۱۱ مرداد ۱۳۸۹

تناقض قرآن در مورد دستمزد پیامبر



- ایات متشابه در قران:

و تو در مقابل پيامبريت از آنها مزدي نمي طلبي و اين كتاب جز اندرزي ، براي مردم جهان نيست. (قرآن . سوره یوسف . ایه 104)
من از شما در برابر هدايت خود مزدي نمي طلبم مزد من تنها بر عهده پروردگار جهانيان است. (قران .سوره شعراء .ایه 109)
بگو : هر مزدي كه از شما طلبيده ام ، از آن خودتان باد مزد من تنها برعهده خداست اوست كه بر هر كاري ناظر است. (قرآن . سوره صبا . آیه 47)
بگو : بر اين رسالت مزدي ازشما ، جز دوست داشتن خويشاوندان ، نمي خواهم. (قرآن . سوره شوری . ایه 23)



تناقض قرآن در مورد دستمزد پیامبر
 - متضاد آیات قران :


تو را از غنايم جنگي (انفال) مي پرسند ، بگو : غنايم جنگي (انفال) متعلق به خدا و پيامبر خدا است پس اگر از مؤمنان هستيد ، از خداي بترسيد و با يكديگر به آشتي زيست كنيد و از خدا و پيامبرش فرمان بريد. (قران . سورانفال . ایه 1)
و ای مومنان بدانید که هر چه به شما غنیمت و فایده رسد خمس آن خاص خدا و رسول و خویشان او و یتیمان و فقیران و در راه ماندگان است. (قرآن . سوره انفال . ایه 41)


تناقضات قرآن: از دیگر تناقضات قران حضرت محمد بارها فرموده که برای رسالتش مزدی را طلب نمی کند اما در ایاتی دیگر انرا نقض نموده و برای خود سهمی خاص در نظر گرفته.











- نقد زندگی تاریخی حضرت محمد 
- جن در قرآن و اسلام 
- تناقضات قران
- آیا حضرت محمد معصوم بوده؟
 
 
 
 

۱۴ نظر:

  1. مالکیت انفال و خمس برای پیامبر، به آشکاره گی یک امتیاز مالی برای پیامبر است. اینکه تا قبل از اسلام هم چنین عرفی وجود داشته، دلیل بر این نمیشود که اینها امتیاز نبوده باشند. اگر قبل از اسلام هم این عرف وجود داشته (هر چند تا آنجا که بنده میدانم خمس تا قبل از اسلام مرسوم نبوده)، در آن زمان هم امتیازی برای رئیس قبیله بوده و پس از اسلام، این امتیاز بجای رئیس قبیله به پیامبر تعلق گرفت. در واقع در واقعیت امر چیزی تغییر نکرده است. اتفاقا این بیان شما، نظر بنده را تایید میکند.
    آیه نگفته است که صدقه متعلق به فقراست، یا فقرا صدقه را دریافت میکنند، بلکه گفته شده که پیامبر این صدقات را میگیرد و خدا هم گناهان مردم را در قبال این صدقات می بخشد. یعنی چیزی شبیه به باور بازخرید گناه در سنت مسیحی. شما پول میدهید تا گناهتان بخشیده شود. اگر قرار باشد که این صدقات متعلق به فقرا باشد و پیامبر آنها را به فقرا بدهد، نیازی نیست که مردم ابتدا صدقات را به پیامبر بدهند، بلکه خودشان مستقیما میتوانند آنرا به فقرا بدهند!
    ا لم يعلموا ان الله هو يقبل التوبة عن عباده و ياخذ الصدقات و ان الله هو التواب الرحيم (104)
    آیا ندانسته اند که تنها خداست که از بندگان توبه را می پذیرد و صدقات را میگیرد و خداست که خود توبه پذیر مهربان است؟ (104)

    در آیه نگفته نشده که صدقات متعلق به دیگران است و پیامبر تنها واسطه ی رساندن این صدقات به دیگران است.
    امتیاز بودن این حکم از آن جهت است که تنها وقتی وضع گردید که پیامبر دلباخته ی زن پسر خوانده اش شد. یعنی تا زمانیکه پیامبر دلباخته ی این زن (زینب) نشده بود، این حکم هم وضع نشد و اگر پیامبر عاشق او نشده بود، این حکم صادر نمیگشت و ازدواج با زن پسر خوانده حلال نمیشد! آیا این امتیاز نیست؟

