۱۳ مرداد ۱۳۸۹

آیا حضرت محمد سواد خواندن و نوشتن داشت؟


- آیا حضرت  محمد  سواد خواندن و نوشتن داشته است؟

بله. برای اثبات این مطلب دلایل مختلفی وجود دارد از جمله  در جریان صلح حدیبیه  در صدر اسلام که حضرت محمد در ماه ذیقعده (سال ششم هجری) به قصد زیارت کعبه رفت.اما اهل کعبه نگذاشتند که محمد وارد شود و صلح شد که محمد سه روز در مکه بماند و چون صلح نامه می نوشت چنین نوشت :
این صلحنامه محمد پیغمبر خداست ... اهل مکه گفتند : اگر تورا پیغمبر خدا می دانستیم مانع ورود تو نمی شدیم ولی تو محمد ابن عبدالله هستی. پیامبر گفت : من پیغمبر خدا هستم و محمد بن عبد الله هستم و به حضرت علی گفت : کلمه پیغمبر خدا را از متن صلحنامه محو کن! اما علی گفت : نه ! هرگز تو را محو نمی کنم. پیغمبر صلحنامه را بگرفت و کلمه محمد را بجای پیغمبر خدا نوشت. ( تاریخ طبری.جلد 3.صفحه 1125)

آیا حضرت محمد سواد خواندن و نوشتن داشت؟
ابن عباس می گوید:

چون بیماری پیامبر سخت شد گفت لوازم بیاورید تا برای شما مکتوبی بنویسم که پس از من گمراه نشوید. ( تاریخ طبری .جلد ۴. صفحه ۱۳۲۰)

در صحیح  بخاری و مسلم امده است :

چون حضرت محمد را مرگ فرا رسید فرمود دوات و کاغذی بیاورید تا نامه ای بنویسم که پس از ان هر گز گمراه نشوید.(اعیان الشیعه .جلد ۱ .صفحه۲۶۱ )

امام جعفر صادق تاکید می کند  :

چگونه ممکن است حضرت محمد چیزی را بمردم بیاموزد . در حالی که خود نمی خواند و نمی نوشت .! (علل الشرایع .شیخ صدوق .صفحه ۵۲) ‌ (معانی الاخبار .شیخ صدوق.صفحه ۲۰)


۳ نظر:

  1. در مورد چگونگی قدرت خواندن و نوشتن محمد بن عبدالله و در کل سواد او بحث بسيار است. گروهی - خصوصن اهل سنت - مدعی اند که او حتی قادر به خواندن کلمه ای نبوده است. گروهی ديگر از مسلمانان، يعنی علمای شيعه هر يک بگونه ای نظر می دهند که مخاطب در پايان نداند آيا با اين امر موافقند و يا مخالف!
    با اين وجود، برای دانش پژوهان بررسی نتايج تحقيق اساتيد اسلام شناسی، و نيز خودانديشی و کاويدن اسناد تاريخی، حکم تنها راه رسيدن به واقعيت را دارد، گو اينکه باز نمی شود به نتيجه چندان خوشبين بود. در مورد موضوع سواد پيامبر، بهترين کتابی را که به فارسی می شناسم کتاب بازشناسی قرآن
    به قلم دکتر مسعود انصاری است. اين کتاب در فصل دوم خود با شواهد و مدارک و با معرفی مواخذی چند بر اين نکته پای می فشرد که محمد فردی با سواد بوده است
    . علاوه براين، دکتر انصاری ياد آور می شود: "کلمه مورد استناد مسلمانان برای بی سواد جلوه دادن محمد

