۱۰ مرداد ۱۳۸۹

نقد زندگی تاریخی حضرت محمد


حضرت محمد بنیان‌ گذار و پیامبر اسلام و به اعتقاد مسلمانان، آخرین پیامبر در سلسلهٔ پیامبران الهی و تحویل‌ دهندهٔ کتاب آسمانی قرآن می باشد.

به لیست زنان و فرزندان حضرت محمد (ص) توجه فرمائید:


 
1- حضرت خدیجه دختر خویلد بانوی متشخص و متمکنی که سومین شوهر او حضرت محمد بود.

نقد زندگی تاریخی حضرت محمد
 فرزندان:
4 دختر به نامهای : زینب و رقیه و ام کلسوم و فاطمه
 2 پسر به نامهای : قاسم و طاهر که زنده نماندند.




2- سوده  از زنان حضرت محمد ، دختر زمعه و بیوه سکران بن عمرو که از مسلمانان حبشه بود.

نقد زندگی تاریخی حضرت محمد
3- عایشه (کلیک) از زنان حضرت محمد ، دختر ابوبکر صدیق که در 7 سالگی نامزد شد و در 9 سالگی به زوجیت پیامبر درآمد.


نقد زندگی تاریخی حضرت محمد
4- ماریه قبطیه (کلیک) از زنان حضرت محمد ، که از مصر برای حضرت محمد هدیه فرستاده بودند.


نقد زندگی تاریخی حضرت محمد
5- حفصه (کلیک) از زنان حضرت محمد ، دختر عمر بن الخطاب که پس از بیوه گی به حرمسرای محمد منتقل شد.


نقد زندگی تاریخی حضرت محمد

6- زینب (کلیک) از زنان حضرت محمد ، دختر جحش که قبلا زن زید بن الحارث پسر خوانده محمد بود.

نقد زندگی تاریخی حضرت محمد
7- جویریه (کلیک)  از زنان حضرت محمد ، دختر حارث بن ابو ضرار رئیس قبیله بنی مصطلق و زن مسافع بن صفوان که جزو غنایم و اسرای قبیله بنی مصطلق نصیب محمد شد.

نقد زندگی تاریخی حضرت محمد
8- ام حبیبه از زنان حضرت محمد ، دختر ابو سفیان وخواهر معاویه و بیوه عبداله بن جحش که در حبشه مرده بود.


نقد زندگی تاریخی حضرت محمد
9- صفیه (کلیک) از زنان حضرت محمد ، دختر حی بن اخطب (یهودی) و زن کنانه بن ربیع که از روسای خیبر بود.



نقد زندگی تاریخی حضرت محمد

10- میمونه (کلیک) از زنان حضرت محمد ، دختر حارث الهلا لیه خواهر زن ابو سفیان و عباس بن عبد المطلب و خاله خالد بن ولید.

نقد زندگی تاریخی حضرت محمد

11- فاطمه از زنان حضرت محمد ، دختر سریح .

نقد زندگی تاریخی حضرت محمد
12- هند از زنان حضرت محمد ، دختر یزید .

نقد زندگی تاریخی حضرت محمد
13- اسماء از زنان حضرت محمد ، دختر سیاء .

نقد زندگی تاریخی حضرت محمد
14- زینب از زنان حضرت محمد ، دختر یزید .


نقد زندگی تاریخی حضرت محمد
15- هبله از زنان حضرت محمد ، دختر قیس و خواهر اشعث .

نقد زندگی تاریخی حضرت محمد
16- اسماء از زنان حضرت محمد ، دختر نعمان .


نقد زندگی تاریخی حضرت محمد
17- فاطمه از زنان حضرت محمد ، دختر ضحاک .

نقد زندگی تاریخی حضرت محمد

18- ام سلمه از زنان حضرت محمد ، دختر بنی امیه که بیوه یک مرد مسلمان بود که در جنگ احد کشته شد.


نقد زندگی تاریخی حضرت محمد
19- ریحانه از زنان حضرت محمد ، که از اسرای بنی قریظه و سهم پیامبر از غنایم بود.


نقد زندگی تاریخی حضرت محمد
20- ام شریک از زنان حضرت محمد ، دوسیه او یکی از 4 زنی است که خود را به پیامبر بخشیده بود.(هبه کرده بود)


اموال حضرت محمد  :


- لیست اراضی  باقی مانده از حضرت محمد :

1- فدک 2- برقه 3- دلال 4- اعواف 5- صافیه 6- مثیب 7- حسناء 8- وطیح 9- مشربه ام ابراهیم  10- سلائم   و ... ( الا موال. قاسم بن سلام . صفحه 47) (وفاء الوفا . صفحه 36 و 152)

نقد زندگی تاریخی حضرت محمد
- لیست اسبان حضرت محمد :

1- سکب 2- لزاز 3- ظرب 4- لخیف 5- ورد 6- یعسوب  (تاریخ طبری . جلد 4 . صفحه 1304)

- لیست استران حضرت محمد :

1- دلدل 2- عفیر 3- فضه 4- یعفور  (تاریخ طبری . جلد 4 . صفحه 1304 )

- لیست شتران حضرت محمد :

1- قصوا 2- عضبا

- لیست شتران شیری حضرت محمد:

یک گله شتر که شامل بیست شتر به نامهای : 1- غزار 2- حناء 3- سمراء 4- عریس  5- سعدیه  و ... ( تاریخ طبری . جلد 4 . صفحه 1305)

نقد زندگی تاریخی حضرت محمد
- لیست بزهای شیری حضرت محمد :

1- عجوه 2- زمزم 3- سقیا 4- ورسه 5- اطلال 6- اطراف

- شمشیرهای حضرت محمد :

سه شمشیر که غنیمت از قبیله یهودی بنی قینقاع بود به نامهای :

1- کوتاه 2- بتار 3- راحتف 4- مخدوم 5- رسوب 6- غضب 7- ذوالفقار که غنیمت جنگ بدر بود. (تاریخ طبری . جلد 4 . صفحه 1306)

- نیزه ها و زره های  حضرت محمد :

سه نیزه که غنیمت قبیله یهودی بنی قینقاع بود به نامهای :

1- روحا 2- بیضا 3- صفرا

دو زره که غنیمت قبیله یهودی بنی قینقاع بود به نامهای :

1- سعدیه 2- فضه


غزوات حضرت محمد :

پس از هجرت مسلمانان از مکه به مدینه تامین نیازهای  اقتصادی حضرت محمد و مسلمانانی که با وی هجرت کرده بودند به حمله و غارت کاروان‌ های مکه وابسته بود. حملات و غارت کاروان های مکه را که حضرت محمد شخصا در آن شرکت داشت را غزوه می گویند.

نقد زندگی تاریخی حضرت محمد
1- غزوه ابواء 2- غزوه بواط 3- غزوه عشیره 4- غزوه بدر اول 5 - غزوه بدر 6- غزوه بنی سلیم 7- غزوه بنی‌ قینقاع 8 - غزوه سویق 9- غزوه ذی امر 10 - غزوه بحران 11- غزوه احد 12 - غزوه حمراء‌ الاسد 13 - غزوه بنی‌ النضیر 14 - غزوه ذات ‌الرقاع 15 - غزوه بدر آخر 16 - غزوه دومة الجندل 17 - غزوه بنی‌ المصطلق 18 - غزوه خندق 19 - غزوه بنی قریظه 20 - غزوه بنی لحیان 21 - غزوه ذی قرد 22 - غزوه حدیبیه 23 - غزوه خیبر 24 - غزوه عمرة القضاء 25 - غزوه مؤته 26 - فتح مکه 27 - غزوه حنین 28 - غزوه طائف 29 - غزوه تبوک


حضرت محمد در کشتارهای دست جمعی :


1 - کشتار و غارت ( اقوام یهود ) قبیله بنی قینقاع :

در صدر اسلام زنی از انصار نزد نزد زرگر یهودی از قبیله  بنی قینقاع  رفته و مرد یهودی برای اهانت بوی آهسته پشت جامه وی را با خاری ببالای جامه اش بست. بطوری که هنگام برخاستن پایین تنه زن نمایان شد و مردم را بخنده انداخت.مردی مسلمان به حمایت از زن مرد زرگر یهودی را به قتل رساند و یهودیان نیز به حمایت از هم کیش خود مرد مسلمان را کشتند. بدستورحضرت محمد  مسلمانان به کوی بنی قینقاع  هجوم برده و پس از پانزده روز محاصره افراد قبیله بنی قینقاع  تسلیم شده و مجبور به کوچ شدند و همه دارایی های آنان بین مهاجران بی خانه تقسیم شد.
نقد زندگی تاریخی حضرت محمد
2 - کشتار و غارت ( اقوام یهود ) قبیله بنی النظیر :

