۱۰ مرداد ۱۳۸۹

صدر اسلام



- آیا پیش از ظهور اسلام (صدر اسلام) قبایل شبه جزیره عربستان خدایی بنام الله (کلیک) را می شناختند؟


صدر اسلام
 بله. باید گفت بسیاری از قبایل عربستان پیش از ظهور اسلام (صدر اسلام)  الله  را بعنوان خالق بزرگ و یکتایی که به هنگام خطر باید به او پناه برد می شناخته اند.این مطالب را می توان از برخی آیات قرآن استنباط کرد و همچنین نام پدر حضرت محمد که  عبدالله  بوده دلیل دیگری بر اشنایی مکی ها با مفهوم (الله) بوده.

- وضعیت شهر مکه   قبل از ظهور اسلام (صدر اسلام) به چه شکل بوده است؟

صدر اسلام
شهر مکه  در صدر اسلام بخاطر خانه کعبه  و وجود سیصد و شصت بت متعدد در آن زیارتگاه عموم ساکنان جزیره العرب بود.هر یک از این بت ها مورد پرستش قبیله و طایفه معینی بود و هر سا له زوار و مسافران زیادی برای زیارت بت های مورد پرستش خود به مکه هجوم می آوردند.

- آیا حضرت  محمد (کلیک) سواد خواندن و نوشتن داشته است؟

بله. برای اثبات این مطلب دلایل مختلفی وجود دارد که ما به یک مورد از قول طبری اکتفا می کنیم: در جریان صلح حدیبیه  در صدر اسلام که حضرت  محمد  در ماه ذیقعده (سال ششم هجری) به قصد زیارت کعبه رفت . اما اهل کعبه نگذاشتند که محمد وارد شود و صلح شد که محمد سه روز در مکه   بماند و چون صلح نامه می نوشت چنین نوشت:این صلحنامه محمد پیغمبر خداست ... اهل مکه   گفتند: اگر تورا پیغمبر خدا می دانستیم مانع ورود تو نمی شدیم ولی تو محمد ابن عبدالله هستی. پیامبر گفت :من پیغمبر خدا هستم و  محمد بن عبد الله  هستم و به حضرت علی  گفت: کلمه پیغمبر خدا را از متن صلحنامه محو کن! اما علی گفت: نه! هرگز تو را محو نمی کنم. پیغمبر صلحنامه را بگرفت و کلمه محمد را بجای پیغمبر خدا نوشت. ( تاریخ طبری.جلد 3.صفحه 1125) پیمانهای صلح حدیبیه

- ماجرای (غرانیق) در صدر اسلام چه بوده است؟ (آیات شیطانی)


صدر اسلام
ماجرای ستایش بت های مهم قریش توسط حضرت  محمد  به غرانیق شهرت دارد. بر این اساس که در لحظات نا امیدی وقتی حضرت  محمد  آیه "افرایتم اللات و العزی"یعنی: (مشرکان آیا دو بت لات و عزی را دیدید؟) را قرائت کرد به ستایش ان بت ها پرداخت و گفت:"تلک الغرانیق العلی و ان شفاعنهن لترنجی"یعنی: (آن بت ها لات وعزی بزرگ اند و همانا شفاعت انها پذیرفته است.)... انگاه حضرت  محمد  به سجده افتاد و مشرکین و کافران نیز از ستایش پیغمبر خوشنود شدند و به سجده افتادند. (تاریخ طبری.جلد 3.صفحه881-883) البته متن آیه مذکور از اکثر قرآن های موجود حذف شده است زیرا گروهی از  مسلمانان  معتقد بودند که آیه ستایش بت ها را شیطان بر زبان پیغمبر جاری ساخته است! و گروهی دیگر هم اساسا ماجرای غرانیق را انکار کردند. اما آیات متعددی مبنی بر نکوهش و پشیمانی محمد از ستایش بت هادر صدراسلام در قرآن هست که واقعه "غرانیق"را تایید می کند. (سوره حج.آیه 52و53) (سوره اسری.آیه.73و76)

- دلیل تغییر قبله مسلمانان از بیت المقدس  به  مکه   در صدر اسلام چه بوده است؟

پس از انکه در صدر اسلام ( سال هشتم هجری ) اشراف مکه  بدون جنگ با ارتش حضرت محمد تسلیم شدند و بیشتر آنان (از جمله ابو سفیان که از دشمنان محمد بود) با محمد بیعت کردند.حضرت  محمد  نیز برای جلب رضایت و حمایت اشراف قریش   و بنی امیه   و تامین منافع بازرگانان مکه   قبله مسلمین را از بیت المقدس مسجد الاقصی  به مکه مسجدالحرام  تغییر جهت داد و با واجب کردن حج برای عموم مسلمانان خطر کسادی بازار و ورشکستگی اقتصادی بازرگانان مکه  را از بین برد.

- آیا مراسم حج  مسلمانان با مراسم حج در دوران جاهلیت تفاوتی دارد؟

 باید گفت که تمام مناسک حج و عمره واحرام و لثم و لمس حجرالاسود وسعی بین صفا و مروه و وقفه در عرفات و رمی جمره همگی در دوره جاهلیت متداول بوده و تنها بعضی تعدیلات در حج صدراسلام نسبت به دوره جاهلیت روی داد که از ان جمله می توان بموارد ذیل اشاره کرد:

1- اعراب قبل از اسلام هنگام طواف (لبیک یا لات) (لبیک یا عزی) می گفتند و هر قومی بت خود را صدا می کرد. در صدر اسلام "اللهم" جای بت ها را گرفت و ان عبارت بدین شکل تعدیل شد:  (لبیک اللهم لبیک)
2- اعراب گاهی لخت به طواف کعبه می پرداختند.حضرت محمد در صدر اسلام ان را منع کرد و پوشیدن لباس دوخته نشده را مقرر فرمود.
3- اعراب از خوردن گوشت قربانی اکراه داشت.حضرت محمد  در صدر اسلام آن را مجاز ساخت.
4- مشهور است که مسلمانان پس از فتح  مکه  و بر انداختن بت های  قریش  از سعی بین صفا و مروه اکراه داشتند زیرا قبل از اسلام بر این دو کوه دو بت سنگی وجود داشت که حاجیان و زائران دوره جاهلیت سعی بین صفا و مروه را برای نزدیک شدن به انها و دست کشیدن و بوسیدن آنها کسب تبرک می کردند.ولی حضرت محمد در صدر اسلام نه تنها بین صفا و مروه را مجاز کرد بلکه در (سوره بقره. آیه 158) ان را از شعائر الله قرار داد.

- ماجرای مرتد شدن کاتب وحی (عبدالله بن ابی سرح) چه بوده است؟

عبدالله ابن ابی سرح که زمانی از نزدیک ترین اصحاب و محارم حضرت محمد در صدر اسلام بود و کاتب وحی بود.پس از مدتی نسبت به کیفیت نزول آیات قران و ماهیت وحی و پیغمبری حضرت محمد  تردید کرد زیرا که او چندین بار کلمات وجملات آیات نازل شده را بدلخواه خود تغییر داد و حضرت محمد نیز ان آیات تحریف شده را پذیرفت.
این امر شک ابی سرح را برانگیخت.سرانجام ابی سرح در مورد آیه"فتبارک الله احسن الخالقین"  (سوره مومنون.آیه14) با پیغمبر اختلاف پیدا کرد او معتقد بود که: "این آیه را من سروده ام و محمد   آنرا از من دزدیده است" (سوره انعام.آیه93)  اشاره به همین ماجراست. ابی سرح پس از این اختلاف از دین اسلام برگشت و حضرت محمد خون او را حلال ساخت. (تاریخ طبری.جلد 3.صفحه1187)

- ماجرای کشتار و گرفتن اموال اقوام یهود (قبیله بنی قینقاع  .قبیله بنی النظیر.قبیله بنی قریظه  ) بد ستور حضرت محمد در صدر اسلام چه بوده است؟


صدر اسلام
در صدر اسلام زنی از انصار نزد نزد زرگر یهودی از قبیله  بنی قینقاع  رفته و مرد یهودی برای اهانت بوی آهسته پشت جامه وی را با خاری ببالای جامه اش بست. بطوری که هنگام برخاستن پایین تنه زن نمایان شد و مردم را بخنده انداخت.مردی مسلمان به حمایت از زن مرد زرگر یهودی را به قتل رساند و یهودیان نیز به حمایت از هم کیش خود مرد مسلمان را کشتند. بدستورحضرت محمد  مسلمانان به کوی بنی قینقاع  هجوم برده و پس از پانزده روز محاصره افراد قبیله بنی قینقاع  تسلیم شده و مجبور به کوچ شدند و همه دارایی های آنان بین مهاجران بی خانه تقسیم شد. یهودیان قبیله " بنی النضیر" که از کشته شدن یکی از روسای خود بنام" کعب ابن اشرف"که دستور ترورش را حضرت محمد صادر کرده بود از ایشان در خشم بودند در مقام طغیان بر آمدند و حضرت محمد نیز امر به کشتار انان کرد و پس از محاصره آنان توسط مسلمانان حضرت محمد دستور داد نخلستان های ( بنی النضیر) را آتش بزنند! در این زمان فریاد قبیله "بنی النضیر" بلند شد و بر حضرت محمد بانگ زدند:  (تو که خود را مردی مصلح می دانی و مردم را از ویرانی و تباهی و فساد منع می کنی چرا دست به آتش زدن نخلستان ها می زنی ) که مجددا  الله  به کمک حضرت  محمد  امده و( آیات .3.4.5. سوره حشر) را بر حضرت محمد نازل نمود .