    پاسخحذف
  2. خطاب به ناشناس: این همه نوشتی که بگی غنایم مال پیامبر منم موافقم حالا دستمزدش رو که یه جا تو قران گفته هیچی بعد یه جای دیگه حب خیشاوندانش هست رو میخوای چطور توجیه کنی؟
    قسمت رو باور کنم یا دم خروس رو.

    پاسخحذف
  3. پیامبر در مقابل تبلیغش مزد نخواسته عزیز.اما وقتی خدا خودش داره میگه باید خمس بدن به پیامبرم اشکالش چیه؟بعدشم از این خمس چیزی به پیامبر نمیرسید مال فقرا و جنگجوها بود مثل غنایم جنگی

    پاسخحذف
  4. خیلی سطح بحث و اوردید پایین
    غنائم چه ربطی به مزد رسالت داره اون مال اون زمانه و مث هر ادمی مثل اینکه محمد بره سر کار و بهش حقوق ندن بعد بگن چون تو قرآن گفتی مزد نمیگیری
    مزد رسالت با این فرق داره
    نقد ها و تفاسیر و بخونید بعد کشف کنید

    پاسخحذف
  5. دوست عزیز
    1-بطور کلی خمس یعنی مالیاتی که مردم به حکومت می پردازند و چون در آنزمان حکومت با توجه به رأی اعتماد مردم(بیعت)مسئولیتش با پیامبر بود مالیات به او تعلق می گرفت که خرج مملکت نماید.
    امیدوارم روشن شده باشید.
    پایدار باشید

    پاسخحذف
  6. من نمی فهمم یعنی شماها اینقدر بیکارید فقط نشستیتد حرفهای چرت وپرت بنویسید یعنی اینقدر شماها بیسواد هستید این چه طرزه نوشتنه شماها دیگر بیس از این سواد ندارید؟لابد ندارید دیگه که هی گیر به خدا و قران میدید

    پاسخحذف
  7. خوب دوستان عزیز اگر از مردم خمس نمیگرفت مخارج حرمسرای حضرت رسول از کجا تآمین میشد؟
    اسامی زنان عقدی حضرت رسول را ملاحظه بفرمایید. به این زنان کنیزان و زنانی که خودشان را با داشتن شوهر به حضرت رسول حبه (تقدیم ) میکردند اضافه کنید. رسول خدا حق دارد هر زن شوهر داری را هم دلش بخواهد به رختخواب ببرد و شوهر آن زن بهتر است که حرف نزند چون اگر حرف بزند نه تنها کشته میشود بلکه تمام اموالش به حضرت محمد و مسلمین میرسد پس دوستان اگر یک روزی پیغمبر خدا خواست با زن شما حال کند مواظب باشید و زنتان رادو دستی تقدیمش کنید مبادا که عصبانی شود و شما را که در آنصورت کافر هستید بکشد و اموالتان را تصاحب کند و فرزندانتان را هم به کنیزی و بردگی ببرد. لطفن خوب به خاطر بسپارید.
    تعداد عقدی ( دائمی ) زنان محمد ، پیغمبر اسلام بیشتر از اینها بوده که آقای علی دشتی در کتاب ٢٣ سال فقط بیست نفرشان را با نام و نام پدر و افراد فامیل ذکر کرده است که درزیر به اطلاع میرسانم.
    1. خدیجه دختر خویلد ، بانوی متشخص و متمکنی که سومین شوهر او محمد بود که در این مدت چهار دختر و دو پسر بنام قاسم و طاهر که زنده نماندند زائید . البته در این موقع زید , غلام 16 ساله خدیجه در خانه خدیجه زندگی میکرد..

    2. سوده دختر زمعه و بیوه سکران بن عمرو ، که از مسلمانان مهاجر به حبشه بود و همانجا وفات کرد و به عقیده محمد حسین هیکل پیغمبر سوده را ار راه ترحم و برای این که بیوه مسلمانی تک و تنها نباشد گرفت.