یهودیان قبیله " بنی النضیر" که از کشته شدن یکی از روسای خود بنام" کعب ابن اشرف "که دستور ترورش را حضرت محمد صادر کرده بود از ایشان در خشم بودند در مقام طغیان بر آمدند و حضرت محمد نیز امر به کشتار انان کرد و پس از محاصره آنان توسط مسلمانان حضرت محمد دستور داد نخلستان های ( بنی النضیر) را آتش بزنند! در این زمان فریاد قبیله "بنی النضیر" بلند شد و بر حضرت محمد بانگ زدند : (تو که خود را مردی مصلح می دانی و مردم را از ویرانی و تباهی و فساد منع می کنی چرا دست به آتش زدن نخلستان ها می زنی ) که مجددا  الله  به کمک حضرت  محمد  امده و( آیات .3.4.5. سوره حشر) را بر حضرت محمد نازل نمود .باری پس از بیست روز ( بنی النضیر) تسلیم شدند وترک دیار کردند و تمام دارایی های آنان میان حضرت محمد و یارانش تقسیم شد.
نقد زندگی تاریخی حضرت محمد
3 - کشتار و غارت ( اقوام یهود ) قبیله بنی قریظه :

قبیله بنی قریظه  تنها قبیله یهودی باقی مانده در صدر اسلام در یثرب بود که آنان نیز بعد از جنگ خندق مورد محاصره مسلمانان قرار گرفتند.سپس این قبیله نیز حاضر شد همچون دو قبیله دیگر اموال و دارایی های خود را گذاشته و از مدینه خارج شود ولی حضرت محمد موافقت نکرد و پس از تسلیم شدن مردم قبیله  بنی قریظه  دستور داد 900 نفر از جوانان و مردان بنی قریظه  را سر بریدند و اموال ، دارایی ، زنان و کودکان این قبیله را بعنوان بردگی بین مسلمانان تقسیم کردند. (تاریخ طبری. جلد 3 . صفحه 1088.1091)  طبری در خشونت این عمل در تاریخ صدر اسلام می نویسد: (پیامبر بگفت تا در زمین گودالها بکندند و حضرت  علی  و" زبیر" در حضور پیامبر گردن انها را زدند. (تاریخ طبری .جلد 3. صفحه 1093)
ضمنا باید یاد آور شویم در این گونه جنگ ها درصدراسلام اعراب مسلمان حتی از همخوابگی با زنان شوهر دار پرهیز نمی کردند و این البته دستور قرآن بود. (سوره نساء.آیه 24)


حضرت محمد در ترور مخالفین :


- ترور شاعری بنام " حویرث بن نقیذ"  : 

وی شتر دختران حضرت محمد " فاطمه " و " ام کلثوم " را رم داده بود، به فرمان حضرت محمد   و توسط حضرت علی در جریان یک توطئه به قتل رسید. (سیره ابن هشام  .جلد 2. صفحه 273)


نقد زندگی تاریخی حضرت محمد
- سر بریدن " مغیره " :

پیر مردی بنام "مغیره" که پس از فتح مکه از ترس حضرت محمد   گریخته بود بوسیله حضرت علی دستگیر و سر بریده شد. (زنان پیغمبر . صفحه 316)


- سر بریدن "نضر" و "عتبه" : 

پس از شکست " ائیل " حضرت محمد به  حضرت علی   دستور داد که " نضر" پسر" حارث " را سر ببرد.همینطور در منطقه ای دیگر بنام " الظیه " از میان اسرا "عتبه" پسر" ابی معیظ " بدستور حضرت محمد و بدست  حضرت علی  سر بریده شد. (منتهی الامال . جلد 1.صفحه 57)


- سر بریدن "عتبه" :

مردی بنام "عتبه" که بخاطر عدم پخش مساوی غنایم بین لشکریان اسلام به صورت حضرت محمد  تف کرده بود بوسیله حضرت علی  سر بریده شد. (تاریخ طبری . جلد 5 .صفحه 1103)

نقد زندگی تاریخی حضرت محمد
- ترور (سلام بن ابی الحقیق):

"سلام بن ابی الحقیق" از دوستان قبیله" اوس"بود و از سرشناسان یهود که بفرمان حضرت محمد در صدر اسلام دستور ترور او صادر شد و عبدالله بن عتیک مامور انجام این ترور شد. آنان نیز ماموریت خود را بنحو دلخواه به انجام رساندند و"سلام بن ابی الحقیق" را کشتند. هنگامی که برگشتند و به حضرت  محمد  خبر دادند ایشان از خوشحالی فریاد زد "الله اکبر".  سیره ابن هشام  . جلد 2 .صفحه 186)

- ترور (خالد بن سفیان هذلی) : 

"خالد بن سفیان هذلی" در صدر اسلام مردم را بر ضد حضرت  محمد  بر می انگیخت.حضرت محمد امر فرمود به "عبدالله بن انیس" که کار او را بسازد و او نیز چنین کرد.حضرت محمد به پاس این خدمت عصایی به "عبدالله انیس" قاتل "خالد بن سفیان هذلی" می دهد و می گوید :این عصا نشانه میان من و تو در روز قیامت است و همانا کمترین مردم در انروز کسانی هستند که به عصا تکیه زده اند.  سیره ابن هشام   .جلد 2 .صفحه 395)


- ترور (ابوعفک) :

"ابو عفک" شاعر یهودی بود،در صدر اسلام که یکصد و بیست سال سن داشت. او شعری در مذمت حضرت  محمد  سروده بود. بدستور حضرت محمد "سالم بن عمیر" ما مور قتل "ابو عفک" شد. ( سیره ابن هشام   .جلد 2. صفحه411)

نقد زندگی تاریخی حضرت محمد
- ترور (عصماء .دختر مروان) :

"عصماء" دختر مروان شاعری آزاده و دلیر بود درصدر اسلام وی بدلیل اشعار انتقادی که در مذمت قتل عام یهودیان و همچنین ترور "ابو عفک" سروده بود. بدستور حضرت  محمد  " عمیر بن عدی" مامور کشتن "عصماء"شد. "عمیر" شبانه به خانه "عصماء" می رود و او را می کشد و صبح زود خبر کشته شدن "عصماء" را به حضرت محمد می دهد.حضرت محمد می گوید: (ای "عمیر" خدا و رسولش را یاری کردی) (سیره ابن هشام .جلد 2. صفحه 412) .

سرانجام حضرت محمد بر اثر سمی که زنی یهودی در غذای او ریخته بود در سال یازدهم هجری چشم از جهان فرو بست. (تفسیر طبری.جلد 5.صفحه 1335) (منتخب التواریخ. صفحه 19)









- نقد زندگی تاریخی حضرت محمد 
- جن در قرآن و اسلام 
- تناقضات قران
- آیا حضرت محمد معصوم بوده؟
 
 
 
 

۲۶ نظر:

  1. آیا حضرت محمد از روی هوس ازدواج می کرده است؟

    یکی از بزرگترین اشکالاتی که از پیامبر می گیرند زیاد بودن تعداد زنان ایشان است . آخوندها بسیار کوشیده اند تا چهره حضرت محمد را با دروغ های تاریخی و ادعاهای بی پایه خود از این اتهام تمیزی دهند و ازدواج های او را با دلایل و استدلال های مضحک توجیه کنند. البته مشخص است که زنباره بودن یک شخص نمیتواند دلیل خوبی برای پیامبر نبودن یک شخص باشد. اما میتوان دانست هدف پیامبر، یا حداقل یکی از بزرگترین اهداف حضرت محمد از جنگهایش و آنچه برایش تلاش میکرد چه بوده است. همچنین مطالعه مختصری از زندگی حضرت محمد و رفتارش با زنان به روشنی ریشه های زن ستیزی آخوندها امروزی را آشکار می‌کند.

    بسیار شنیده می‌شود که میگویند حضرت محمد با بیوه زنان و زنان بی سر پرست و فقیر ازدواج میکرد تا سرپرست آنها باشد و آنها را از سختی و مشقت خارج کند. اما براستی آیا ازدواج های حضرت محمد همه از این دست بوده اند، یا اینکه این آخوندها بد نام باز هم طبق معمول دست به تاریخ سازی و دروغگویی در این باره می زنند؟ این نوشتار سعی در بررسی این موضوع با استناد به کتابهای معتبر تاریخی و دانش رایج اسلامی خواهد داشت.

    در مورد ستم و ظلم فراوان به زنان در آیین اسلام سخنهای بسیاری رفته است . زنان حضرت محمد براستی کشتزارهایی بوده اند که حضرت محمد از هر دری بداننها وارد میشده است (سوره نساء آیه 34).

    آخوندها ادعا می‌کنند ازدواج های حضرت محمد تنها برای کمک مالی و سرپرستی بیوه زنان بوده است. این درحالی است که تقریبا هیچ یک از زنان حضرت محمد قبل از ازدواج با وی در فقر نبوده لند، بلکه اتفاقاً اکثراً زنانی متشخص و غنی بوده اند. ادعای آخوندها مبنی بر اینکه حضرت محمد تنها برای پشتیبانی مالی با زنانی ازدواج میکرده است با قرآن، این مجموعه بیانات نامقدس در تضاد جدی است، در قرآن می‌خوانیم که سازنده کائنات و همه دنیا اینگونه در زندگی شخصی پیامبر دخالت می‌کند و مشکلات خانوادگی اش را با زورگویی و تهدید حل می‌کند.

