۱۳ مرداد ۱۳۸۹

مرتد شدن کاتب وحی (عبدالله بن ابی سرح)


- ماجرای مرتد شدن کاتب وحی (عبدالله بن ابی سرح) چه بوده است؟

عبدالله ابن ابی سرح که زمانی از نزدیک ترین اصحاب و محارم حضرت محمد در صدر اسلام بود و کاتب وحی بود.پس از مدتی نسبت به کیفیت نزول آیات قران و ماهیت وحی و پیغمبری حضرت محمد  تردید کرد زیرا که او چندین بار کلمات و جملات آیات نازل شده را بدلخواه خود تغییر داد و حضرت محمد نیز ان آیات تحریف شده را پذیرفت.

این امر شک ابی سرح را برانگیخت.سرانجام ابی سرح در مورد آیه "فتبارک الله احسن الخالقین"  (سوره مومنون.آیه14) با پیغمبر اختلاف پیدا کرد او معتقد بود که : " این آیه را من سروده ام و محمد   آنرا از من دزدیده است " (سوره انعام.آیه93)  اشاره به همین ماجراست.
 ابی سرح پس از این اختلاف از دین اسلام برگشت و حضرت محمد خون او را حلال ساخت. (تاریخ طبری.جلد 3.صفحه1187)

۶ نظر:

  1. آیا این درست است که حضرت رسول(ص) در فتح مکه دستور قتل "عبدالله بن سعد بن ابی سرح" که از کاتبان وحی بود، را می دهند؟

    آیا این درست است که حضرت رسول(ص) در فتح مکه دستور قتل "عبدالله بن سعد بن ابی سرح" که در مدینه از کاتبان وحی بود، را می دهد؟ چون سرح گاهی آخر آیات را با اجازه حضرت(ص) تغییر می داد و حضرت(ص) موافقت می کرد، و او گفت چگونه آیات خدا را می توان تغییر داد و مشرک شد. گویا به وساطت عثمان حضرت(ص) از خون او گذشتند.

    پاسخ:

    عده ای از محققین می گویند: او اولین کاتب وحی در مکه بوده که بعدها مرتد شد و در ایام فتح مکه به اسلام بازگشت.

    البته روایتی هم وجود دارد که او بعد از هجرت پیامبر(ص) به مدینه، به مدینه آمد و اسلام را قبول کرد و چون دارای خط خوشی بوده در ردیف کاتبان وحی قرار گرفت. طبق این روایت او نمی تواند اولین کاتب وحی باشد.

    علامه مجلسی در ج 19 بحار ط سنگی ص 10 می گویند:

    آیه 93/ انعام در حق ایشان نازل شده است.

    صدوق در رابطه با شأن نزول این آیه می فرماید: عبدالله بن سعد بن ابی سرح آخر آیات را تحریف می کرد و بعد می رفت عنوان می کرد که من در قرآن دست بردم.

    پیامبر(ص) (ص) فرمود: "هو الواحد" عبدالله می گفت اگر فرقی ندارد پس من هم مثل او آیات نازل می کنم.

    و آیه مذکور در مذمت او نازل شد، او بعد از این متواری شد و پیامبر(ص) را هجو می کرد، پیامبر(ص) در حق او فرمود هر که عبدالله را بیابد، اگر چه به پرده کعبه چنگ زده باشد، باید او را بکشد.

    صدوق در ادامه می گوید: منظور پیامبر(ص) از "هو الواحد" این بوده که عبدالله چه تغییر بدهد یا ندهد؛ آنطوریکه من املاء می کنم نوشته می شود و جبرئیل به اصلاح آن می پردازد.

    البته تحریفات او از طریق وحی اعلام و اصلاح می گردید و علاوه کاتبان دیگری بودند که با نگارش آنها این تحریفات تدارک می شود و تقلب او بزودی فاش می گردید علاوه نوع تغییرات او دگرگونی مهمی را در معنا ایجاد نمی کرد چون نهایتش این بود که می گفت پیامبر(ص) می گویدعزیزاً حکیماًمن می نویسمغفوراً رحیماً .