    يعنی امی به هيچ وجه معنی بی سواد را نمی دهد، بلکه به روايتی می تواند به معنی اهل شهر مکه (ام القری ) باشد، و از جهتی هم می تواند گرفته شده باشد که در يهوديت پيش از اسلام به معنی
    "کسانی که فاقد کتاب آسمانی هستند" بکار برده -Goyim و يا Goi از ريشه عبری - کلمه می شده و در صدر اسلام، برای مسلمين معرف افرادی بوده که به کتاب انجيل و تورات باور نداشته اند، و به همين خاطر بی کتاب و يا امی خوانده می شدند." به مومنان مسيحی و يهودی نيز اهل کتاب می گفتند که در قرآن به دفعات از آنان به همين نام ياد شده است. در همين رابطه می توان به آياتی از قرآن همچون
    "آيه ٧٨ بقره" و "آيات ٢٠ و ٧٥ آل عمران" و "آيات ١٥٧ و ١٥٨ سوره اعراف" مراجعه کرد.
    : "از آنجا که يهوديان The Koran در کتاب او قرآن Rodwell نيز با استناد به ديدگاه رودول Dr. warry پژوهشگر ديگری بنام دکتر وری معتقد بودند که خاتم انبياء تنها از قوم بنی اسرائيل ظهور خواهد کرد، و اين تنها حق الهی و طبيعی آنهاست که چنين پيغمبری داشته باشند، بر همين اساس برای تحقير محمد به او لقب
    "امی" داده بودند".
    با تمام اين تفاصيل، می شود گفت که محمد سخت اصرار داشته خود را بی سواد جلوه دهد، چرا که با اين وجود می توانسته به مردم بقبولاند که"قرآن معجزه مردی بی سواد است".گذشته از روايت مستندی که حکايت از درخواست محمد برای قلم و کاغذ به هنگام مرگ دارد
    *، پرسيدنی ست: "اگر پيامبر بهنگام جنگ اُحد، شرط
    آزادسازی هر يک از سپاه قريش را، با سواد کردن ده تن از مسلمانان تعيين کرده است،
    - با وجود درک و نيز علاقه پيامبر به سواد آموزی - پس به چه علت او خود نوشتن نياموخت"؟!
    در پايان بد نيست از "نامه" ای ياد کنيم که به ماجرای سطح سواد محمد چندان بی ارتباط نيست. اين نامه که هم اکنون در يکی از موزه های هند
    (پاکستان؟) نگهداری می شود، ظاهرن از سوی پيامبر به الموقس(از رهبران مسيحی)، جهت دعوت او به اسلام فرستاده شده است. همچنين لازم به ذکر است که اين نامه از لحاظ سنديت مورد تأئيد بسياری از مورخين بوده و نيز به اغلب زبانها رايج جهان - و از جمله فارسی - ترجمه شده است.
    برای حُسن ختام اين نوشتار، متن نامه را در اينجا می آوريم و هرگونه قضاوتی را به خوانندگان وا می گذاريم
    :بسم الله الرحمن الرحيم »
    از محمد بنده و پيامبر خدا، به المقوقس رهبر مسيحيان، سلام بر او که پيرو حقيقت است. بعد از (اين مقدمه) من ترا دعوت ميکنم اسلام را قبول کرده، به آن ايمان بياوری و بدينوسيله امنيت خود را حفظ کنی. بديهی است که در اينصورت خداوند به تو دو مرتبه پاداش خواهد داد. اما اگر از قبول اسلام و ايمان به آن خودداری کنی، گناه مسيحيان را به گردن خواهی گرفت
    . ای مردم اهل کتاب، به دينی ايمان بياوريد که ما و شما را برابر خواهدکرد. و فقط الله را پرستش کنيد و هيچ شريکی برای او قرار ندهيد. بيائيد بغير از الله، اربابان ديگری برای خود انتخاب نکنيم. اگر آنها دعوت تو را رد کردند«. (به آنها ) بگو شما شاهد باشيد که ما مسلمان هستيم مهر پيغمبر خدا، محمد

    پاسخحذف
  2. che farghi mikoneh ke sawad dashteh ya nadashteh ow yek bimare jensi khonriz bishtar nabodeh kesafate harzeh zanbareh hamin wa bas

    پاسخحذف
  3. be vaseteie in martikeie olagh man va kheili zanaie dige arezooie zende be goor shoodano darim ...

    پاسخحذف