    سوره احزاب آیه 28

    يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُل لِّأَزْوَاجِكَ إِن كُنتُنَّ تُرِدْنَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا وَزِينَتَهَا فَتَعَالَيْنَ أُمَتِّعْكُنَّ وَأُسَرِّحْكُنَّ سَرَاحًا جَمِيلًا

    ای پيامبر ، به زنانت بگو : اگر خواهان زندگی دنيا و زينتهای آن ، هستيدبياييد تا شما را بهره مند سازم و به وجهی نيکو رهايتان کنم ،

    علامه (!) طباطبائی در تفسیر المیزان خود در مورد این آیه مینویسد:

    “اين دو آيه اشاره دارد به اينكه گويا از زنان رسول خدا ( صلي الله عليه و آله و سلم ) يا از بعضي ايشان سخني و يا عملي سر زده كه دلالت مي كرده بر اينكه از زندگي مادي خود راضي نبوده اند ، و در خانه رسول خدا ( صلي الله عليه و آله و سلم ) به ايشان سخت مي گذشته ، و نزد رسول خدا ( صلي الله عليه و آله و سلم ) از وضع زندگي خود شكايت كرده اند و پيشنهاد كرده اند كه كمي در زندگي ايشان توسعه دهد ، و از زينت زندگي مادي بهره مندشان كند / دنبال اين جريان خدا اين آيات را فرستاده ، و به پيغمبرش دستور داده كه ايشان را بين ماندن و رفتن مخير كند ، يا بروند و هر جوري كه دلشان مي خواهد زندگي كنند ، و يا بمانند و با همين زندگي بسازند ، چيزي كه هست اين معنا را چنين تعبير كرد”

    این آیه همانطور که علامه (!) طباطبائی هم دریافته است نشان میدهد که زنان حضرت محمد خود پس از ازدواج با حضرت محمد از وضعیت اقتصادی خوبی برخوردار نبوده اند و زبان به شکوه گشوده اند، و البته حضرت محمد برای ثروتی که از دزدی کاروانها و چپاول یهودیان و غیر مسلمانان بدست می آورد نقشه های دیگری داشت و آنها را بصورت رشوه به دشمنان خود میداد تا دست از دشمنی بردارند یا میان قدرتمندان تقسیم میکرد تا دست از پشتیبانی او برندارند. همین آیه دروغین بودن حرف آخوندها مبنی بر اینکه هدف حضرت محمد از ازدواج با زنان متعدد سودمند کردن آنها و سر و سامان دادن به زندگی آنها بوده است آشکار می‌کند. براستی چرا خالق تمام کائنات و انسانها و موجودات بخواهد در زندگی حضرت محمد دخالت کند، و در مشکلات خصوصی حضرت محمد دخالت کند.

    ادعای دیگری از همین جنس مطرح می‌کنند و آن این است که حضرت محمد برای ارضای جنسی خود ازدواج نمیکرده است بلکه برای ارضای جنسی بیوه زنان بیچاره بوده است که با آنان ازدواج میکرده است، البته این ادعای مضحک نیز دوباره با قرآن در تضاد است.

    پاسخحذف
  2. آیه 51 سوره احزاب:

    تُرْجِي مَن تَشَاء مِنْهُنَّ وَتُؤْوِي إِلَيْكَ مَن تَشَاء وَمَنِ ابْتَغَيْتَ مِمَّنْ عَزَلْتَ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْكَ ذَلِكَ أَدْنَى أَن تَقَرَّ أَعْيُنُهُنَّ وَلَا يَحْزَنَّ وَيَرْضَيْنَ بِمَا آتَيْتَهُنَّ كُلُّهُنَّ وَاللَّهُ يَعْلَمُ مَا فِي قُلُوبِكُمْ وَكَانَ اللَّهُ عَلِيمًا حَلِيمًا

    از زنان خود هر که را خواهی به نوبت مؤخردار و هر که را خواهی با خود، نگه دار و اگر از آنها که دور داشته ای يکی را بطلبی بر تو گناهی نيست در اين گزينش و اختيار بايد که شادمان باشند و غمگين نشوند و از آنچه همگيشان را ارزانی می داری بايد که خشنود گردند و خدا می داند که در دلهای شما چيست و خداست که دانا و بردبار است

    علامه (!) طباطبائی این آیه را اینگونه تفسیر کرده است:

    “و ممكن هم هست جمله مورد بحث اشاره باشد به مساله تقسيم بين همسران ، و اينكه آن جناب مي تواند اصلا خود را در بين همسرانش تقسيم نكند ، و مقيد نسازد كه هر شب به خانه يكي برود ، و به فرضي هم كه تقسيم كرد ، مي تواند اين تقسيم را به هم بزند ، و يا نوبت كسي را كه مؤخر است مقدم ، و آن كس را كه مقدم است مؤخر كند ، و يا آنكه اصلا با يكي از همسران متاركه كند ، و قسمتي به او ندهد ، و يا اگر متاركه كرده ، دوباره او را به خود نزديك كند ، و اين معنا با جمله و من ابغيت ممن عزلت فلا جناح عليك ذلك ادني /// نزديك تر است ، و بهتر مي سازد ، چون حاصل آن آيه اين است كه : اگر همسري را كه قبلا كنار زده بودي ، دوباره بخواهي نزديك سازي ، مي تواني ، و هيچ حرجي بر تو نيست ، و بلكه اين بهتر و نزديك تر است به اينكه چشمشان روشن شود ، يعني خوشحال شوند ، و راضي گردند به آنچه تو در اختيارشان قرار داده اي ، و خدا آنچه در دلهاي شماست مي داند ، چون آنكه قسمتش را پيش انداخته اي خوشحال ، و آنكه عقب انداخته اي به اميد روزي مي نشيند كه قسمتش جلو بيفتد”

    این آیه نشان میدهد حضرت محمد همانطور که قابل پیشبینی و طبیعی است از پس تمامی زنان خود بر نمی آمده و حتی نمیتوانسته است تساوی را بین آنها برقرار کند، در اینجاست که الله به کمک پیامبر زیاده خواه خود میرسد و میگوید میتوانی در نوبتها نیز دست ببری و هر شب هرجا که دوست داری بخوابی، و شر نوبت دادن و قول دادن به زنان را از سر حضرت محمد کم می‌کند.

    آخوندها میگویند حضرت محمد اصلا نیاز جنسی نداشته است و از سر خیر خواهی بوده است که با این زنان ازدواج میکرده است(!). آنچنان پیامبرشان را نجیب جلوه می‌دهند که گویا وی ابداً تحت تاثیر زیبایی زنان قرار نمیگرفته است. این نیز خود با قرآن در تضاد است. براستی سوره مبارکه احزاب خوب مشت آخوندها را باز می‌کند.

    آیه 52 سوره احزاب:

    لَا يَحِلُّ لَكَ النِّسَاء مِن بَعْدُ وَلَا أَن تَبَدَّلَ بِهِنَّ مِنْ أَزْوَاجٍ وَلَوْ أَعْجَبَكَ حُسْنُهُنَّ إِلَّا مَا مَلَكَتْ يَمِينُكَ وَكَانَ اللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ رَّقِيبًا

    بعد از اين زنان ، هيچ زنی بر تو حلال نيست و نيز زنی به جای ايشان ، اختيار کردن ، هر چند تو رااز زيبايی او خوش آيد ، مگرآنچه به غنيمت به دست تو افتد و خدا مراقب هر چيزی است

    مسلمانان اگر چشمهایشان را باز کنند خواهند دید که قرآن میگوید “هرچند تو را از زیبایی او خوشت آید”، یعنی پیامبر اسلام نیز با زیبایی زنان تحریک میشده است و این از ویژگی های عادی هر انسانی است و پیامبر نیز بارها در قرآن گفته است که من بشری همچون شما هستم. اما وی مثل هر انسان بیمار جنسی دیگری در زندگی خود نمیتوانست مرز مشخصی را برای قوه جنسی اش در نظر گیرد و بنده شهوت و زن برگ ی گشته بود.

    اما بررسی تاریخی زندگی پیامبر اسلام زنبارگی وی را به روشنی نشان میدهد و انسان را به حیرت می اندازد که چطور ممکن است یک شخص این همه ماجراهای گوناگون و عجیب غریب در زندگی خود داشته باشد. در زیر مطلب شماری از زنان حضرت محمد و شرح کوتاهی از ماجرای آنها برای آگاهی هرچه بیشتر از زندگی حضرت محمد جمع آوری شده است. همچنین نام زنانی که حضرت محمد آنها را می‌خواست اما به او ندادند و زنانی که از او طلاق گرفتند آمده است. تلاش شده است که مطالب با ذکر منابع آورده شود.

