معلوم نیست کدامیک ار فرعونها مد نظر قرآن است) و سالم بودن جسدش سردرگم حس می‌بیند، لذا چنین القا می‌نماید که الله(یا هر کسی دیگری) جسد او را از دریا گرفت و برای اندرز آیندگان، این جسد را سالم نگه داشت.الله نمی‌داند که دلیل سالم بودن جسد فرعون‌های مصر، مومیائی است.مگر چنین نبود که الله تمام یاران فرعون را غرق نمود؟:
    (زخرف/55) اما هنگامي كه ما را به خشم آوردند از آنها انتقام گرفتيم و همه را غرق كرديم.
    چه کسی جسد او را از دریا در آورد و آنرا در اهرام قرار داد؟
    این داستان و فرضیه دقیقا مغالطه‌کاری است از نوع مصادره به مطلوب.
    حقیقتی وجود دارد، اسلام کوشش در مصادره‌ی این پدیده دارد و با آن قدرت خدای خویش(الله) را توجیه می‌نماید و این همان مغالطه ی مصادره به مطلوب است.
    (زخرف/56) و آنها را پيشگامان (در عذاب) و عبرتي براي ديگران قرار داديم.

    پاسخحذف