    3. عایشه دختر ابوبکر صدیق است که در هقت سالگی نامزد شد و در نه سالگی با تفاوت بیش از چهل سال سن به زوجیت پیغمبر در آمد و هنگام رحلت محمد شانزده ساله بود. عایشه از جمله حفضه قرآن و از منابع مهم حدیث و سنت بشمار می رود و پس از قتل عثمان بر صد خلافت علی بن ابیطالب قیام کرد و جنگ جمل را براه انداهت.

    امّ سلمه. ( دختر بنی امیه) 4.

    5 . حفصه دختر عمر بن الخطاب است که پس از بیوه گی به حرمسرای پیغمبر ملجق شد و می توان این ازدواج را از ازدواجهای سیاسی و مصلحتی بشمار آورد.

    6. زیتب دختر جحش ( او قبلن ) زن زید بن الحارثه پسر خوانده پیغمبر بود ، که می توان ازدواج پیغمبر را با وی جزء داستان های عشقی پیغمبر در آورد و منظومه زید و زینب در باره آن سروده شده است ، و از حیث لطف و عنایت و محبتی که حضرت رسول نسبت به وی داشت او را رقیب عایشه دانست.

    جویره دختر حارث بن ابو ضرار رئیس قبیله بنی مصطلق و زن مسافع بن صفوان که زن با فضل و کمال بود .7

    8. ام حبیبه خواهر ابوصفیان ( دختر ابوسفیان درست است وی خواهر معاویه اولین خلیقه اموی بود ) و بیوه عبدالله بن جهش که در جبشه مرده بود.

    9. صفیه دختر حیّ بن اخطب ( یهودی ) و زن کنانه بن ربیع که از رؤساء خیبر بود . پیغمبر ازمیان اسیران صفیه را انتخاب کرد و در شب همان روزی که از خیبر به مدینه مراجعت می فرمود با وی هم خوابه شد.

    10. میمونه دختر حارث الهلالیه خواهر زن ابو سفیان و عباس بن عبدولمطلب و خاله خالدبن ولید . می گویند پس از این وصلت خالد اسلام آورد و به اردوگاه مسلمین آمد و پیغمبر به او چند اسب داد.

    11. فاطمه دختر سریح

    ١٢. 12. هند دختر یزید

    اسماء دختر سیاء.13

    14. زینب دختر یزید

    15. هبله دختر قیس و خواهر اشعث

    16.اسماء دختر نعمان

    17. فاطمه دختر ضحال

    ١٨. ماریه قبطیه که از مصر برای حضرت هدیه فرستاده بودند و ابراهیم که در دوران طفولیت در گذشت از او متولد شده است

    ١٩. ریحانه که مانند ماریه قبطیه برده و مشمول اصطلاح قرآنی ( ما ملکت ایمانکم ) بوده است . و هم خوابگی با آنها هیچگویه مراسم و تشریفاتی را ایجاب نمی کرده است. ریحانه جرء اسرای بنی قریظه و سهم پیغمبر بود اما نه اسلام آورد و نه حاضر شد زن عقدی محمد گردد و ترجیح داد بحال بردگی در خانه وی بماند

    20. امّ شریک دوسیه ، و او یکی از چهار زنی است که خویشتن را به پیغمبر بخشیده بودند. چه غیر از زنان عقدی که ازدواج با آنان مستلزم تشریفاتی چون مهر ، حضور گواه و رضایت ولی است و غیر از بردگان که در صورت داشتن شوهر کافر یا مشرک بر مسلمانان حلال هستند . در حرمسرای پیغمبر طبقه دیگری نیز از زنان وجود داشت و آنان زنانی بودند که خویشتن را به پیغمبر هبه ( بخشیدن ) می کردند. او نیز خود را به پیغمبر هبه کرده بود. ( سه زن دیگر میمونه ، زینب و خوله اند که خود را به پیغمبر هبه کرده اند.

    این نوشتار از کتاب ٢٣ سال علی دشتی صفحه ٢٦٠ تا ٢٦٣ کپی شده است .