    پاسخحذف
  3. در مورد سوره نساء آینه 24 :

    فلسفه این حكم در حقیقت این است كه این گونه زنان یا باید به محیط كفر بازگشت داده شوند ،

    و یا بدون شوهر همچنان در میان مسلمانان بمانند

    و یا رابطه آنها با شوهران سابق قطع شود

    و از نو ازدواج دیگرى نمایند ،

    صورت اول بر خلاف اصول تربیتى اسلام

    و صورت دوم ظالمانه است ،

    بنا بر این تنها راه همان راه سوم است.

    تفسیر نمونه
    جلد 3

    پاسخحذف
  4. چه کم اشتها بوده این مرد

    پاسخحذف
  5. دروغ است هر آنچه در مورد حضرت محمد ( ص ) درین صفحه گفته شده . خداوند جزای تان را به زودترین فرصت بدهد . کافران !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. من همانند آن دیگری به تو ناسزا نمیگویم.ولی پندت میدهم درباره نوشته های مستدل این صفحه که همگی با نشانی منبع آورده شده تحقیق کنی.کسی چه میداند،شاید دروغ باشد.تو با رد این منابع راستش را بگو......

      حذف
    2. خب از کجا معلوم که اینا درست باشه؟
      یعنی شما میگی کلهوم خدایی نبوده و این همه پیامبری که بودن دروغی بوده؟
      یعنی میلیاردها انسان در سالیان مختلف اشتباه میکردن؟
      جالب در متون این بلاگ تو این صفحه این هست که یهودی ها رو خوب مظلوم نشون دادن

      حذف
  6. گوساله اسلام تا حال چه خدمتی انسانی به تو کرده است که چنین نوشتی و محققی را به جزا گرفتن متهم می کنی . محمد و اقمار او تا حالا به تو گوساله چه آموخته اند ؟ که اینقدر به این جماعت چسبیده ای . محمد بیمارستان ساخت محمد محقق بود، محمد دانشمند بود چیزی را اختراع کرده است که تو گوساله از اختراع آن به ارامش رسیده ای. یک اختراع ادیسون به صد کتاب محمد می ارزد احمق . آخر محمد تا حالا چه خدمتی به بشریت کرده است به جز کشتار انسانها در طول تاریخ .

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. میگن ادم خواب رو میشه بیدار کرد ولی کسی که خودشو به خواب میزنه رو نه.درد شما جماعت از بی سوادی از تقلید کورکورانه از کسایی که خوب میدونن چه جوری اختلاف بندازن و حکومت کنن درد شما از کتاب نخوندن از عبرت نگرفتنه. کتاب خدمات متقابل اسلام و ایران تالیف استاد مطهری رو مطالعه کنید

      حذف
    2. چقدر اشتباه چقدر بی سوادی چقدر جاهلیت چقدر ناجوان مردانی چقدر حیوان صفتی دیگر بسته اقای شاعربا این موج نو گفتنا برات ارزوی هدایت دارم و اگر میسر نبود برایت ارزوی جهنم دارم اقای نویسنده

      حذف
    3. چقدر اشتباه چقدر بی سوادی چقدر جاهلیت چقدر ناجوان مردانی چقدر حیوان صفتی دیگر بسته اقای شاعربا این موج نو گفتنا برات ارزوی هدایت دارم و اگر میسر نبود برایت ارزوی جهنم دارم اقای نویسنده

      حذف

  7. بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
    بنام خداوند بخشاینده بخشایشگر



    زنانی که حضرت محمد (ص) برای خرافه زدائی با انها ازدواج کرد

    پیامبر فقط با دو زن نکاح با مس داشته است

    1- خدیجه دختر خویلد بن اسد بن عبدالعزی
    2 - ماریه دختر شمعون قبطی

    بقیه زنان در نکاح غیر مس پیامبر بوده اند چون هیچ فرزندی از پیامبر ندارند(چون پیامبر با انها تماس جنسی نداشت )ا ین زنان بر اساس آیه قرآن به امهات المؤمنین مشهورند (تا مومنین بعد از پیامبر با انها ازدواج نکنند تهدیدی بود تادر حیات پیامبر طلاق بگیرند و بروند نکاح با مس داشته باشند ) و قران ان را تایید می کند
    3-عایشه دختر ابوبکر
    4- صفیه دختر حیی بن اخطب
    5- زینب دختر خزیمه
    6-زینب دختر جحش
    7- ام سلمه دختر امیه بن المغیره
    8-سوده دختر زمعه بن قیس
    9- ام حبیبه دختر ابوسفیان بن الحرب
    10--حفصه دختر عمر بن الخطاب
    11- جویریه دختر حارث بن ابوضرار
    12 - میمونه دختر حارث الهلالیه
    13- زینب دختر عمیس
    14- خوله دختر حکیم سلمی
    15- ریحانه خندفیه
    16-عمره دختر یزید
    17-سناء بنت سفیان

    سوره احزاب
    يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نَكَحْتُمُ الْمُؤْمِنَاتِ ثُمَّ طَلَّقْتُمُوهُنَّ مِن قَبْلِ أَن تَمَسُّوهُنَّ فَمَا لَكُمْ عَلَيْهِنَّ مِنْ عِدَّةٍ تَعْتَدُّونَهَا فَمَتِّعُوهُنَّ وَسَرِّحُوهُنَّ سَرَاحًا جَمِيلًا ﴿49﴾

    ای آنانکه ایمان آوردید آنگاه که نکاح کردید زنان مومن را – سپس طلاق دادید ایشان را از قبل اینکه مس کنید (مانند زنانی که در نکاح بدون تماس پیامبر بودند ) ایشان را – پس نیست برای شما بر- ایشان از عده ای – که بشماریدش - پس بهره مند کنید ایشان را و روانه کنید ایشان را روانه کردنی زیبا

    شرح= قبل از همه یاد اوری کنیم که در این ایه کلمه نکاح با کلمه مس فرق دارد نکاح همان خواندن عقد یا نوشتن قباله است که در دفتر ثبت می شود امروزه هم همینطور است ممکن است دو جوان عقد نکاح داشته باشند اما ماه ها یا سال تا شب عروسی مس (همبستری ) واقع نشود پیامبر ابتداء فقط با خد یجه نکاح با مس داشته است و خدیجه چهار فرزند اورده است پس از مرگ خدیجه فقط با ماریه کنیز فرمانروای مصر که برای پیامبر فرستاده بود نکاح با مس داشته است و کنیزی را بانوی اول قرار داد که یک فرزند اورده است بنام ابراهیم که فوت شد با بقیه زنان نکاح بدون مس داشته است اگرمس کرده بود لا اقل یکی از انها بچه می اورد و قران می گوید که محمد پدر هیج یک از مردان (چون مذکر شامل مونث هم می شود یعنی از فرزندان پسر و دختر ) شما زنان در نکاح بدون مس نیست با اینکه پیامبر از خدیجه و ماریه که در نکاح مس بودند فرزندانی داشت - اما چرا این همه زنان را پیامبر به نکاح خود در اورده است می دانیم که پیامبری خرافه زدائی و تبیین روابط انسانها بر پایه حقوق برابر است و از طرفی در طول تاریخ حاکمان و پادشاهان از زمانهای قدیم و جدید حرمسرا ها تشکیل می دادند و می دهند که اکثر - ان زنان را - پدران و مادران- دخترانشان را به صاحبان قدرت و مقام دار هبه می کرده اند برای نابودی این عمل ضایع کننده حقوق زن خداوند به پیامبر امر می کند تا پیامبر زنانی را بر طبق رسم زمانه به هبه قبول کند بشرطی که در نکاح بدون تماس جنسی باشند البته هبه های پیامبر بجز عایشه همه بیوه زنان بودند تا این عادت جاهلی با شکستن کاسه و کوزه بر سرپیامبر در او پایان یابد همچنانکه اصل قربانی شدن انسان در برابر مقام و قدرت و بت را در ابراهیم پایان داد