    پاسخحذف
  2. علامه مجلسی در این رابطه که چرا پیامبر(ص) ایشان و معاویه را با اینکه از منافقین بودند، از جملة کتاب وحی قرار داد می گویند: چون در میان کفار و مشرکین این توهم پدید آمده بود که پیامبر(ص) آیات قرآنی را از پیش خود می سازد رسول خدا (ص) معاویه و عبدالله بن سعد ابن ابی سرح را که از منافقین بودند برای کتابت وحی انتخاب کرده تا حقیقت امر بر آنها آشکار گردد که این آیات از جانب خداوند است و دارای سبک و اسلوب معین و ویژه ای می باشد (و هر گونه تغییری در آن، از نظر پنهان نمی ماند) بهرحال هدف این بود که تا صدق و راستی و حقانیت دعوت او بر همگان آشکار گردد.

    نتیجه اینکه نه پیامبر(ص) به او اجازه داده که آیات را تغییر دهد نه او توان این کار را داشته است.

    و اما راجع به وساطت عثمان باید بگوئیم که:

    عثمان برادر رضاعی او بوده است و آنگاه که پیامبر(ص) وارد مکه شد فرمود که شش مرد و چهار زن را بکشند که عبدالله بن سعد بن ابی سرح یکی از آن مردان بود.

    او به نزد عثمان آمد و اظهار توبه کرد، عثمان او را به نزد رسول خدا آورد و برای وی امان خواست رسول خدا (ص) مدتی خاموش ماند تا شاید (چنانکه بعدها خودش گفت) کسی از مسلمانان او را گردن زند اما کسی چنین کاری را نکرد و حضرت رسول (ص) به او امان دادند و توبه اش را پذیرفتند. او بعدها در خلافت عمر و عثمان به کار گماشته شد.

    پس همانطوریکه پیداست دستور قتل عبدالله بن سعد بخاطر مرتد شدن او و سب النبی بوده و چون او مرتد ملی بوده نه فطری؛ در صورت احراز توبه، حکم اعدام لغو می شود و اصرار عثمان بر این بوده که او توبه نموده است.

    و از طرف دیگر چون او ساب النبی هم بوده، حضرت رسول می توانسته باز او را اعدام کند و لذا آنحضرت اصحاب خود را در آن قضیه برخورد با عثمان، باز خواست نمودند که چرا کسی بلند نشد و او را به درک واصل نکرد

    پاسخحذف
  3. این آیه هایی رو که مشخص کردید داخل پرانتز اگر بهش لینک آیه و ترجمه پیودن بدی خیلی خوب میشه
    در ضمن فکر نمی کنم این کار، کار تحقیقاتی خودتون باشه اگر کل مطلب از جایی هست مثل کتاب 23 سال این رو هم عنوان کنید.
    امیدوارم مطالب تون روز به روز بهتر و پخته تر بشن

    پاسخحذف
  4. احمقانه و خنده داره !
    قرآن یکی دوتا کاتب نداشت و پیامبر ایات را برای اصحاب میخواند و جمع بسیاری آنرا حفظ میکردند و عده ای هم که در تاریخ ثبت هستند کتابت میکردند ...
    اگر کسی میتوتنست از خودش چیزی به قرآن اضافه یا کم کند که الان چند نسخه ی جدا از هم قرآن داشتیم !!!
    اصولا" کسی جرات چنین کاری را نداشت و ان ملعون هم که ادعای دروغ میکرد مجبور به فرار شد و مرتد اعلام شد ...
    اینها را برای کسانی بگویید که خودشان عرضه ی مطالعه ی تاریخ را ندارند ...

    پاسخحذف
  5. آن ناشناسی که گفته در آن صورت باید قرانهای متعدد وجود می داشت بهتر کمی تحقیق کنه می بینه که در زمان عمر و علی دهها نسخه قران را نابود کردند و نسخه عثمان باقی ماند 7 نسخه بسیار مشهور از جمله مصحف بنی کعب معروف بود و اختلافات شدیدی بین مسلمانان بر سر این نسخه ها بوجود آمد.
    سایت لادینیون عرب را بخوانید

    http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D8%A8%DB%8C_%D8%A8%D9%86_%DA%A9%D8%B9%D8%A8

    http://ladeenion1.blogspot.com/2007/05/blog-post_2524.html

    پاسخحذف
  6. اگه برید قران رو باز کنید و به سوره انعام آیه 93 مراجعه کنید میفهمید که این گفته ها درست هست.

    پاسخحذف