صدر اسلام
باری پس از بیست روز ( بنی النضیر) تسلیم شدندوترک دیار کردند و تمام دارایی های آنان میان حضرت محمد و یارانش تقسیم شد. قبیله بنی قریظه  تنها قبیله یهودی باقی مانده در صدر اسلام در یثرب بود که آنان نیز بعد از جنگ خندق مورد محاصره مسلمانان قرار گرفتند.سپس این قبیله نیز حاضر شد همچون دو قبیله دیگر اموال و دارایی های خود را گذاشته و از مدینه خارج شود ولی حضرت محمد موافقت نکرد و پس از تسلیم شدن مردم قبیله  بنی قریظه  دستور داد 900 نفر از جوانان و مردان بنی قریظه  را سر بریدند و اموال و دارایی و زنان و کودکان این قبیله را بعنوان بردگی بین مسلمانان تقسیم کردند. (تاریخ طبری. جلد 3 . صفحه 1088.1091)  طبری در خشونت این عمل در تاریخ صدر اسلام می نویسد: (پیامبر بگفت تا در زمین گودالها بکندند و حضرت  علی  و" زبیر" در حضور پیامبر گردن انها را زدند. (تاریخ طبری .جلد 3. صفحه 1093)
 ضمنا باید یاد آور شویم در این گونه جنگ ها درصدراسلام اعراب مسلمان حتی از همخوابگی با زنان شوهر دار پرهیز نمی کردند و این البته دستور قرآن بود. (سوره نساء.آیه 24)

- ماجرای ترور (سلام بن ابی الحقیق) در صدر اسلام بفرمان حضرت محمد چه بوده است؟

"سلام بن ابی الحقیق" از دوستان قبیله" اوس"بود و از سرشناسان یهود که بفرمان حضرت محمد در صدر اسلام دستور ترور او صادر شد و عبدالله بن عتیک مامور انجام این ترور شد. آنان نیز ماموریت خود را بنحو دلخواه به انجام رساندند و"سلام بن ابی الحقیق" را کشتند. هنگامی که برگشتند و به حضرت  محمد  خبر دادند ایشان از خوشحالی فریاد زد "الله اکبر".  سیره ابن هشام  . جلد 2 .صفحه 186)

- ماجرای ترور (خالد بن سفیان هذلی) در صدر اسلام بفرمان حضرت محمد چه بوده است؟

 "خالد بن سفیان هذلی" در صدر اسلام مردم را بر ضد حضرت  محمد  بر می انگیخت.حضرت محمد امر فرمود به "عبدالله بن انیس" که کار او را بسازد و او نیز چنین کرد.حضرت محمد به پاس این خدمت عصایی به "عبدالله انیس" قاتل "خالد بن سفیان هذلی" می دهد و می گوید :این عصا نشانه میان من و تو در روز قیامت است و همانا کمترین مردم در انروز کسانی هستند که به عصا تکیه زده اند.  سیره ابن هشام   .جلد 2 .صفحه 395)

- ماجرای ترور (ابو عفک) درصدر اسلام بفرمان حضرت محمد چه بوده است؟

"ابو عفک" شاعر یهودی بود،در صدر اسلام که یکصد و بیست سال سن داشت. او شعری در مذمت حضرت  محمد  سروده بود. بدستور حضرت محمد "سالم بن عمیر" ما مور قتل "ابو عفک" شد.  سیره ابن هشام   .جلد 2. صفحه411)

- ماجرای ترور (عصماء .دختر مروان) در صدر اسلام چه بوده است؟

صدر اسلام
"عصماء" دختر مروان شاعری آزاده و دلیر بود درصدر اسلام وی بدلیل اشعار انتقادی که در مذمت قتل عام یهودیان و همچنین ترور "ابو عفک" سروده بود. بدستور حضرت  محمد  " عمیر بن عدی" مامور کشتن "عصماء"شد. "عمیر" شبانه به خانه "عصماء" می رود و او را می کشد و صبح زود خبر کشته شدن "عصماء" را به حضرت محمد می دهد.حضرت محمد می گوید: (ای "عمیر" خدا و رسولش را یاری کردی) سیره ابن هشام .جلد 2. صفحه 412) .

- عمر بن خطاب  که بوده است و با حضرت محمد چه نسبت فامیلی داشته است؟

 عمر  در صدر اسلام بعنوان بزرگترین سردار در جنگ ها و کشور گشایی ها نقش تعیین کننده داشت و مورد توجه و تایید فراوان حضرت  محمد  بود.بطوریکه از طرف حضرت محمد به "فاروق" (جدا کننده حق از باطل) ملقب شد. حضرت محمد  داماد عمر بن خطاب بود. وی با دختر وی بنام "حفصه"ازدواج کرد و این ازدواج به اعتبار حضرت محمد در میان مخالفان افزود.

- عثمان  که بوده است و با حضرت محمد چه نسبت فامیلی داشته است؟


صدر اسلام
عثمان  در صدر اسلام از بازرگانان ثروتمند و ازاشراف بنی امیه بود.عثمان  از محارم مخصوص حضرت محمد و از کاتبان وحی بوده است.
(تاریخ طبری. جلد 4 .صفحه 1303).
 حضرت محمد به "عثمان" لقب " ذوالنورین" داده بود. عثمان  داماد  حضرت محمد  بود. وی ابتدا با "رقیه" (دختر حضرت  محمد  ازدواج نمود ولی بر اثر عدم سازش و خشونت اخلاقی "عثمان" بضرب تازیانه "رقیه" (دختر حضرت محمد) را به قتل رسانید. پس از این اتفاق با دختر دیگر حضرت محمد بنام "ام کلثوم"ازدواج نمود. ( منتخب التواریخ.صفحه 24)



- آیا حضرت محمد  به مرگ طبیعی از دنیا رفتند؟

خیر . حضرت محمد بر اثر سمی که زنی یهودی در غذای او ریخته بود در سال یازدهم هجری چشم از جهان فرو بست. (تفسیر طبری.جلد 5.صفحه 1335) (منتخب التواریخ. صفحه 19)

- اموال باقی مانده از حضرت محمد  بعد از مرگ وی چه بوده است؟

از ان جمله می توان به املاک واراضی ذیل اشاره نمود:

1- فدک
2- برقه
3- دلال
4- اعواف
5- صافیه
6- مثیب
7- حسناء
8- وطیح
9- مشربه ام ابراهیم
10- سلائم   و ...
همه این اراضی پس از مرگ حضرت محمد در صدراسلام توسط ابوبکر صدیق مصادره شد. ( الا موال. قاسم بن سلام . صفحه 47) (وفاء الوفا . صفحه 36 و 152)

- آیا حضرت  علی   ازتوانگران و ثروتمندان قبیله خود بود؟

بله . ایشان بعد از اسلام از توانگران و ثروتمندان معروف گردید. بطوریکه در شهر ینبع  املاک و اراضی پر ارزش داشت و صاحب نخلستانی بود که سالانه چهل هزار دینار (معادل 160 کیلو طلا) در آمد داشت. (تجارب السلف. صفحه 13)
 ابن حزم در باره ثروت های حضرت علی (پارسا ترین شخصیت اسلامی) می نویسد:
کسی که اندک اطلاعی از اخبار و احادیث داشته باشد انکار نمی کند که حضرت  علی   از ثروتمند ترین افراد طایفه و قوم خویش درصدراسلام بود و اراضی و املاک بسیار داشت. (الفصل فی الملل و الا هواء و النحل . جلد 4 . صفحه 141)

- ماجرای دعوا و نزاع شدید بین حضرت علی  و عباس (عموی حضرت محمد) بر سر چه بوده است؟

پس از مرگ حضرت محمد برای تصاحب ثروت ایشان بین حضرت علی  و عباس (عموی حضرت محمد) نزاع شدیدی بین آنان در گرفت که عاقبت مجبور شدند برای داوری نزد  ابو بکر   صدیق بروند! حضرت علی و عباس در حضور  ابوبکر  به یکدیگر فحش و ناسزا می گفتند تا سر انجام ابو بکر صدیق بین آنان داوری کرد و گفت:"حضرت محمد گفته است که ما گروه پیامبران از خود ارث باقی نمی گذاریم" (تاریخ طبری .جلد 4 . صفحه 1334-1335)

- ماجرای باغ فدک و سخنرانی حضرت فاطمه برای باز پسگیری آن چه بوده است؟

"فدک"دهکده و نخلستان بسیار بزرگی بود با کشتزار های سبز و خرم که حضرت محمد  در صدراسلام ان را به دخترش فاطمه بخشیده بود! که البته سپاهیان حضرت محمد با این عمل وی مخالفت کرده بودند زیرا معتقد بودن مطابق دستور قرآن (سوره انفال .آیه 41و69) غنیمت جنگی باید بین همه تقسیم شود ولی حضرت محمد به این امر اعتنایی نکرد و ان را به حضرت فاطمه بخشید که پس از مرگ حضرت  محمد   ابوبکر صدیق انرا بنفع بیت المال مسلمین مصادره کرد.
حضرت فاطمه نزد ابو بکر   رفت و فرمود این باغ را پدرم در صدر اسلام به من واگذار کرده که ابوبکر هم در جواب فرمودند:"نحن معاشر الانبیاء لا نورث" یعنی : ما پیامبران ارث نمی گذاریم و از وا گذاری ان به حضرت فاطمه خودداری کرد. (تاریخ طبری .جلد 4. صفحه 1335-1336 )

- قرانی که امروزه در دسترس ما می باشد تا چه اندازه کامل و واقعی است؟

در این باره نمی توان نظر قطعی داد. ولی آنچه که می دانیم ان است که عثمان  سومین خلیفه مسلمین در صدر اسلام قران را جمع آوری و مرتب نمود و سوره های بلند را با سوره های بلند و سوره های کوتاه را با سوره های کوتاه تنظیم نمود و طی حکمی به نواحی مختلف نوشت تا تمام نسخه های موجود قران را جمع آوری کردند و سپس آنها را در آب گرم و سرکه جوشانید و به روایت دیگر آنها را سوزانید جز قران" عبدالله بن مسعود" را. (تاریخ یعقوبی .جلد 2 .صفحه 64)











- نقد زندگی تاریخی حضرت محمد 
- جن در قرآن و اسلام 
- تناقضات قران
- آیا حضرت محمد معصوم بوده؟
 
 
 
 

۳۰ نظر:

  1. دوست عزیز من تشکر میکنم از شما به خاطر گرداوردن این مطالب ارزشمند در سایت که امیدوارم باعث خرد ورزی و روشنگری برای ایرانیان زیر سلطه باشه اما اجازه بده یک
    اشکال کوچک در مورد شناخت الله در عربستان قبل از ایران
    وجود داره و اونم اینه که الله رو عربها به عنوان خدای یکتا نمیشناختند چون اصلن بت پرست بودن و خدایی یکتا رو قبول نداشتند الله خدای اسمانها بود و سه دختر هم در بتهای موجود در خانه کعبه داشت معروف به لات منات و عزی .و نه خدای یکتا لطفن تحقیق کنیدو ان قسمت رو اصلاح کنید.