    پاسخحذف
  8. از اینرو خرافه هبه باید پایان می یافت تا مومنین حق نداشته باشند بعد از پیامبر زنان را به هبه قبول کنند و بدهند و بعد از اینکه پیامبر چندین زن را در هبه اما در نکاح بدون مس قبول می کند ایه می اید که هبه فقط در انحصار پیامبر بود و هرگز کسی که به پیامبر ایمان دارد حق ندارد خود را در جایگاه پیامبر قرار دهد و زنان را به هبه بپذیرد وبه این ترتیب هبه در اسلام مهر پایان یافت و قتی این امر بیان شد خدا به پیامبر هم دیگر هبه قبول کردن را حرام کرد و اگر این کار نشده بود الان امثال خامنه ای ها بیشمار زنان هبه ای می داشتند وبا توجه به اینکه این هبه ها همه در نکاح بدون تماس جنسی پیامبر بودند پیامبر هرگز با این زنان و از جمله با عایشه که دختر بود همخوابی نکرد اگر کرده بود حتما فرزندی می اورد وپیامبر بنا بر امر خدا مرتب می گفت طلاق بدهم بروید اماانها خودشان با فدا کردن رابطه جنسی فقط می خواست از شهرت زن پیامبر بودن بهره ببرند تا اینکه در قران بصورت ایه امد که بعد از مرگ پیامبر زنانی که در نکاح او بودند حق نکاح با مس با دیگری را نباید داشته باشند و این تهدیدی بود بر زنان هبه ای در نکاح بدون تماس که در حیات پیامبر طلاق بگیرند به این ترتیب خدا می خواست تا همه انها قبل از مرگ پیامبر طلاق بگیرند و بروند و نکاح با مس داشته باشند اماانها طلاق را قبول نکردند بعضی به سبب پیری و بعضی به داشتن مقام زن پیامبر بودن که شهرت ام المومنین را داشته باشند بعضی به دلیل ایمانی که داشتند که اهل بیت پیامبر همراه او در بهشت خواهند بود یاد اوری کنیم که هیچ مرد یک طرفه نمی تواند زنی را طلاق دهد حتی این مرد پیامبر باشد و عایشه تا اخر عمر دختر ماند و همسری پیامبر برای خود نگهداشتند در ضمن پیامبر اصلا دختر عمو وخاله و عمه و دائی نداشت تا با انها ازدواج کند این احکام برای حلال بودن ایننوع ازدواج ها ر بیان شده که مسلمانان بتوانند با انها ازدواج کنند پیامبر بعد از خدیجه فقط با ماریه قبطی نکاح در تماس داشته است و از او ابراهیم متولد شد که با حسادت عایشه و حفصه روبرو می شود و تصمیم می گیرد ماریه قبطی را برای رضایت عایشه و حفصه تحریم کند تا با هیچ کدام از زنان مسی نداشته باشد خداوند مانع می شود چون هر مردی حق دارد یک همسر در نکاح با مس داشته باشد و ان دو را هم خدا نه پیامبر تهدید به طلاق می کند و حکایت ان در سوره تحریم امده است اگر هبه و پایان یافتن ان در محمد نبود و قانون نکاح بدون مس نبود معلوم نبود بعضی مشکلات جامعه چه راه حلی می توانست داشته باشد و امروز هم بدلیل عدم فهم روحانیون این مشکلات باقی است و با کج فهمی خودشان مشکلات دیگری هم بوجود اورده اند و نیز مردان صاحب مقام و قدرت امروز چند زن هبه ای می توانسنتد داشته باشند و خداوند داشتن زنانی در نکاح بدون مس را برای عموم مردم در چهار زن محدود کرد که در سوره نساء ایه 3 حکم ان امده است که برای حل مشکل ایتام است در جامعه ای که ایتام فراوان است مردان می توانند با مادران یتیم ها نکاح بدون تماس جنسی داشته باشند تا بتوانند با مادران ایتام رابطه و هم صحبتی برای کمک به ایتام را داشته باشند و در مورد ازادی زنان اسیر جنگی هم اجازه داده است که مردان متاهل جامعه با نکاح بدون مس بتوانند اسباب ازادی انها را فراهم کنند البته در مورد مردان اسیرجنگی هم می توان این قانون را زنان جامعه اعمال کنند تا جنگ هست راه حلهای ازادی اسیران هم باید باشد تا اسیران هر چه زودتر ازادی خود را بیابند زنان و مردان اسیر با نکاح بدون مس ازاد می شوند و با مجردان جامعه می توانند نکاح با مس داشته باشند در واقع همه این امور برای حل مشکلات جامعه است که نکاح بدون تماس ان مشکلات را حل می کند در ضمن همانطور که امد هر زنی هم می تواند با مردان دیگر نکاح بدون تماس جنسی داشته باشد که در واقع در این نکاح زنان و مردان مثل خواهر و برادر می شوند که اصطلاح صیغه خواهر برادری شده است که در بعضی امور محرم و در رابطه لذت جوئی نا محرم هستند امروز هم هنرمندان و دانشجویان و در همسفری و غیره می توانند نکاح بدون مس داشته باشند و بسیاری از این نوع مشکلات حل می شود حال به قران بر می گردیم و ایات قرانی رامی اوریم

    پاسخحذف

  9. سوره تحریم

    يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ لِمَ تُحَرِّمُ مَا أَحَلَّ اللَّهُ لَكَ تَبْتَغِي مَرْضَاتَ أَزْوَاجِكَ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿1﴾

    ای پیامبر چرا حرام می کنی آنچه را که حلال کرد خداوند برای تو (مس کرن ماریه قبطی را برای رضایت همسرانی که در نکاح بدون تماس بودند بر خود حرام کرد )– می طلبی رضایت لنگه هایت را – و خداوند آمرزنده بخشایشگر است
    قَدْ فَرَضَ اللَّهُ لَكُمْ تَحِلَّةَ أَيْمَانِكُمْ وَاللَّهُ مَوْلَاكُمْ وَهُوَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ ﴿2﴾

    بدرستیکه واجب کرد خداوند برای شما حلال کردن اختیارهایتان(تصمیمهای غلط ) را – و خداوند یاور شماست – و او عالم حکیم است

    وَإِذْ أَسَرَّ النَّبِيُّ إِلَى بَعْضِ أَزْوَاجِهِ حَدِيثًا فَلَمَّا نَبَّأَتْ بِهِ وَأَظْهَرَهُ اللَّهُ عَلَيْهِ عَرَّفَ بَعْضَهُ وَأَعْرَضَ عَن بَعْضٍ فَلَمَّا نَبَّأَهَا بِهِ قَالَتْ مَنْ أَنبَأَكَ هَذَا قَالَ نَبَّأَنِيَ الْعَلِيمُ الْخَبِيرُ ﴿3﴾

    و آنگاه که سرّ گذاشت پیامبر به بعضی از لنگه هایش کلامی را ( به حفضه گفت ماریه را تحریم کرده ام ) – پس وقتی که خبر داد (حفضه به عائشه ) او را (سر را ) ظاهر کرد او را (افشاء شدن سر را ) خداوند بر او (بر پیامبر ) شناساند (پیامبر ) بعضی از او را ( تحریم شدن ماریه را به عائشه ) و اعراض کرد از بعضی – پس وقتی که خبر داد (پیامبر ) به او ( به حفضه) او را ( که چرا سرّ را افشاء کرده ای ) گفت (حفضه) کیست که خبر داد ترا به این (که من سرّ را افشاء کرده ام ) – گفت (پیامبر ) خبر داد مرا (خداوند) عالم آگاه

    إِن تَتُوبَا إِلَى اللَّهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُكُمَا وَإِن تَظَاهَرَا عَلَيْهِ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلَاهُ وَجِبْرِيلُ وَصَالِحُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمَلَائِكَةُ بَعْدَ ذَلِكَ ظَهِيرٌ ﴿4﴾

    چنانچه توبه کنید (ای خفضه و عائشه ) بسوی خداوند (خداوند توبه پذیر است و چنانچه توبه نکنید ) پس بدرستیکه مایل شد قلبهای شما (در اصرار به رابطه جنسی که حق شما نیست چون شما در نکاح بدون تماس هستید ) – و چنانچه پشتیبانی کردید بر (اذیت ) او(پیامبر ) پس همانا خداوند – اوست – که یاور او است و جبرائیل و صالح ایمان آورندگان – و فرشتگان بعد از آن پشتیبانند

    عَسَى رَبُّهُ إِن طَلَّقَكُنَّ أَن يُبْدِلَهُ أَزْوَاجًا خَيْرًا مِّنكُنَّ مُسْلِمَاتٍ مُّؤْمِنَاتٍ قَانِتَاتٍ تَائِبَاتٍ عَابِدَاتٍ سَائِحَاتٍ ثَيِّبَاتٍ وَأَبْكَارًا ﴿5﴾


    ممکن است پروردگارش چنانچه طلاق دهد شما را (که در نکاح بدون تماس هستید ) – اینکه تبدیل کند برای او - به لنگه های بهتر از شما – مسلمانان – ایمان آورندگان – فرو تنان – توبه کنندگان – پرستش کنندگان – هجرت کنندگان – بیوه و دوشیزه را


    شرح- اگر زنی مایل نیست در نکاح بدون مس مرد زن داری باشد خیلی راحت می تواند این عقد نکاح را باز کند و با مرد مجرد دیگری که مایل به نکاح با مس است نکاح داشته باشد خداوند عایشه و حفصه را تهدید به طلاق می کند نه خود پیامبر چون به امر خدا این ازدواج ها را پیامبر برای اهدافی انجام داده بود

    پاسخحذف
  10. ســـوره الاحــزاب

    يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ اتَّقِ اللَّهَ وَلَا تُطِعِ الْكَافِرِينَ وَالْمُنَافِقِينَ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا ﴿1﴾

    ای پیامبر تقوا داشته باش (با حفظ اصول راهنمای حق در اندیشه وبیان و عمل )خداوند را و اطاعت نکن کافران (منکران حق و حقوق انسان ) و منافقان را همانا خداوند عالم حکیم است

    وَاتَّبِعْ مَا يُوحَى إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ إِنَّ اللَّهَ كَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرًا ﴿2﴾
    و پیروی کن آنچه را که وحی کرده می شود بسوی تو از پروردگارت (از قوانین حقوقی ) – همانا خداوند بود بآنچه که عمل می کنید آگاه

    وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ وَكَفَى بِاللَّهِ وَكِيلًا ﴿3﴾
    و توکل کن بر خداوند – و کافی است که خداوند وکیل است
    مَّا جَعَلَ اللَّهُ لِرَجُلٍ مِّن قَلْبَيْنِ فِي جَوْفِهِ وَمَا جَعَلَ أَزْوَاجَكُمُ اللَّائِي تُظَاهِرُونَ مِنْهُنَّ أُمَّهَاتِكُمْ وَمَا جَعَلَ أَدْعِيَاءكُمْ أَبْنَاءكُمْ ذَلِكُمْ قَوْلُكُم بِأَفْوَاهِكُمْ وَاللَّهُ يَقُولُ الْحَقَّ وَهُوَ يَهْدِي السَّبِيلَ ﴿4﴾

    قرار نداد خداوند برای انسانی از دوقلب در درونش ( ( تا دوزن در نکاح با مس داشته باشد )- و قرار نداد لنگه های شما را (که در نکاح مس هستند ) آنانکه ظهار می کنید از ایشان مادرانتان (مگر اینکه در نکاح بدون مس باشند که مثل مادر می شوند )- و قرار نداد دعوت کرده هایتان (فرزند خوانده ها) را فرزندانتان – آن است - شما را که گفتارتان است به دهنهایتان – و خداوند می گوید حق را – و او هدایت می کند به جهت (حق)

    ادْعُوهُمْ لِآبَائِهِمْ هُوَ أَقْسَطُ عِندَ اللَّهِ فَإِن لَّمْ تَعْلَمُوا آبَاءهُمْ فَإِخْوَانُكُمْ فِي الدِّينِ وَمَوَالِيكُمْ وَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ فِيمَا أَخْطَأْتُم بِهِ وَلَكِن مَّا تَعَمَّدَتْ قُلُوبُكُمْ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا ﴿5﴾
    دعوت کنید ایشان را (فرزند خوانده ها را ) برای(نسب ) اجدادشان – که او با انصافتر است ( در عمل به حقوق و تکالیف) نزد خداوند – پس چنانچه علم نداشتید به اجدادشان – پس نظیران شمایند در دین(قانون حق) و یاوران شما – و نیست بر شما باکی در آنچه که خطا کردید به او – و لکن آنچه را که به عمد کرد دلهایتان(گناه است ) – و بود خداوند آمرزنده بخشایشگر

    النَّبِيُّ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنفُسِهِمْ وَأَزْوَاجُهُ أُمَّهَاتُهُمْ وَأُوْلُو الْأَرْحَامِ بَعْضُهُمْ أَوْلَى بِبَعْضٍ فِي كِتَابِ اللَّهِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُهَاجِرِينَ إِلَّا أَن تَفْعَلُوا إِلَى أَوْلِيَائِكُم مَّعْرُوفًا كَانَ ذَلِكَ فِي الْكِتَابِ مَسْطُورًا ﴿6﴾
    پیامبر نزدیکتر است به ایمان آورندگان از خودشان (در رعایت حقوقشان ) و لنگه های( در نکاح ) او مادران ایشانند(اگر طلاق نگیرند در حیات پیامبر ) و دارندگان رحمها بعضیشان نزدیکترند بر بعضی در کتاب خداوند از ایمان آورندگان و مهاجران - مگر اینکه بکنید به یاورانتان معروفی را (با شناخت از حق و تکلیف) و بود آن در کتاب سطر کرده شد


    يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُل لِّأَزْوَاجِكَ إِن كُنتُنَّ تُرِدْنَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا وَزِينَتَهَا فَتَعَالَيْنَ أُمَتِّعْكُنَّ وَأُسَرِّحْكُنَّ سَرَاحًا جَمِيلًا ﴿28﴾
    ای پیامبر بگو برای لنگه هایت(که درنکاح بدون مس تو اند ) چنانچه بودید می خواستید زندگانی دنیا و زینتش را- پس بیائید بهره مند کنم شما را- و روانه کنم روانه کردنی زیبا (بروید نکاح تماس و زندگی کنید )
    وَإِن كُنتُنَّ تُرِدْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَالدَّارَ الْآخِرَةَ فَإِنَّ اللَّهَ أَعَدَّ لِلْمُحْسِنَاتِ مِنكُنَّ أَجْرًا عَظِيمًا ﴿29﴾
    و چنانچه بودید می خواستید خداوند و رسولش را و سرای آخرت را – پس همانا خداوند آماده کرد برای نیکوکاران از شما مزد عظیمی

    پاسخحذف
  11. يَا نِسَاء النَّبِيِّ مَن يَأْتِ مِنكُنَّ بِفَاحِشَةٍ مُّبَيِّنَةٍ يُضَاعَفْ لَهَا الْعَذَابُ ضِعْفَيْنِ وَكَانَ ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرًا ﴿30﴾
    ای زنان پیامبرهر کس بیاورد از شما فحشاء شفافی را – مضاعف کند برای او عذاب را دو چندان(پارتی بازی نیست تا مجازات نشوید ) – و بود آن بر خداوند آسان
    وَمَن يَقْنُتْ مِنكُنَّ لِلَّهِ وَرَسُولِهِ وَتَعْمَلْ صَالِحًا نُّؤْتِهَا أَجْرَهَا مَرَّتَيْنِ وَأَعْتَدْنَا لَهَا رِزْقًا كَرِيمًا ﴿31﴾
    و هر کس فروتنی کند از شما برای خداوند ورسولش -و عمل کند اصلاحی(حقمداری ) را بدهیم او را مزدش را دوبار- و آماده کردیم برای او رزق گرامی را
    يَا نِسَاء النَّبِيِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِّنَ النِّسَاء إِنِ اتَّقَيْتُنَّ فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ وَقُلْنَ قَوْلًا مَّعْرُوفًا ﴿32﴾
    ای زنان پیامبر نیستید (شما ) مانند یکی از زنان (دیگرچون شما در نکاح بدون مس هستید ) – چنانچه متقی شدید (با حفظ اصول راهنمای حق در اندیشه وبیان و عمل) پس تابع نشوید به گفتار(فریبنده ) – پس طمع کند آنکه در قلبش مرضی است -و بگوئید گفتاری شناخته شده (به حق و تکلیف)

    وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَى وَأَقِمْنَ الصَّلَاةَ وَآتِينَ الزَّكَاةَ وَأَطِعْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا ﴿33﴾
    و وقار داشته باشید (متوازن باشید) در خانه هایتان -و برجسته نکنید ( اندامهایتان را مانند ) برجسته کردن جاهلیت نخستین- بر پا دارید نماز را و بدهید زکات را و داوطلب شوید به خداوند و رسولش- قطعاً می خواهد خداوند تا ببرد از شما پلیدی را اهل بیت (پیامبر ) و پاک کند شما را پاک کردنی

    وَاذْكُرْنَ مَا يُتْلَى فِي بُيُوتِكُنَّ مِنْ آيَاتِ اللَّهِ وَالْحِكْمَةِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ لَطِيفًا خَبِيرًا ﴿34﴾
    و متذکر شوید آنچه را که تلاوت می شود در خانه هایتان از آیات خداوند و حکمت (اصول راهنمای حق) همانا خداوند بود ملایمت کننده آگاه


    وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلَا مُؤْمِنَةٍ إِذَا قَضَى اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْرًا أَن يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَمَن يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا مُّبِينًا ﴿36﴾
    و نبود برای مرد ایمان آورنده ای و زن ایمان آورنده ای - آنگاه که فیصله داد خداوند و رسولش امری را ( از اموری که باید خراف زدائی شود مثل زن پسر خوانده و هبه و چند زنی و اسیر جنگی برای ازاد شدن )اینکه باشد برای ایشان اختیاری از امرشان - و کسی که سرپیچی کند خداوند و رسولش را پس بدرستیکه گمراه شد گمراه شدنی شفاف

    وَإِذْ تَقُولُ لِلَّذِي أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَأَنْعَمْتَ عَلَيْهِ أَمْسِكْ عَلَيْكَ زَوْجَكَ وَاتَّقِ اللَّهَ وَتُخْفِي فِي نَفْسِكَ مَا اللَّهُ مُبْدِيهِ وَتَخْشَى النَّاسَ وَاللَّهُ أَحَقُّ أَن تَخْشَاهُ فَلَمَّا قَضَى زَيْدٌ مِّنْهَا وَطَرًا زَوَّجْنَاكَهَا لِكَيْ لَا يَكُونَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ حَرَجٌ فِي أَزْوَاجِ أَدْعِيَائِهِمْ إِذَا قَضَوْا مِنْهُنَّ وَطَرًا وَكَانَ أَمْرُ اللَّهِ مَفْعُولًا ﴿37﴾