    پاسخحذف
  8. رسول از باب دعوت سهمي ندارد ولي به عنوان يك رهبر سهم داراد و حقوق ميگيرد

    پاسخحذف
  9. خیلی جالب بود من تابه حال به این تناقض فکر نکرده بودم .دمت گرم.این نشان میدهد اخوندها معجزه می کنند که این مزخرفات را به اسم کتاب خدا به مردم قالب می کنند

    پاسخحذف
  10. چه ربطی داره یکجا در مورد پاداش هدایت مردم داره صحبت میکنه در جای دیگه از غنایم جنگی صحبت میکنه چه ربطی به هم دارهنگفته این ها پاداش هدایت مردمه که

    پاسخحذف
  11. Hala inam shod tanaghoz, dele khodetuno ba in harfa khosh komid. :D

    پاسخحذف
  12. In tanaghoz nist
    Quran ham hamassh doroste wa ketabe asemuniye
    shoma zaviye didetun nesbat be eslam wa ghoran zaviye ranjeshe banabarin joz tanaghoz o eshtebah chizi nemibinid
    Moshkele shoma ine ke dahanetuno shir suzunde, darid be mast foot mikonid...!!!

    پاسخحذف
  13. Shoma be jaye website naghde ghoran boro ye website naghde khameneie wa dar o dastasho bezan ke ham khoda khoshesh biad ham bandeye khoda!
    Ham ye natijeie begiri dust man

    پاسخحذف
  14. معانی ایات بر پایه اصول دین چنین است هر ترجمه ای بر پایه اصولی انجام می گیرد باید از انهائی که ان چنان ترجمه کرده اند پرسید اصول راهنمای عقل شما در این ترجمه ها چیست اصول راهنما همان منطق عقل است هر کسی منطقی دارد که با ان به امور نگاه می کند از جمله به ایات قران
    ترجمه هردمبیلی وجود ندارد قران اصل پایه اش توحید = برابری حقوقی در همه چیز است

    يَسْأَلُونَكَ عَنِ الأَنفَالِ قُلِ الأَنفَالُ لِلّهِ وَالرَّسُولِ فَاتَّقُواْ اللّهَ وَأَصْلِحُواْ ذَاتَ بِيْنِكُمْ وَأَطِيعُواْ اللّهَ وَرَسُولَهُ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ ﴿1﴾
    1)می پرسند تو را از انفال ( اموال زیادی از نیاز جامعه ) بگو انفال برای خداوند ( مردم ) و رسول ( مبلغ حق وحقوق ) است پس متقی شوید (حفظ کنید در اندیشه و عمل اصول راهنمای حق ) خداوند را و اصلاح (حقمداری) کنید در داشتن ( اختلاف ) میانتان – و داوطلب شوید ( اطاعت کنید ) خداوند و رسولش را – چنانچه بودید ایمان آورندگان .

    وَاعْلَمُواْ أَنَّمَا غَنِمْتُم مِّن شَيْءٍ فَأَنَّ لِلّهِ خُمُسَهُ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ إِن كُنتُمْ آمَنتُمْ بِاللّهِ وَمَا أَنزَلْنَا عَلَى عَبْدِنَا يَوْمَ الْفُرْقَانِ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعَانِ وَاللّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ﴿41﴾
    41) و علم داشته باشید همانا انچه را که کسب کردید از چیزی (در امد کاری ) – پس همانا برای خداوند ( برای عموم مردم) است یک پنجم او ( حداکثر زکات در اسلام خمس است ) و برای رسول (در هر زمانی برای مبلغ حق و حقوق انسان ) و برای دارنده قرابت (فامیل محتاج ) و یتیمان ( بی پدر و مادر ) و درماند گان ( از کار افتادگان – مریضان - بدهکاران -سالخوردگان– و غیره ) و فرزند جهت ( حرکت توحیدی ) چنانچه بودید ایمان آوردید به خداوند و آنچه را که نازل کردیم بر پرستنده ما ( محمد ) بدوران فرقان ( جدا شدن حق و باطل ) دورانی که ملاقات کردند دو جماعت ( حق و باطل ) – و خداوند بر هر چیزی قادر است.

    پاسخحذف