    پاسخحذف
  2. موفق باشید.مبارزه با جهل کاری طاقت فرساست.امید وارم که صبر بالایی داشته باشید.

    پاسخحذف
  3. سلام
    من برای اولین باره که از وب لاگ شما دیدار می کنم.
    در مورد اینکه نوشته اید قبل از حضرت رسول نیز ا... را می شناختند. باید بگویم ا... از زمان حضرت آدم شناخته شده بود. ربطی به حضرت رسول ندارد.
    یادت باشه قبل از حضرت رسول نیز حضرت ابراهیم بوده است.
    اما موضوع اینه این موضوعات چه مسئله ای از تو رو حل می کنن.
    ادعای چی رو داری می کنی؟
    چیزهایی رو که نمی دونی؟

    پاسخحذف
  4. سلام
    با اینکه در دو متن‌ات منو دوست خطاب کردی، متن دومت بیشتر دوستانه می‌نمود!
    همون خدایی که نه تو به اون معتقدی و نه من، و هم تو معتقدی و هم من! میدونه نه قصد دارم بی‌سوادیمو قایم کنم (چون اول متن اشاره کردم خودم) نه اینکه به قولت سفسطه کنم.. به چه کارم میاد؟ چند سالی هم هست که گذشته از بحث کردنم در مورد مذهب و ... و اما اگه گفتم، نه برای خود نماییه نه برای کوبیدن افکارته نه برای... نه من بیکارم و نه احتمالا تو... پس معتقدم به چیزی که میگم.. اگه هم حس کنم که ارتباطمون داره از دوستی خوب و تبادل نظر به انحطاط میره (که جوابت داره این حس رو ایجاد میکنه)... خوب فقط دوست میمونیم... همین.
    (خودتو بگذار جای من. چرا بیام وبلاگتو بخونم نظر بدم؟ چرا باید وقت خودمو تلف کنم؟ یه هدفی دارم... نه نمیخوام تو رو متقاعد کنم غلط فکر میکنی و نه هیچی... یه مطلب درست بگو اگه تایید نکردم!؟ اینو هم میدونم که نه من و نه تو ، نه با تایید هم نیاز داریم و نه به تکذیب... شلش کن دوست من! ...دقت کن که برای اظهار نظر کل مطالبت رو خوندم سعی کردم با نگرشت آشنا بشم و بعد نوشتم.. شاید اگه تو سریال ((رز خلقت)) رو اول میخوندی بعد ((بندگی))رو اینقدر عجولانه و کمی هم بی‌ادبانه حرف نمیزدی. در وبلاگم هم گفتم که نگرشم به جهان هستی چیه و عرض کردم کافی اونجا رو ... البته گذاشتیم جای رفاقت و صمیمیت و راحتی که بین دوستان هست! )
    در تجوم باز تا اونجا که من میدونم، مطرح شده که خورشید که سهله، کهکشان که کشکه، جهان در حال گردشه، بر روی همون مدارات...
    توی فیزیک نسبیت عام، و البته نسبیت خاص انتظارکه بشینیم مبانی فیزیک بخونیم، بعد فیزیک هالیدی، بعد الکتریسیته و... کوانتم و بعد نسبیت و بازهم جدیدا که شدیدا فیزیک به عرفان گرایش پیدا کرده! و همچنین هندسه ریمانی و فلسفه
    نیمیدونم نیوتن دقیقا به چی معتقد بود! اما میدونم که وقتی در خصوص ماشین زمین صحبت میکنی، در مورد نظام دقیقی حرف میزنی که از Systemها و Sub Systemها و ارتباط اونها (که اتفاقا قویا معتقدم Object Oriented نگاه شده بهش) حرف میزنه. و با توجه به اثرات ماه بر زمین که بعضی‌هاشو گفتی، میدونی که در ((درخت بازی)) جهان، قوانینی حاکمه.
    زمان و مفهموم اون وابسته به مکانه (x=vt) و یه اشاره‌ای هم دارم به فیلم ماتریکس (قسمت اول) البه اگه انتظار نداری کل فیلم نامه رو بنویسم برات! اما از اطلاعاتت در مورد فضا متشکرم
    مرسی از لطفت در خصوص یادآوری عرضی و طولی بودن.. اما اتفاقات که در عرض هم می‌افتند، میتونند همزمان هم باشند.. (فعلا زمان رو به همین صورت معمول تعریف میکنیم تا بعد)
    یه قطعه موسیقی گوش کن..نمیگی من دارم مجموعه از نت‌ها رو گوش میدم که یکسری با گیتار نواخته شده و یکسری با شیپور! .. میگی من یک موسیقی در مورد مثلا عشق دارم گوش میدم!
    نگرش و تفکر سیستمی همرا شبکه‌های Enterprise بعلاوه وحدت میگن که هم محمد پیامبر تمام دنیاست هم نه!

    متشکرم از اینکه لطف کردی و دوباره یادآوری کردی که افکارم پریشانه و یا فرمول فیزیک بلدم و همچنین از مرجعی که بهم دادی (دوره کتابهای راهنمایی) ممنون.. اتفاقا دارم روش کار میکنم... اما نه در موردی که پیشنهاد داده بودی... میدونی، تفکر فرایند قشنگیه و یه کم با توهم و تخیل فرق داره... اینجوری بگم، (فعلا به خود خدا کار ندارم تا تو وبلاگم بنویسم کدم خدا!) اما فرمول E=mc2 منظورش میتونه این باشه (و در واقع هست) که ماده همون انرژیه.. فرض کن که آب بواسطه یه انرژی تکون می‌خوره و یا مکتب اگزیستانسیالیسم (که گفتی).. نقد رو هزار تا آدم نوشته‌اند اما در مکتب سارتر 3 اصل وجود داره (تقدم ماهیت بر وجود و برعکسش- آزادی و انتخاب انسان (به عنوان بالاترین موجود چه برای اگزیستانسیالیست‌های خدا پرست و چه غیر اونها) – دلهره و همیشگی تاریخ و انسان) و بعدش هم دوباره از انسان تعریفی ارائه داده میشه و...
    یه مناظره‌ای رو نگاه میکردم که مخاطب میگفت: کی گفته تو اون کتاب اینو نوشته! از کجت معلوم که تو اصلا خونده باشی.. نه برو کتابو بیار! فکر میکنی نمیفهمم؟! چرا باید الکی مرجع بدم؟! فکر میکنی این ریسکو میکنم که مثلا شاگردام از لینکی که بهت خواهم داد بیان و نوشته‌های منو بخونند؟ یا اینکه کسی که همینشور گذری حتی بیاد نوشته‌های (به قول تو سفسطه و از روی بیکاری و فرمول‌هایی برای پنهون شدن از بی‌سوادی و..) منو بخونه؟! نه عزیز.. نه "دوست" من! وقتی کسی رو دوست خطاب میکنی باید معنی‌اش رو هم بدونی...

    پاسخحذف
  5. اما اگه انتظار داری چند سال کتاب رو بیارم بخونی! انتظار بیجایه...برای اینکه بتونی خوب فکر کنی باید منعطف باشی... تفکری که آب داره خیلی قوی‌تره از تفکری که سنگ داره! اقوام تو (که احتمالا میمونها هستند طبق نظر داروین) و منم قبول دارم که اونا هستند، بیشتر از تو انعطاف داشتند. اگه بری ژنتیک بخونی، متوجه میشی که نسل آدما چرا در رنگ‌های متفاوتی میاد... و آیا واقعا همه آدما حروم زاده هستند؟! (ازدواج با محارم)... یه چیز قبول دارم... توی تاریخ (همون که گفتی بیشتر از من بلدی) خداوند زمان عیسی از خداوند زمان موسی کامل‌تره! و همچنین تا به امروز! بعضی قوانین مذهبی به اصطلاح ضد هم میشن و خیلی گاهی اوقات مهربون‌تر! و تمام اینه بحثهای قشنگیه که قبلا شده.. دوباره چرخ بسازیم؟ اما در مورد اینکه صرفا به نام و اسامی منحصر میکنم حرفامو... گذاشتم جای اینکه هنوز با ادبیات من آشنا نیستی نه اینکه فهم نکردی حرفامو..بگذار یه مثالی بزنم.. داشتی برام تدریس "بحث کردن" میکردی و گفتی که: "من هرگز مرجع ندادم مگر اینکه مطلبی ذکر کنم و برای اثباتش رفرنس بدم" خوب اجازه بده با هم این جمله حکیمانه رو بررسی کنیم. وقتی میگی علم ثابت کرده، داری حرف علمی میزنی.. نه شماره مقاله دادی نه صفحه و نه هیچی.. بلکه میگی این جزء بدیهیات محسوب میشه که زمین گرده! اثبات نمیکنی! فقط میگی علک ثابت کرده! یا اینکه وقتی تضاد آیات رو نشون میدی، خودآگاه یا ناخودآگاه داری از "منطق" استقاده میکنی... علم منطق.... مرجع دادی؟ نه! جزء "معلومات" حساب کردی.. گفتی معلومه..! حالا من بیام بگم تو خودت واعذ غیر متعذی؟؟؟ بعدش هم بیام این تضاد در حرفت رو بیارم در اصل تضاد در فلسفه و بعدش هم روان‌شناسی!؟ بعد هم یک‌سری بد و بیراه به تو بگم؟!استدلال که حرفش رو میزنی و مرسی از اینکه سعی کردی معلم خوبی باشی، هدف داره، دلیل هم داره... مثلا بنظرت لازمه در خصوص رنگ ماست استدلال بیاریم؟ اینکه من فقط عنوان مطالب رو عرض کردم، عزیز قصد جسارت نداشتم! سطح تو رو بالاتر از اونی دونستم که بشینم دوباره فیزیک کوانتم و فلفسه وجودی رو دوباره تایپ کنم! حالا برای اینکه با نحوه تفکر م آشنا بشی (حتی اگه بدرد همون دوره راهنمایی بخوره) برات از دلیلی که اینهمه وقت صرف کردم و حرفهای دوستانه و مودبانه تو رو خوندم رو، مینویسم. تو در نگارشت متفاوتی. نه اینکه بحث جدیدی رو باز کرده باشی که نه اما نوشتنت فرق داره. (بحث تو یه گوشه‌ای از بحث آقای رشدی است که مثلا یکی از حرفاش اینه که محمد پیغمبر نیست، یه نابغه است یه مدیر استراتژیکی است (نخواه بحث Master Plan رو هم بنویسم!) یه تحلیل‌گر اطلعاتیه و...!) و این تفاوت تو و من (که از نگرش‌ها باید باشه وجهانبینی و نه در کلام!) باعث حرکت میشه (اختلاف پتانسیل در فیزیک الکتریسیته- نمیخوای که مرجع بدم؟) و این حرکت، چون با سرعت نور حرکت نمیکنه (چون تابع زمانه و حرکت شتاب‌دار از نوع فیزیک نیوتونیه) باعث میشه که اختلاف مکان پیش بیاد. (X=V.T) و این اختلف همواره به سمت جلو خواهد بود اگه من و تو بجای اینکه نیروی‌های همو خنثی کنیم، هم جهت حرکت کنیم حتی اگه نظر مخالفی نسبت به قضایا داشته باشیم (بردار در ریاضیات و برآیند گیری نیروها د رفیزیک) ... اینه ادبیاته من!.. میفهمیش یا نه، می‌پسندیش یا نه همینه.. اگه نخوام و حوصله نکنم اینمه بنویسم میگم: اختلاف در تفکر که خودش نوعی از حرکته، تولید حرکت میکنه، اگه هم جهت باشیم.. OK شد یا باعث شدم یه سری فحش بدی دوباره؟! ;) یادت باشه اگه اختلاف بین فرشوشتر و تفرشی نیست! با هم دعوا که ندارند... نگرش‌هاشون با هم متفاوته! پس به تفرشی نمیتونی بگی تو ابلهی، نفهمی، احمقی، بی‌سوادی و... این ادبیات غلطه!
    من نمیگم تو غلط میگی یا کافری با بدبختی یا عقده خقارت داری و داری خودتو مطرح میکنی و از این خزعبلات... که قویا معتقد به فیزیک نسبیت (بازم تاکید میکنم هر دو وجه خاص و عام) هستم و نگرش خاصی به جهان هستی دارم. نگرشی که با همین سواد کمم که تو فهمیدی کمه! تا حالا ندیدم..
    در آخر، ببین که مفهمیم همو یا نه! اگه بله که بسم‌الله... اگه هم که نه، خوب دوست میمونیم و برای هم کامنت میگذاریم. بازم خواهشم اینه که مطالبم رو در وبلاگم بخونی و راحت نظرت رو بگی (یا همونجا یا برام Email کن) مخصوصا سری راز خلقت و مکاشفات رو... مرسی