    و آنگاه که می گوئی برای آنکه نعمت داد خداوند بر او (برزید ) و نعمت دادی بر او – نگاهدار بر خود لنگه ات را- و تقوا داشته باش ( با حفظ اصول راهنمای حق ) خداوند را – و مخفی می کنی در خودت آنچه را که خداوند نمایان کننده است او را (دستور خود را ) - و هراس می کنی از مردم – و خداوند محقتر است باینکه هراس کنی او را ( و دستور خداوند راباید عمل کنی )- پس زمانی که فیصله داد زید از او ( از همسرش) مطلوبی را – تزویج کردیم بتو او را ( در نکاح بدون تماس) تو– برای اینکه نباشد بر ایمان آورندگان گزندی در لنگه های دعوت کرده هایشان ( فرزند خوانده ها) – آنگاه که فیصله دادند از ایشان مطلوبی را – و بود امر خداوند کرده شده

    مَّا كَانَ عَلَى النَّبِيِّ مِنْ حَرَجٍ فِيمَا فَرَضَ اللَّهُ لَهُ سُنَّةَ اللَّهِ فِي الَّذِينَ خَلَوْا مِن قَبْلُ وَكَانَ أَمْرُ اللَّهِ قَدَرًا مَّقْدُورًا ﴿38﴾
    نبود بر پیامبر از گزندی در آنچه که واجب کرد خداوند بر او( از نکاح های بدون تماس برای خرافه زدائی هیچ کدام به خواست پیامبر نبود ) – سنت (رسم ) خداوند است در آنانکه گذشتند از قبل- و بود امر خداوند اندازه ای – اندازه کرده شده

    پاسخحذف


  12. الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِسَالَاتِ اللَّهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّهَ وَكَفَى بِاللَّهِ حَسِيبًا ﴿39﴾
    آنانکه ابلاغ می کنند رسالت های خداوند را( از جمله نکاح های بدون مس برای ابلاغ رسالتی بود ) - و هراس دارند او را- و هراس ندارند فردی را مگر خداوند را – و کافی است که خداوند حسابگر است

    مَّا كَانَ مُحَمَّدٌ أَبَا أَحَدٍ مِّن رِّجَالِكُمْ وَلَكِن رَّسُولَ اللَّهِ وَخَاتَمَ النَّبِيِّينَ وَكَانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمًا ﴿40﴾
    نبود محمد پدر (هیچ یک از فرزندان زنان درنکاح بدون تماس که) ) فردی از انسانهای (پسر و دخترجامعه ) شما است و لکن رسول خداوند و خاتم پیامبران است – و بود خداوند به هر چیزی عالم

    و در اینجا در مورد نکاح بدون تماس حکم عمومی صادر می شودکه همه خرافه ها به وسیله این قانون الغی شد و برای حل مشکلات دیگر هم کاربرد دارد


    يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نَكَحْتُمُ الْمُؤْمِنَاتِ ثُمَّ طَلَّقْتُمُوهُنَّ مِن قَبْلِ أَن تَمَسُّوهُنَّ فَمَا لَكُمْ عَلَيْهِنَّ مِنْ عِدَّةٍ تَعْتَدُّونَهَا فَمَتِّعُوهُنَّ وَسَرِّحُوهُنَّ سَرَاحًا جَمِيلًا ﴿49﴾

    ای آنانکه ایمان آوردید آنگاه که نکاح کردید زنان مومن را – سپس طلاق دادید ایشان را از قبل اینکه مس کنید (مانند زنانی که در نکاح بدون تماس پیامبر بودند ) ایشان را – پس نیست برای شما بر- ایشان از عده ای – که بشماریدش - پس بهره مند کنید ایشان را و روانه کنید ایشان را روانه کردنی زیبا

    يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَحْلَلْنَا لَكَ أَزْوَاجَكَ اللَّاتِي آتَيْتَ أُجُورَهُنَّ وَمَا مَلَكَتْ يَمِينُكَ مِمَّا أَفَاء اللَّهُ عَلَيْكَ وَبَنَاتِ عَمِّكَ وَبَنَاتِ عَمَّاتِكَ وَبَنَاتِ خَالِكَ وَبَنَاتِ خَالَاتِكَ اللَّاتِي هَاجَرْنَ مَعَكَ وَامْرَأَةً مُّؤْمِنَةً إِن وَهَبَتْ نَفْسَهَا لِلنَّبِيِّ إِنْ أَرَادَ النَّبِيُّ أَن يَسْتَنكِحَهَا خَالِصَةً لَّكَ مِن دُونِ الْمُؤْمِنِينَ قَدْ عَلِمْنَا مَا فَرَضْنَا عَلَيْهِمْ فِي أَزْوَاجِهِمْ وَمَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ لِكَيْلَا يَكُونَ عَلَيْكَ حَرَجٌ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا ﴿50﴾

    ای پیامبر همانا ما حلال کردیم برای تو لنگه هایت را - آنکه دادی مزدشان را (مزد کار در خانه را) و آنچه مالک شد اختیارت (اسیرجنگی با نکاح بدون تماس) از آنچه که منجر کرد خداوند بر تو(مثل زن زید برای خرافه زدائی از حرام بودن نکاح با مطلقه پسر خوانده با نکاح بدون تماس) – و دختران عمویت – و دختران عمه هایت- و دختران دائیت – و دختران خاله هایت- آنانکه هجرت کردند با تو(که پیامبر هیچ کدام را نداشت ) – و زن مومن چنانچه هبه کرد خودش را برای پیامبر- چنانچه خواست پیامبر اینکه نکاح کند او را( بدون تماس )- مخصوص برای تو(تا درتو پایان یابد ) – از غیر ایمان آورندگان – بدرستیکه علم داریم آنچه را که واجب کردیم بر-ایشان در لنگه هایشان و آنچه که مالک شد اختیاراتشان(اسیرجنگی با نکاح بدون تماس برای ازادی ایشان)– برای اینکه نباشد بر تو گزندی – و بود خداوند آمرزنده بخشایشگر

    تُرْجِي مَن تَشَاء مِنْهُنَّ وَتُؤْوِي إِلَيْكَ مَن تَشَاء وَمَنِ ابْتَغَيْتَ مِمَّنْ عَزَلْتَ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْكَ ذَلِكَ أَدْنَى أَن تَقَرَّ أَعْيُنُهُنَّ وَلَا يَحْزَنَّ وَيَرْضَيْنَ بِمَا آتَيْتَهُنَّ كُلُّهُنَّ وَاللَّهُ يَعْلَمُ مَا فِي قُلُوبِكُمْ وَكَانَ اللَّهُ عَلِيمًا حَلِيمًا ﴿51﴾
    موکول می کنی (هم صحبتی نمی کنی ) کسی را که می خواهی از ایشان- و جای می دهی بسویت (به هم صحبتی ) کسی را که می خواهی - و کسی را که طالب شدی(مس کنی ماریه قبطی را ) از کسانی که کنار ه گرفتی (از بقیه زنان)– پس نیست باکی بر تو(در مس نکردن بقیه زنان همه را- اگر بخواهند طلاق بده و بروند نکاح مس کنند ) – آن نزدیکتر است- باینکه استقرار یابد چشمانشان و اندوهگین نشوند و راضی شوند بآنچه که دادی ایشان را همه ایشان را – و خداوند علم دارد آنچه را که در دلهایتان است و بود خداوند عالم بردبار

    پاسخحذف

  13. ودر اینجا ماموریت پیامبر پایان می یابد


    لَا يَحِلُّ لَكَ النِّسَاء مِن بَعْدُ وَلَا أَن تَبَدَّلَ بِهِنَّ مِنْ أَزْوَاجٍ وَلَوْ أَعْجَبَكَ حُسْنُهُنَّ إِلَّا مَا مَلَكَتْ يَمِينُكَ وَكَانَ اللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ رَّقِيبًا ﴿52﴾
    حلال نمی شود برای تو زنان از بعد (این لحظه چون محدود به یک نکاح بامس و چهار نکاح بدون مس و یک اسیر جنگی شد در سوره نساء ) و نه اینکه تبدیل کنی ایشانرا به لنگه هائی- و اگر که متعجب کند ترا نیکی هایشان – مگر آنچه که مالک شد اختیارت ( اسیرجنگی با نکاح بدون مس برای ازادی انها ) و بود خداوند بر هر چیزی مراقب

    يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَدْخُلُوا بُيُوتَ النَّبِيِّ إِلَّا أَن يُؤْذَنَ لَكُمْ إِلَى طَعَامٍ غَيْرَ نَاظِرِينَ إِنَاهُ وَلَكِنْ إِذَا دُعِيتُمْ فَادْخُلُوا فَإِذَا طَعِمْتُمْ فَانتَشِرُوا وَلَا مُسْتَأْنِسِينَ لِحَدِيثٍ إِنَّ ذَلِكُمْ كَانَ يُؤْذِي النَّبِيَّ فَيَسْتَحْيِي مِنكُمْ وَاللَّهُ لَا يَسْتَحْيِي مِنَ الْحَقِّ وَإِذَا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتَاعًا فَاسْأَلُوهُنَّ مِن وَرَاء حِجَابٍ ذَلِكُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِكُمْ وَقُلُوبِهِنَّ وَمَا كَانَ لَكُمْ أَن تُؤْذُوا رَسُولَ اللَّهِ وَلَا أَن تَنكِحُوا أَزْوَاجَهُ مِن بَعْدِهِ أَبَدًا إِنَّ ذَلِكُمْ كَانَ عِندَ اللَّهِ عَظِيمًا ﴿53﴾