    پاسخحذف
  6. پاسخ:
    سلام دوست من همین اولش بگم من با این شیوه گفتاری شما مشکل دارم :(همون خدایی که نه تو به اون معتقدی و نه من، و هم تو معتقدی و هم من! ) این شیوه گفتار را من نمی فهمم. من نمیدانم اطلا عات علمی شما در چه حدی است چقدر شاگرد دارید ویا مدعی نظریه نوینی هستید که تا بحال کسی را هم فکر خود نیافته اید ولی این را میدانم که شما به من و تفکری که دارم حمله کردید ولی دلائل تون برگرفته شده از دانشی است که جایگاه ان در حیطه سوالات من نیست.بدین معنی من از شما خواسته ام به ضد ونقیض گوئی قران توجه کنید و همه تلاشم را کرده ام که بگویم این کتاب عظیم الشان نوشته انچه شما خدا می نامیدش نیست.ولی شما مجموعه ای از اطلا عاتی که بقول شما چند سال کتاب است را می ریزید وسط بعد هم می روید و وقتی اعلام می کنم که نیازی به این همه کلمات وکتاب نیست تا ثابت شود محمد نمی دانسته خورشید بدور زمین نمی گردد بلکه مثل همه مردم ان روز گاران فکر می کرده می فرمائید کهکششان راه شیری هم بر مدار می گردد چه رسد به خور شید و من را مجبور می کنید دو باره بپرسم اگر محمد می دانسته کهکشان راه شیری بر مدار در حرکت است چرا از حرکت زمین صحبت نکرده!که من این حرکت شما را از روی غرض می دانم .
    شما از این که مرا بخواندن ژنتیک دعوت کر دید ممنونم ولی دوست من باز غرض ورزی کردید (شاید هم ما حرف همدیگر را درست درک نمی کنیم) زیرا که من هم حرف شما را زدم گفتم چطور می شود که از پدر و مادر سفید پوست فرزندی سیاه پوست متولد شود.انوقت شما می گوئید برو ژنتیک بخوان تا بدانی چرا انسانها در رنگ های متفاوت هستند واقعان عجبا زیرا که هم من هم شما فارسی می نویسیم ولی انگار که داریم با زبان برکینو فاسوئی صحبت می کنیم .
    اجازه بدین همه چیز رو از اول شروع کنیم جناب فر شو شتر من رو ببخشید که باز هم اظهار می کنم افکار شما پریشانه و این پریشانی. ذهن من رو ازار میده و من رو خسته می کنه وباعث میشه از یک بحث سازنده به ترکستان برسیم.
    ببین دوست من این بحث که من در سایت خودم گذاشتم مربوط به قران نه هیچ چیز دیگر پس لطف کنید اندکی دقت کنید من چه گفتم .( خیلی با دقت ممنونم) من گفتم که در قران فقط فقط در قران مشخص نشده که محمد پیامبری جهانی است یا فقط برای قوم عرب (خواهش می کنم توجه کنید) من نمی خواهم با شما یک بحث ازاد داشته باشم که محمد پیامبر جهانی است یا خیر که شما دوباره بگید در بحث نگرش و تفکرات سیستمی همرا شبکه های ... محمد هم پیامبر همه دنیاست هم نه.(توجه کنید)من میگویم در قران نوشته شده:
    ۱- ما چنین قران فصیح عربی را نه تو وحی کردیم تا مردم شهر مکه را وهر که در اطراف اوست از روز قیامت بتر سانی. (سوره شوری.آیه7)
    ۲- برای هر امتی رسولی است پس هر گاه رسول آنها آمد بین آنها به عدالت حکم خواهد کردو به کسی ستمی نمی شود. (سوره یونس.آیه47)
    باز توجه کنید که حالا در ایه ای دیگر می گوید:
    ***به خلق بگو که من بدون استثنا بر همه شما جنس بشر رسول خدایم آن خدائی که آسمان و زمین ملک اوست. (سوره اعراف.آیه158)
    پس نتیجه می گیریم فقط وفقط در قران که ملاک بحث من است تناقضی هو یدا شد بدین معنی که نمی فهمیم محمد پیامبر عرب است و برای هر امتی مثلان فارس رسولی از خود ان امت خواهد فرستاد و یا مطابق نظر قران پیامبری جهانی است؟
    اقای شوشتری اگر اجازه دهید مابقی مطالب باشد برای وقت دیگری.من خیلی خسته شدم بهر حال از اینکه لطف کردید و مدتی با هم گپ زدیم ممنون فقط یک خواهش امیدوارم متوجه شده باشید که ما در موردتناقضات قران و فقط و فقط و فقط در دایره بسته مطالب قران بحث می کنیم تا دلیل اشکالاتی که ذکرش در سایت این بنده حقیر رفته را بیابیم فقط همین
    با تشکر

    پاسخحذف
  7. سلام. من مطالب شما رو خوندم. چندتا پیشنهاد میکنم:
    ۱- اول در این مورد تحقیق کنید که آیه های ناسخ و منسوخ چی هست و چرا هست! خیلی از احکام اسلام تغییر کرد. و برای همین آیه هائی اومد که یه سری دیگه رو منسوخ کرد. اینا تناقض نیست!!!
    ۲- در مورد اون کشتار کفار و اینا، در مورد اولین مثال، شما خودت یه بار دیگه معنی که نوشتی رو بخون!‌ تا وقتی که جزیه بدهند... جزیه هم اون پولی بوده که غیر مسلمین باید به حکومت اسلامی میدادن!!!
    در مورد بقیه، شما فقط این قسمت آیه رو انتخاب کردی گذاشتی، صرف نظر از بقیه (قبل و بعد) آیه. (امیدوارم منظور خاصی نداشته باشید!!) بله، توی قرآن اومده که مسیحی ها و یهودی ها رو بکشید! ولی اگر آیه قبلش رو بخونی، میبینی که نوشته چون شما رو کشتن و زمین ها رو قصب کردن!!!
    قران چیزی نیست که به این سادگی بشه در موردش بحث کرد. تفسیر قرآن و شناختن آیه های قرآن علم خودش رو داره. شما توی تمام مثالهات فقط یه تیکه از آیه رو انتخاب کردی گذاشتی ازش ایراد گرفتی. امیدوارم قصد خاصی از این کارها نداشته باشی و فقط اشتباه باشه!!!!!!!!!!!!!!!!!!

    پاسخحذف
  8. پاسخ:
    سلام دوست من ممنون که مطالعه کنید.
    ۱- منظور شما اینه که خدا نمی دانسته باید چه احکامی را صادر کند که بعد مجبور به تغییر ان نشود؟ و ۲ نکته دیگر که شما به ان توجه نمی کنید:
    ـ اگر در زمان کوتاه زندگی حضرت محمد اینقدر احتیاج به تغییر احکام بوده پس وای به حال الان که ۱۴۰۰ سال از ان می گذرد.
    ـ در ایاتی از قران امده که سخنان خدا قابل تغییر نیست!!
    ۲- از نظر شما اله رشوه می گیرد و اجازه می دهد که مذاهب دیگر به فعالیت ادامه دهند . از شما که اینقدر عمقی نگر هستید!!! چنین برداشتی عجیب است.
    در ضمن از این رو شنگری شما که ریشه در عمقی نگری شماست!!! متشکرم ولی در شماره ۲ متضاد ایات (سوره بقره.ایه۱۹۱) ایه ای که شما مچ من را گرفتید!!! کامل نوشته شده از شما که اینقدر عمقی نگر هستید!!!!! بعید است.
    سوالی در ذهن دارم که با شما مطرح می کنم. چرا شما و همه مدعیان اسلام قبل از اینکه بخوانید و بدانید سخن می گوئید؟
    شاید بهتر بود وقتی را که صرف مخالفت با من کردید به مطالعه بیشتر اختصاص می دادید نه؟؟؟؟؟!!!!