    ای آنانکه ایمان آوردید داخل نشوید به خانه های پیامبر مگر اینکه اجازه داده شود برای شما- بسوی طعامی غیر انتظار کشندگان وقتش را – و لکن آنگاه که دعوت کرده شدید- پس داخل شوید – پس آنگاه که طعام خوردید- پس منتشر شوید و نه آشنائی یافتن برای صحبت کردنی – همانا آن(تکلیف) شما است که بود اذیت می کرد پیامبر را – پس (پیامبر )خجالت می کشد از شما – و خداوند خجالت نمی کشد از (گفتن ) حق – و آنگاه که پرسیدید از ایشان (از زنان پیامبر ) متاعی را – پس بپرسید ایشان را از وراء (فراز ) مانعی(قبل از اجازه وارد منزل نشوید ) – آن است شما را پاکیزه تر- برای دلهایتان و دلهای ایشان – و نبود برای شما اینکه اذیت کنید رسول خداوند را - و نه اینکه نکاح کنید لنگه هایش را – از بعد او هیچگاه – همانا آن (تکلیف) شما است که بود نزد خداوند عظیم

    إِن تُبْدُوا شَيْئًا أَوْ تُخْفُوهُ فَإِنَّ اللَّهَ كَانَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمًا ﴿54﴾
    چنانچه نمایان کنید چیزی را یا مخفی کنیدش – پس همانا خداوند به هر چیزی عالم است

    لَّا جُنَاحَ عَلَيْهِنَّ فِي آبَائِهِنَّ وَلَا أَبْنَائِهِنَّ وَلَا إِخْوَانِهِنَّ وَلَا أَبْنَاء إِخْوَانِهِنَّ وَلَا أَبْنَاء أَخَوَاتِهِنَّ وَلَا نِسَائِهِنَّ وَلَا مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُنَّ وَاتَّقِينَ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدًا ﴿55﴾
    باکی نیست بر- ایشان (زنان ) در پدرانشان و نه فرزندانشان ونه برادرانشان و نه فرزندان برادرانشان و نه فرزندان خواهرانشان و نه زنانشان(در جامعه ) و نه آنچه را که مالک شد اختیاراتشان(اسیر جنگی) – و تقوا داشته باشید (با حفظ اصول راهنمای حق ) خداوند را – همانا خداوند بود بر هر چیزی شاهد

    إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا ﴿56﴾
    همانا خداوند و فرشتگان – درود می فرستند بر پیامبر ( بدلیل این همه خرافه زدائی ها )- ای آنانکه ایمان آوردید درود بفرستید بر او و سلام کنید – سلام کردنی

    پاسخحذف
  14. این نظر توسط نویسنده حذف شده است.

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها

    1. إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَأَعَدَّ لَهُمْ عَذَابًا مُّهِينًا ﴿57﴾
      همانا آنانکه اذیت می کنند خداوند و رسولش را لعنت کرد ایشان را خداوند در دنیا و آخرت و آماده کرد برای ایشان عذابی پست کننده

      وَالَّذِينَ يُؤْذُونَ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ بِغَيْرِ مَا اكْتَسَبُوا فَقَدِ احْتَمَلُوا بُهْتَانًا وَإِثْمًا مُّبِينًا ﴿58﴾
      و آنانکه اذیت می کنند مردان ایمان آوردنده و زنان ایمان آورنده را بدون آنچه که کسب کردند (خطائی را) پس بدرستیکه متحمل شدند بهتانی و گناه شفافی را

      يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُل لِّأَزْوَاجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَاء الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِن جَلَابِيبِهِنَّ ذَلِكَ أَدْنَى أَن يُعْرَفْنَ فَلَا يُؤْذَيْنَ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا ﴿59﴾
      ای پیامبر بگو برای لنگه هایت - و دخترانت و زنان ایمان آورندگان – نزدیک کنند بر (بدن ) شان از رودوشی هایشان – آن نزدیکتر است باینکه شناخته شوند – پس اذیت کرده نشوند – و بود خداوند آمرزنده بخشایشگر

      لَئِن لَّمْ يَنتَهِ الْمُنَافِقُونَ وَالَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ وَالْمُرْجِفُونَ فِي الْمَدِينَةِ لَنُغْرِيَنَّكَ بِهِمْ ثُمَّ لَا يُجَاوِرُونَكَ فِيهَا إِلَّا قَلِيلًا ﴿60﴾
      البته چنانچه نهایت ندادند( متجاوزان به حقوق مردم از ) منافقان و آنانکه در دلهایشان مرضی است و تشنج کنندگان در مدینه البته می چسبانیم ( به جانشان می اندازیم ) یقیناً ترا به ایشان – سپس مجاور نمی شوند با تو در او مگر اندکی

      مَلْعُونِينَ أَيْنَمَا ثُقِفُوا أُخِذُوا وَقُتِّلُوا تَقْتِيلًا ﴿61﴾
      لعنت کرده شدگانند (سلب کنندگان حقوق مردم)– هر جا یافته شوند گرفته شوند و کشته شوند – کشته شدنی

      سُنَّةَ اللَّهِ فِي الَّذِينَ خَلَوْا مِن قَبْلُ وَلَن تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْدِيلًا ﴿62﴾
      سنت (رسم ) خداوند است در آنانکه گذشتند از قبل - و هرگز نمی یابی برای سنت (رسم) خداوند تبدیل شدنی


      سنت الله عبارت از توحید- بعثت - امامت - عدالت - ومعاد است که اصول راهنمای فهم قران و قانون هستی و این تصحیحات بر پایه اصول انجام داده شد


      در اخر از وبلاگ محترم تشکر می کنیم از فراهم اوردن این بر خورد افکار و ....

      حذف
  15. انچه در بالا امد ترجمه و فهمی از ایات قران راجع به زنان پیامبر بود که بر پایه اصول دین= قانون هستی = کد ترجمه و تفسیر قران انجام گرفته و با روش روحانیون که در طول تاریخ قران را بر پایه فلسفه ومنطق صوری ارسطوئی انجام داده اند در تضاد است و ما روحانیون را خارج از قران می دانیم چون درس اساسی انها هم در حوزه علمیه درس خارج است = فلسفه ومنطق یونان است و ربطی به اصول دین ندارد از نظر ما با دید هرمنوتیکی = تاویل به قانون هستی قران حقوق بشر است و در همه زمینه ها برابری زن ومرد و بر قرار است و به دلیل فهم روحانیون با فلسفه ومنطق یونانی که اساسش تضاد است همه ایات بر عکس خود که باید توحید روابط باشد به تضاد روابط بدل شده است البته همان نقد های که شما بر فهم روحانیون دارد ما هم داریم و به همین دلیل به تحقیقات عظیمی دست زدیم که تا به فهم توحیدی = برابری حقوق در قران پی بردیم

    پاسخحذف
  16. در مورد سن عایشه گویا نظرات مختلفه عده ای بر این عقیده اند که عایشه 17 یا 19 ساله بوده!!!!

    پاسخحذف
  17. - جویریه از همون خوشگل تر بوده!!!!!!!!

    پاسخحذف
  18. باسلام .انقدر زور نزنید درحال حاضر اسلم سریع الرشد ترین دین درجهان است.طبق امار.بحمدلله تمام اشکالات شمارا دانشمندان پاسخ داده اند.من نه فحش میدم نه تهمت میزنم اما یه سئوال چرا فقط اسلام مورد هجوم قرار میگیرد امادیان دیگر نه.

    پاسخحذف
  19. چون از اسلام بي پايه و اساس تر در هيچ چاي دنيا وجود ندارد سوره رحمان عروس سوره هاي قراني اسيت اين سور چرند ترين سوره هاي قرانيايست در 70 ايه 30 بار يك جمله مزخرف تكرار ميشود

    پاسخحذف
  20. اولا
    سوره رحمن عروس قرآن نیست(حدیث صحیح در این رابطه وجود نداره)
    دوما
    دلیل رشد اسلام باحال بدونش هست
    سوما
    دلیل تهاجم به اسلام اینه:
    اگه همه مسلمون (واقعی) بشن که دیگه انگلیس و ۀمریکا نونشون رو از کجا دربیارن؟!اگه یه گروه مثل داعش نباشه اسلحه های 100 سال پیششون رو به کی بفروشن؟!
    حمله به اسلام هم چند روش داره:
    اومدن آخوند ها برای بد جلوه دادن و فراری کردن بقیه از دین و جنگ بین مسلمون ها(داعش و طالبان و ...) و سرکار اومدن کسایی مثل شماها
    دوستان روش دیگه ای به ذهنشون رسید بگن:)

    پاسخحذف