    پاسخحذف
  9. سلام.
    نه عزیز دل برادر، به اون رشوه گفته نمیشه. الان بهش میگن مالیات، ربطی به رشوه نداره!
    دوست عزیز بله ایه کامل نوشته شده. برای شما مثال زدم، توی قرآن آیه هست که یهودیان رو بکشید! اگر به اون آیه نگاه کنی میگی که اسلام دین جنگ و خونریزی است، ولی اگر آیه های قبل رو نگاه کنید، میبینید که آمده به دلیل اینکه شما رو کشتند،‌ بکشیدشان. من نگفتم آیه کامل نیست. من گفتم شما به یه آیه دارید نتیجه ای میگیرید که برای درست نتیجه گرفتن باید به آیه های قبلی و بعدی هم توجه بشه.

    پاسخحذف
  10. سلام
    خیلی خوشم اومد.. نه از استدلالت، و نه از رویی که داری (مثل خود من) اینکه توی این نوشته‌ات (که شاید از خستگی باشه) خیلی مهربون حرف زده بودی... و این نشون میده که داریم با هم ارتباط برقرار میکنیم... حتی به زبون (برکینوفاسوئی) – اشاره به فیلم Ghost Dog در قسمت ارتباط Ghost Dog با بستنی فروش فرانسوی– معنی‌اش اینه که برای برقراری ارتباط نیازی به داشتن یک زبون مشترک نیست. یک خواست مشترک نیازه.
    از اینکه ادبیاتم برات آشنا نیست شکی نیست.. اما مورد اینه که اول اصلا می‌خوای آشنا بشی یا نمی‌خوای؟ (فرشوشتر سعی می‌کنه تو رو بفهمه و بر عکس نظر تو "بی غرض"!) و دوم اگه به هر دلیلی بر حسب اتفاق، یا هر چی روی‌داده دیگه... دیدی فقط تو یکی از منطق‌هات مشکلی هست که میشه برطرف بشه، سعی می‌کنی بپذیری یا نه؟
    اما در مورد تضاد در قران که گفته بودی: ((ما در موردتناقضات قران و فقط و فقط و فقط در دایره بسته مطالب قران بحث می کنیم تا دلیل اشکالاتی که ذکرش در سایت این بنده حقیر رفته را بیابیم فقط همین)) دوست خوب و احتمالا جوان من، در متن قبل عرض کردم. اما الان مجدد عرض می‌کنم. تو بعضی از علوم رو نمیتونی از حرفات جدا کنی... مثلا همین زبون فارسی رو نمیتونی جدا کنی.. میتونی گرامرش رو در نظر نگیری؟ یا مگه نه اینکه سعی میکنی غلط املایی نداشته باشی!؟ پس اولین علم، همین زبان و زبان‌شناسیه. دوم وقتی از تضاد حرف میزنی، چه بخوای و چه نخوای پای منطق در میونه. دقیقا با همون معیار‌هایی که فن منطق داره. پس اینو هم نمی‌تونی جدا کنی. سوم داری مقایسه میکنی. میگی این آیه رو با این آیه مقایسه کن! پس داری از ریاضیات حرف میزنی... میدونی که علوم فقط اونی نیستند که توکتابا نوشته میشند.. یعنی ریاضیات فقط محدود به عدد 2 نمیشه... این جز لاینفکه و دست منو تو هم نیست... یا وقتی که میگی علم ثابت کرده (در مورد نجوم) این که دیگه تابلوه... فرض کن من بگم تفرشی جان، علم ثابت کرده که زمان با حرکت نسبت عکس داره... تو هم میگی نه! چون فیزیک میگه فلان! بنابراین نمی‌تونی بگی صرفا در این مورد خاص و توجه کن و هیچ چیز دیگه‌رو نگو! حالا از بحث استعاره و زبان عربی و ... میگذریم. اما چون می‌خوام سعی کنم به تو و افکار تو نزدیک بشم، چشم تمام سعی خودمو می‌کنم که با زبان تو حرف بزنم. برای همین برات نظریه داروین رو که دیدم هم علاقه‌داری و هم چند بار تکرار کردی (شاید به سبب تاکید) و هم به تاریخ برمیگرده (که گفتی خیلی بلدی) و هم خودش شامل چند علم مختلف میشه رو با زبان خودت، با هم باز میکنیم و تضاد در قرانی رو هم که با توجه به اون پیدا کردی رو، هم با هم بررسی میکنیم. خوبه؟ اما اول قول بده که اگه منطقی، علمی، قابل فهم، با مرجع، مستدل و درست بود، بپذیری! احتمالا متن بعدی من هم همون خواهد بود.
    اما در مورد محمد و خدا و قران... یه جمله‌ای دارم که همیشه میگم: هیچ چیزی اونطور که نشون میده نیست! خوب به نظرت اصلا مهمه که محمد بگه زمین گرده یا زمین می‌چرخه یا نه؟ این چه اهمیتی داره!؟ گفتن این مسئله واقعا چه اهمیتی داره؟ مگه گالیله نمی‌دونست و نگفت؟ چی شد؟ هر علمی برای عنوان احتیاج به زمان خاص خودش برای پذیرش داره... این اصلا مهم نیست که محمد در مورد مثلا اندیشه داروین (که بعدا خواهد اومد) چیزی گفته یا نه.. تکامل تدریجی رو برای انسان عنوان کرده یا نه... گفته شما با هم برادرید!
    اما همین تبادل نظر خوب و به قول تو ((بحث سازنده)) ما ، معتقدم که به ترکستان نمیره. چون تو حداقل همین الان که به قول خودت از دست پریشانی ذهن من خسته میشی، تازه اول کاری!!!!!!! دقت کن که اکثرا میان بهت فحش میدن و میرن.. و شاید هم برنگردن... در صورتی که مسئله تفکری که تو مطرح کردی، اگه درست بیان بشه، اگه ساختار یافته و انسجام داشته باشه، اگه پشتش مطالعه دقیقی صورت گرفته باشه، و اگه به متونی از قران استناد بشه که عمیق‌تر و بحث برانگیزتره (نه بعضا اینا که گفتی) ، و اگه تعداد این تضادها (که بی‌تعارف بگم در ظاهر خیلی بیشتر از این‌هاست که مطرح شده) در هر Post متناسب و با هارمونی انتخاب بشه، وبلاگت رو غنی و پر مخاطب میکنه و باعث ایجاد یک جریان ذهنی در مخاطب میشه! باعث میشه که خواننده قبل از اینکه جبهه بگیره برات، فکر کنه! و این تفکر حرکت ایجاد کنه! میبینی؟ با هم دشمن نیستیم! با این تفاسیر، تو از کوره در میری! عصبی و خسته میشی... چون تحملت کمه. وقتی همچین بحثی رو باز میکنی باید یک استراتژی برای خودت انتخاب کنی و با هدف حرکت کنی... من که هیچی نیستم اگه کسی اومد سراغت که آدم قدرتمندی در اطلاعات و یا حتی همون سفسطه که گفتی بود چی؟؟؟ بهش فحش میدی؟
    و اما میرسیم به جایی که احتمالا تو دوست داری

    پاسخحذف
  11. پاسخ:
    سلام دوست عزیز
    از اینکه مرا پر رو خطاب کردی ناراحت نشدم زیرا از روزی که این سایت را راه انداختم با فحش هائی اشنا شدم که هر گز بگوشم نخورده بود. خوب اگه هنوز ادامه می دم شاید بخاطر همین پر روئی . بگذریم
    جناب شوشتری باید خدمتتون عرض کنم که قضایایی هستند که بدانها قضایای پیشینی گفته می شود و احتیاج به اثبات ندارد مثل چرخ ! اما قضایایی هستند که باید با تجربه ثابت شوند مثل وجود نفت در کره ماه ! حال شما می فرمایید در مطالب سایت من علم زبان شناسی و منطق و... وجود دارد باید عرض کنم که من انها را جزو قضایای پیشینی بحساب اوردم و وقتی از شما خواستم در مورد قران گپ بزنیم منظورم این است که شما هم از همان قضایای پیشینی استفاده کنید که نیاز به اثبات ان نباشد.
    بازم با این مطلب شما مشکل دارم وقتی می گوئید هیج چیزی ان طور که نشون می ده نیست منظورتون چیه ؟ یعنی زمین گرد نیست یعنی من و شما انسان (بمعنی فیزیکی) نیستیم و ...(اینجاست که می گم شما پیوند غریبی با سفسطیون دارید) و نظر من رو پرسیدید .بله محمد اگر فرستاده خدا بود باید می دانست حالا اگر نمی داند نتیجه واضح است . و از اهمیتش پرسیدید اینهمه عقب ماندگی فکری از کجا امده؟ از انجائی که مردی در قومی ظهور کرد با داعیه رسالت و افکار متحجرانه عرب بدوی را در روح جماعت نادان تزریق کرد. چه دردی از این بیشتر که خودشان را به حرم هائی متوصل می کنند تا درد شکم . مشکل نازائی و ... را از مشتی خاک طلب کنند.
    جه دردی از این بزرگتر که کسانی که ۱۴۰۰ سال پیش بما حمله کردند خواهران و مادرانمان را به کنیزی بردند و پدران و برادرانمان را کشتند در زیر مالیات های سنگین انزمان طوری شکستیم که هنوز توان ایستادن نداریم انوقت محرم که می شود اقایان و خانمها سینه چاک می کنند .این درد نیست این دیگر ننگ تاریخی است. براستی ما را چه شده ؟یک سری به قسمت نظرات بزنید گریه دار است .اقا و خانم تحصیلات دانشگاهی دارد انوقت امده به من پیشنهاد می کند که به مشهد بروم و از امام رضا حاجت بگیرم!!
    مشکل من درد مملکتم برام مهم نیست اسلام چه جور دینی یا از کجا امده . جایگاه دین در حوزه قلب ادم هاست و نباید به ان تعدی کرد ولی حالا تنها راه برای فرار از اینهمه نکبت همان رو شنگری است که بر همه از نان شب واجب تر است.
    موفق باشید

    پاسخحذف
  12. مسلئه داروین
    اول خیلی‌ها گفتن که داروین ضد خداست و کافر شده و... و از اونجایی که درست در موقعی اومد که مکاتب فلسفی و ذهنی بی‌خدایی باب می‌شد، خیلی بازارش داغ شد. تا جایی که خودش میاد و برعکس اتهامات رو بیان میکنه. یعنی میگه اینکه تکامل در مجودات طی میلیون‌ها سال شکل میگیره و آنی نیست، خودش دارنده یک نظم و ناظر بسیار بزرگیه و دقت و هماهنگی خاصی رو طلب می‌کنه (حالا مهم نیست اسمش جریانه زندگیه، هوش برتر خاکم بر جهانه، خداست یا هرچی که ممکنه اسمش باشه) . اما بعد از مدتی این نظریه کاملا مورد شک واقع شد. شاید از جایی تحت عنوان ((حلقه گمشده داروین)) بهش مشکوک شدند و الان هم خیلی وقته که منسوخ شده.
    نظریه که الان در خصوص تکامل تدریجی وجود داره، تلفیقی از چند علم مختلفه مثلا جهش ژنتیکی، تئوری ((تکتونیک صفحه‌ای)) در زمین‌شناسی، فسیل شناسی و...
    تمام این علوم در جاهایی به هم می‌رسند و تکامل تدریجی رو ثابت می‌کنند. مثلا فسیلی از جونوری به نام ((ارکئوپتریس)) کشف شده که یک ((خزنده-پرنده)) است. و چیزی بین پرنده و خزنده است. (از جمله وجود بدنی پوشیده از فلس و داشتن قابلیت پرواز و یا اینکه وجود منقار و وجود دندون ). همچنین فسیلی از یه جونور گنده پیدا شده که نصفش در آفریقاست و نصفش در اروپا! (زمین شناسی)
    علم ژنتیک ثابت میکنه که اگه در ازای هر هزار جهش ژنتیکی، یک جهش ژنتیکی مثبت (مفید) وجود داشته باشه، در یک میلیون سال، جهش‌های ژنتیکی صورت گرفته برای عوض کردن یک گونه به گونه دیگه کافیه.
    تکاملی به موازات همین در زیست‌شناسی وجود داره که به ((انتخاب طبیعی)) معروفه. معنی‌اش اینه که طبیعت موجودات مقاوم با شرایط رو انتخاب میکنه. یعنی موجوات ناسازگار با شرایط طبیعی هر منطقه از طبیعت حذف میشن (یا میمیرند و یا مهاجرت میکنند) [اجازه بده فرق این نظریه رو با نظریه داروین تو همین مثال مشخص بشه: داروین میگه اگه زرافه گردنش درازه به این علته که چون از برگ درختا تغذیه می‌کنه هی گردنشو کشیده، هی کشیده تا به مرور زمان گردنش دراز شده. اما این نظریه میگه اگه زرافه گردنش درازه به این علته که چون از برگ درختا تغذیه می‌کنه، اونهایی به مرور زاده شدند که گردنشون دراز بوده –و جهش ژنتیکی پیدا کردن- ] نمونه این مطلب رو در انسانها یه راحتی میشه دید. آدم‌هایی که در مناطق پر آفتاب زندگی می‌کنند اغلب پوست، مو، و چشم تیره دارند. چون پوست تیره مانع از اثر شدید و بیش از حد اشعه‌های خورشید به بدن اونها میشه. و برعکسش هم هست. همونطوری که اگه انسانهای اروپایی (چشم، مو، رنگ پوست روشن) به طور ناگهانی (بدون عادت قبلی) به محیطهای بیابانی با آفتاب شدید میرند، احتمال نابینا شدنشون زیاده. چون نور خورشید بیش از حد از چشم و حتی پلکشون عبور میکنه و شبکه‌ای چشم رو از بین میبره. (به همین دلیله که کوه نوردها از عینک‌های خیلی خاص استفاده می‌کنند.چون نور خورشید توسط برف منعکس و تشدید میشه.)
    در سایر موجودات هم چنین حالتی هست. این مسئله رو میشه بین خرس قطبی و خرس قهوه‌ای کوهستان و خرس پاندا میتونی ببینی که از لحاظ رنگ پوست، نوع تغذیه (شکار –غیر پاندا که گیاه‌خواره-) چربی زیر پوست، استتار در محیط، با محیط سازگار شدند. این معنی‌اش این نیست که به این صورت شکل گرفته‌اند (مثل نظریه داروین) معنی‌اش اینه که هم جهش ژنیتیکی کردند و هم طبیعت تونها رو انتخاب کرده.
    در مورد انسان هم همینطوره. اگه کسی بگه که آدما از اول همینجوری بودند که خیلی خنده‌دار میشه! آدما حتی سی و چهار تا دندون داشتند!(مثل میمون‌ها!)

    پاسخحذف
  13. و در آخر:
    اولا قضیه و نظریه داروین کاملا رد شده است!
    دوم تدریجی بودن تکامل، تقریبا قطعیه و اثبات شده‌است
    سوم تدریجی بودن تکامل+نظریه انتخاب طبیعی+ژنتیک+... معنی‌اش اینه که میتونه از پدر و مادر سفید (در طی قرن‌ها) بچه سیاه به دنیا بیاد! (همین الان هم گاهی از این اتفاقا می‌افته... گوزن‌های سفید با چشم‌های قرمز و ... عکساشونو دارم فکر کنم و آدرس سایتش رو)
    یه مثالی هم که الان یادم افتاد اینه : اگه دقت کنی کرد‌ها (و بعضی از عشایر) اصیل‌ترین نژاد رو توی ایران دارند (به خاطر نوع زندگی و افکارشون و ازدواج‌های فامیلی و قومی –کم پیش میاد از بیرون ازدواج کنند. مخصوصا در قدیم- ) اما چرا با اونکه نژاد آریا (مثل آلمانها) بور و روشنه اما اینا تیره شدند؟! یا مردمان طالش و شمالی‌ها (که اگه دقت کنی خیلی‌هاشون هنوز هم پوست و مو و چشم روشن دارند، بخاطر اینکه در شرایط خاصی زندگی می‌کردند یعنی محاصره طبیعی کوه و دریا و...که خیلی دیر مسلمون هم شدند ) باز هم تیره شدند. و این دقیقا همین مورد رو بیان می‌کنه.
    میبینی دوست من؟من فعلا نمی‌گم محمد اینارو میدونسته یا نمیدونسته!، گفته یا نگفته! فعلا بحثی رو که تو از اون به عنوان تضاد یاد کردی و بر اساس نظریه "منسوخ" داروین استناد کردی، از ریشه غلطه! یعنی بدون اینکه اصلا مهم باشه محمد چی گفته و چی نگفته، میگم داری غلط میگی! (متوجه منظورم میشی؟) اینکه ملاک حرف تو قرانه خوبه...کمتر کسی اینچنین توانایی داره که با قران تکلم کنه، اما یادت باشه که انتقادت باید بر اساس اصولی پذیرفته شده باشه و نه زاییده ذهن متمرکز خودت (بر عکس ذهن پریشان من). [اشاره میکنم به تلاشی خوبی که در خصوص تدریس نحوه استدلال برام داشتی.]
    توی متن قبلی‌ام هم برای اینکه اینهمه ننویسم گفتم برو ژنتیک بخون! چون تمام این علوم به هم وصل می‌شن و با تایید هم، به هم لینک میدن.
    امیدوارم دوباره بحث تضاد در قران رو به صورت قبل مطرح نکنی. که در موردش 3 بار برات توضیح دادم.
    حالا اگه برای تمام مطالبی که برات نوشتم، می‌خوای اینجوری برات بنویسم، بگو تا برات وقت بگذارم. اگه هم که میتونی با مراجعی که دادم خودت بخونی که لطف بزرگی میکنی... راستی اگه خواستی برات بگم، شرط داره... یوهو 500 تا مطلب جدید نگذاری.. چون به روش قبل جواب میدم! همین‌ها رو که گفتی دونه دونه برات می‌نویسم. (اما باز بهتره که خودت بری و مطالعه کنی، چون ممکنه تمام ریز مطالب در خاطرم نمونده باشه و باعث پریشانی ذهنی تو هم بشم)
    اما در مورد قران. اشاره میکنم به همون سریال ((راز خلقت)) در وبلاگم... اونجا دقیقا گفتم که در کتاب‌هایی مثل قران چی میگذره...
    منتظرم بگی تا بگم

    پاسخحذف
  14. پاسخ:
    سلام مجدد.
    به مطلب قبلی که لطف کردید نظرتون رو نوشته بودید اشاره می کنم:
    (من نمیگم تو غلط میگی یا کافری با بدبختی یا عقده خقارت داری و داری خودتو مطرح میکنی و از این خزعبلات... که قویا معتقد به فیزیک نسبیت (بازم تاکید میکنم هر دو وجه خاص و عام) هستم و نگرش خاصی به جهان هستی دارم.)

    نسبیت عام پیش بینی می کند که زمان درون یک سیاه چاله به پایان می رسد هم برای ستاره هم برای هر فضانوردی که درون ان بیفتد.اما اغاز و انجام زمان هر دو نقاطی هستند که در انها معادلات نسبیت عام را نمی توان تعریف کرد (بدین معنی که نظریه نمی تواند پیش بینی کند که از بیگ بنگ چه چیزی بیرون خواهد امد) و همینطور نسبیت عام در انفجار بزرگ (بیگ بنگ) در هم می شکند زیرا که با نظریه کوانتوم سازگاری ندارد.
    نمی خوام وارد بحث فیزیک بشم زیرا که محور بحث ما نیست فقط خواستم پاسخی به رد نظر داروین توسط شما داده باشم زیرا که من مقصودم از ذکر نظریه داروین اشاره به تدریجی بودن تکامل بود و در حیطه درک ان دوست عزیز پاسخ دادم.(دیدید بازم غرض ورزی کردید) زیرا همانطور که گفتید تدریجی بودن تکامل اثبات شده.
    در ضمن به این مطلب که روزی از پدر و مادر سفید پوست فرزندی سیاه پوست متولد خواهد شد نیز اعتقاد ندارم .
    برگردیم سر بحث خودمان که برای من این مهمه که ثابت کنم محمد در این زمینه اطلا عی نداشته در واقع علت راه اندازی این سایت فقط همینه.(چه با استدلال به نظریه داروین که شما هنوز نتوانستید ان را منسوخ کنید همانطور که من نسبیت عام را منسوخ نکردم . و چه با استدلال به تدریجی بودن تکامل (که من پرچم دار ان را داروین می دانم)+ نظریه انتخاب طبیعی + ژنتیک
    در مورد اعتقاد شما به نظم در افرینش هم مشکل دارم زیرا بقول اسپینوزا اگر ما یک خط منحنی داشته باشیم و توسط یک ذره بین بروی نقطه ای از ان زوم کنیم مسلما ان نقطه را خطی مستقیم خواهیم دید بدین معنی که ما چون در فاصله زمانی کوتاهی از افرینش را بررسی می کنیم نظم را حس می کنیم (همان نقطه ای از خط منحنی).
    اگر بی احترامی نباشد باید عرض کنم امروز خیلی تند رفتید لطفان پیاده شوید با هم بریم

    پاسخحذف
  15. دوست عزیز .. به مطالب خوبی اشاره کرده اید .. ان شاا... که علمای اسلام جوابی برای این پرسشها داشته باشند .. به نظر خودم قران در این ۱۴۰۰ سال تحریف شده ... شاید دین اسلام دین خوبی باشد و این چیزها بعدا اضافه شده.. حتی همان ایه ای که میگه : ما خود نگهدار قران هستیم ... همین هم اضافه شده باشد ... به هر حال نقد خوبی بود

    پاسخحذف
  16. .. سوالات و پاسخهای موجود رو خوندم .. احسنت خوب جواب دادی ... تایید نظراتت حتما فعال باشه که بعضی حزب اللهیا ممکنه بهت فحش اتمی بدن و در ضمن اگه کسی بهت فحش داد اصلا اهمیت بهش ندی .. من تجربه دارم ... ادامه بده .. ولی فراموش نکن که اصل خود خدا وجود داره .. ممکنه که قران از طرف اون نباشه و یا تحریف شده باشه ولی بدون که خدا صددرصد وجود داره و یک روز هم به حسابها رسیدگی میشه .. همه چی دارای نظمه و این نظم ایجاب میکنه که اعمال انسان بررسی بشه... موفق باشی

    پاسخحذف
  17. سلام من مطالب شما را روی سی دی ریختم و به همه می دهم تا از رویش کپی کنند.
    هیچ کس هیچ جوابی نداره.وای بر می که این همه سال سرمون کلاه گذاشتند

    پاسخحذف
  18. سلام
    چرا جواب این اشغال ها رو که توهین می کنند و برچسب میزنند را نمیدی؟
    حتما فکر می کنند شما هم از جانب استکبار جهانی مامور شدید!!!!!!!!

    پاسخحذف
  19. سلام
    خوب واقعا ما داریم با هم ارتباط برقرار میکنیم. اول که فحش دادی، بعد شدم دوست و حالا هم دوست عزیز! این خیلی خوبه! رو به جولو حرکت میکنیم! اما ایندفعه می‌خوام امتحان کنم ببینم که آیا واقعا داری جلو میری یا اینکه دیر یا زود جوش میاری دوباره!
    قبل از هر چیز، عرض کنم که اگه به ایران اینقدر علاقه داری لطفا یه اسم اصیل ایرانی رو قاطی نکن. چون معناش یه‌کم داره عوض میشه! ((فرشوشتر، و شوشتری)) اسم فرشوشتر رو به علتی انتخاب کردم. اما خوب اگه اینجوری راحت‌تری ... موردی نیست.
    اما در مورد مطلبی که گفتی: ((قضایایی هستند که بدانها قضایای پیشینی گفته می شود و احتیاج به اثبات ندارد مثل چرخ ! اما قضایایی هستند که باید با تجربه ثابت شوند)) –خارج از اینکه به اینها "قضایای پیشینی" نمیگن و خواهم گفت چه عنوانی داره- خوب، این خیلی خوبه! چون این مطلب رو خودم بهت گفته بودم... یادت نیست؟! بالاخره تکلیف خودت رو روشن کن! اگه کوتاه و با ذکر مرجع باهات حرف بزنیم شاکی میشی، اگه نه برات توجیه علمی بکنیم ناراحت میشی! اما اگه دقت کنی تنها کسی که داره مطالبت رو میخونه، پاسخ علمی میده، برات وقت میذاره منم. بقیه یا فحش میدن میرن، یا میگن به به! چه چه!. پس باز عرض میکنم دوست جوان من اون سلیفن رو باز کن و فکر کن... تفکر! بی تعصب، بی جهالت. فکر کن عزیز من. در مورد داروین (خارج از اینکه آدم باهوشی بوده). حالا کی میره پشت چی قایم میشه؟ (اشاره به مطلبی که در مورد من نوشتی: بجای اینکه حرف بزنی و استدلال کنی از الفاظ علمی و نام کتابهایی که به گوشت خورده استفاده کن(حتی اگر نخوانده باشی) تا بی سوادی خودت رو پشت ان پنهان کنی!). اول که می‌پری بالا پایین که داروین، داروین... بعد که میبینی کاملا این نظریه رد شده‌است و منسوخه، میگی :"نه! منظورم اینه که تکامل تدریجیه!، از اون لحاظ!" بعد باز بدون اینکه بری مطالعه کنی، تحقیق کنی، بخونی، میگی: "من به این نظریه اعتقاد ندارم" و به گمان اینکه یه فینگیل بچه از تمام علوم و نظریه‌های علمی و "قطعی" و ثابت شده در جهان بالاتری، میگی:" من در عین اینکه هیچ چیزی نمیدونم میگم غلطه!"
    همونطور که گفتم (بدون توجه به اینکه محمد میدونسته یا نه) این قانون وجود داره، الان هم میگم بدون توجه به اینکه تو قبول میکنی یا نه، هست. چه خوشت بیاد و چه نیاد، حرفات غلطه! اگه فکر میکنی که قران کشکه و یا هرچی، برو درس بخون، مطالعه کن، سطحت رو از دانشی که به من نسبت دادی (راهنمایی) بالاتر ببر با چند نفر عالم همنشین بشو، بعد بیا بگو بنابراین نظریه‌های علمی درست (نه منسوخ و رد شده!) اینجای قران یا حرف محمد، مشکل داره! کشکی که نیست عزیز! اینکه تو میگی، همونقدر دارای استدلال قوی و محکمه که الان یکی بگه : من به این اعتقاد ندارم که زمین گرده! مهم نیست تو اعتقاد داری یا نه. تو کسی نیستی. زمین گرده! چه بخوای چه نخوای. چه قبول کنی چه نکنی! حرف تکراری نزن دیگه.. اینقدر شجاعت داشته باش بگو اشتباه کردم! فریاد بزن و بگو اشتباه کردم. حداقل تو این یه مورد اشتباه کردم!

    پاسخحذف
  20. یه حرف رو 100 بار که نباید گفت! دفعه قبل گفتم که علوم فقط در کتاب نیستند. علم فیزیک (که باز داری ناقص مشکل‌دار حرف میزنی ازش) و نسبیت تنها در کتاب مطرح نمیشه!... البته خوبه که بدو بدو میری در مورد هندسه ریمانی کسب مطلب (اما در حد ناقص) میکنی... اما اینو هم باید یاد بگیری (همون که به من یاد میدادی، در مورد استدلال) که در مورد نظریه کوانتم، که نوعی وحدت در کثرت رو داره تداعی میکنه، و نسبیت (در هر دو) بیگ بنگ آغاز نیست! و در هر دو زمان مفهموشو داره از دست میده (و به سیاه چاله هم محدود نمیشه!)
    در هر صورت در مورد عقب ماندگی و از این حرفا! من نمیدونم تو از سر ناچاری به این سمت رو کردی یا نه. و یا اصلا، مطالعه خاصی داری و یا اینکه حتی این به اصطلاح تضادهای علمی و تخیلی هم کار خودت نبوده! و یا داری کپی‌برداری از یه نفر میکنی! آخه این مسایل پیش پا افتاده توسط 1000 نفر جواب ((علمی)) داده شده! من نمیگم عقب نیستیم، اما از طرفی بچه‌گانه است اگه بگی:" چون محمد 40 تا زن داشته، من الان برای گاز معده میرم، امام زاده". اگرچه من الان اگه حتی تمام استدلال‌های تمام فیسوف‌ها و عالم‌های زمان و کرات دیگه رو هم برات بنویسم، میگی: من تمام این منطق‌ها، مباحث علمی، فن‌های نوین، استدلال‌های غنی و درست و اثبات شده و محکم و مستدل و قطعی برای هر کس و ناکسی رو، قبول ندارم!" میدونی چون پیش‌بینی میکردم که به کجا میرسی گفتم برو کتاب بخون یا حداقل با کسی که میخونه حرف بزن! و حتی این جمله رو بکار بردم (تو این مورد میتونی از کتاب مذهب علیه مذهب شروع کنی)
    حالا تو بگو:" فلانی که دارای یکی از بالاترین نظریه‌های علمی در دنیاست و تمام جهان قبولش دارند، غلط میگه و اونکی هم که داره توجیه میکنه و همه خلاصه هیچ‌کسی هیچی بلد نیستند جز من!"
    اما چند مورد:
    اول: اینکه من هم مثل تو معتقدم در مورد مباحثی صحبت کنیم که نیازی به اثبات نباشه و بشه به عنوان ((فرض درست)) در ریاضیات از اونا استفاده کرد. برای همین هم اول منابعی رو مطرح کردم و فقط به ذکر نامشون اکتفا کردم. (چون نیازی با اثبات ندارن، بدون توجه و اهمیت به اینکه تو میپذیری یا نه) بعد هم که دیدم ممکنه با این گونه حرف زدن مشکل داشته باشی، یکیشون (تکامل تدریجی) رو تقریبا مبسوط باز کردم (که خودش شامل چندین علم و نظریه‌های محکم و "ثابت شده"بود) و بعد در مورد نظم حاکم بر جهان صحبت کردم که نیوتن (فیزیک قدیم)، اینشتین (فیزیک نسبیت) و بوهر (فیزیک کوانتم) همه، (هر کدوم از منظری) روش تاکید دارن. (ولی تو قبول نداری!) و تمام این تاکیدات و محکمات رو همون گرد بودن زمین باید در نظر بگیریی. دیگه لج بازی نداره.. همون داروین (که قابل احترامه) نظم رو تایید میکنه (اونم نه در مقطعی از زمان، در کل!) بعد تو به استناد حرف داروین، حرف خود داروین رو قبول نداری! پس بیا دیگه در مورد بدیهی‌ها چونه نزنیم. اگه باز در مورد اینچنین مسایل روشنی مخالفت کنی، میشه نقض اون شرطی که اول با هم گذاشتیم.
    دوم: تو فکر میکنی کی هستی که بخوام غرض داشته باشم نسبت به تو!؟ تو همفکر، هم‌ادبیات، وهم کلام (و شاید هم همسن) یکی از شاگردای منی... چرا باید اینطوری فکر کنم؟ اینکه میگی ((مشکل من درد مملکتم برام مهم نیست اسلام چه جور دینی یا از کجا امده)) این خیلی خیلی خوبه (پس به حرفت عمل کن) .. و باید هم کاری بکنیم ( هم تو و هم من هریک به کلامی). اگه به جای لجبازی یه بار میخوندی افکارمو، الان میفهمیدی که مشکل و درد من هم همینه! ولی سلاحم با تو فرق میکنه... با خراب کردن مذهب که نمیتونی کاری بکنی! تو که در مقابل مارکس با اونهمه اندیشه قوی و هگل و سارتر و اونهمه اعتقادات و افکار و پویایی ذهن، هیچی نیستی! هیچی به بعنای واقعی هیچی! (حداقل ظاهر کلامت که اینطور نشون میده تا بعد ببینیم چی میشه!) تو خوت رو میتونی با "یین ینگ" مقایسه کنی؟ یا با "پل تیلیش" و "توماس آکویناس" و "کارل یاسپرس" و "فردیش شگل" و"گابریل مارسل" و "هیدگر" و "کانت" و "اریس فروم"، یا همون "اسپینوزا" که گفتی (و آقای پل تیلیش از اون در خصوص شجاعت و تایید نفس، در بحث شجاعت یاد میکنه) و ... برابری میکنی؟ چرا برمیگردی به مکاتب قرن 19 و اوایل قرن 20 ؟ چرا از کلام اونا استفاده میکنی؟

    پاسخحذف
  21. میبینی؟ اصلا تا حالا نگفتم محمد خوبه یا بده یا دفاع کنم یا هرچی! همه‌اش بحث علمی فلسفی بوده! از خدا تا حالا نگفتم!] اگه هم میخوای به همچین هدف بزرگی (که به قول خودت روشنگریه) برسی، اول باید روشن باشی تا بتونی روشن کنی و دوم بدونی چه طور باید روشن کنی... روش باید داشته باشی. و حرف تکراری رد شده نزنی... باید فهم کرده باشی که چی می‌خوای بگی! اگه می‌خوای از اسلام، محمد و قران انتقاد کنی باید حداقل اسلام شناس، مذهب شناس، جامعه‌شناس، فرهنگ‌شناس، خدا شناس، تاریخ‌دان، ادیب، متفکر، فیلسوف و حتی چند تا "شناس" دیگه باشی. بعد نقاط ضعفشو، علمی مطرح کنی.الکی که نیست!.. برای اینکه نظرت هم قابل پذیرش بشه، (غیر از اینکه باید "درست" باشه) باید "کسی" باشی... فکر میکنی اگه مارکس هم (که تو به نوعی داری حرف اونو میزنی) یوهو از خونه میومد بیرون و می‌گفت : "مذهب تخدیر توده‌هاست!" اطرافیان چی می‌گفتند؟ همونا که مارکس می‌خواست اونا رو روشن کنه چی می‌گفتند؟ روشن می‌شدند؟ مارکس همفکر پیدا میکرد؟ اینه که میگم برو تاریخ بخون. استراتژی یاد بگیر!
    سوم: من هم همدرد تو هستم. (اگه واقعا دردت این باشه).. نه مثل تو مخالف با آنچه که هست و قطعیه و ثابت شده و محکم!. منهم ناراحتی‌ام اینه که به جای فکر بعضی موقع‌ها کاه پیدا میشه! دانشگاه نداریم به قولی "دانشکاه" داریم! اینکه مردم به جای رفتن به پزشک میرن نخ میبندن به امام زاده ممکنه غلط باشه! (ممکنه هم نباشه) اما من خودم ترجیح میدم برم دکتر! همون دکتر شریعتی هم همدرد تو میشه وقتی از تشیع سرخ و سایه میگه، وقتی از توتم‌پرستی میگه وقتی تو همون ((مذهب علیه مذهب)) فریاد میزنه .(بعد تو بدون اینکه بری مطالعه کنی میگی شریعتی توجیه میکنه!) .. میبینی عزیز دلسوز و دلسوخته، جریان فکریه تو رو میبینم و میشناسم. برای همین هم هست که این دفعه سومه که این کتاب خاص رو اسم میبرم (نگران نباش حجمش کمه وقتت رو زیاد نمیگیره)
    چهارم: اینکه گفتی من پیاده بشم و با هم بریم... کاملا بجا و درسته. مرسی از پیشنهادت.. کلا همراهی خوبه... همراهی یعنی اینکه با هم یک راه مشترک رو رفتن. هم‌راهی. پس اول باید راه مشترک رو پیدا کنیم. بعد باید مشترکاتمون رو بشناسیم (نه تفاوت‌ها) بعد "خواستن" رو فعال کنیم. و بعد هم حرکت کنیم.
    پنجم: رو داشتن خیلی خوبه. برای همین هم گفتم : خوشم اومد ولی نه از رویی که داری! (چون اون موقع منظورم روت نبود، مهربونی‌ات بود) اما نگفتم پر رو چون کلا با افراط موافق نیستم.
    ششم: برای اونکه دوباره بحث قدیمیت که در خصوص تضاد قران و فقط و فقط وفقط قران مطرح نکنی، دوباره برات کپی میکنم اونچه که دفعه قبل گفتم. پس اگه یادته هنوز میتونی این تیکه رو نخونی : (( 1- وقتی که میگی علم ثابت کرده، یعنی داری از علم حرف میزنی (هر شاخه مربوط به خودش) 2 - تو بعضی از علوم رو نمیتونی از حرفات جدا کنی (حتی اگه بحث علمی نکنی) 3 - وقتی تضاد آیات رو نشون میدی، خودآگاه یا ناخودآگاه داری از "منطق" استقاده میکنی... علم منطق 4- داری مقایسه میکنی. میگی این آیه رو با این آیه مقایسه کن! پس داری از ریاضیات حرف میزنی 5- بحث تو یه گوشه‌ای از بحث آقای رشدی است که مثلا یکی از حرفاش اینه که محمد پیغمبر نیست، یه نابغه است یه مدیر استراتژیکی است ))
    هفتم:در مورد حمله عرب‌ها و نقششون در ایران، نقش مسلمون‌ها در ایران، نحوه حمله اونا، اینکه چطور جرات کردند حمله کنند، فرق اسلام و مسلمون‌های زمان عمر (و حتی محمد)، فلسفه اسلام، معایب و مزایای اون، حکمت در اسلام، و... اینها مباحث خوبی هستند که خیلی هم خواهان دارند و به هدفی که تو اعلام میکنی هدفت هست رو هم بیشتر و شفافتر و نافذتر دنبال میکنه (باز نمی‌گم غلطه یا درسته)

    پاسخحذف
  22. پاسخ:
    سلام دوست من .جناب شوشتر در ابتدا باید خدمتتون عرض کنم زیاد دل به واژه ها نبندید زیرا اینکه من شما رو دوست یا دوست عزیز خطاب کنم زیاد فرقی نمی کنه یا حد اقل از نظر من اینطوره.
    از این که تمام سعی خودتون رو کردید که متوجه سوالات من بشید هم ممنون ! هر چند تا حالا بعد از گذشت اینهمه مکالمه حتی پاسخ یک سوال را هم ندادید! اینکه شما خواسته یا نخواسته من رو وارد بحثی کردید که بنظر من اینجا جای ان نیست هم مهم نیست.اگر از من بپرسید شما پشت کتاب ها و نام ها خودتان را مخفی می کنید (یا بخاطر بی سوادی یا بخاطر هر چیز دیگه) بنظر من اگه شما حرف یا کتابی را درک نکنید خوندن یا نخوندن ان زیاد فرق نمی کنه . پس از این ببعد اگر خواستیم راجب تفکراتمون در زمینه فلاسفه قرن ۱۹ یا ۲۰ یا اشکالات نسبیت عام یا نظم موجود در هستی و ... بحث کنیم وقت دیگری و جای دیگری را انتخاب خواهیم کرد.
    اما در مورد داروین:
    نظریه داروین اشاره به تدریجی بودن تکامل انسان که من ان را برای رد افرینش اسلام از زبان محمد اوردم .(سعی کنید ذهنتون رو متمرکز کنید) (یعنی انسان از گل افریده نشد که خدا هم درش بدمد)شما فرمودید اشکالش اینه که به جهش ژنتیکی اشاره نکرده.بنظر شما الان نظریه داروین منسوخ شد؟!!(شما بیشنر معجزه می کنید تا استدلال!!) در مورد نظمی هم که فرمودید داروین به ان معتقد بوده و من ان را رد می کنم باید عرض کنم شما هم نظم را رد کردید ولی چون مطالب را درک نمی کنید و فقط طوطی وار از روی کتاب (احتمالان مقاله)ذکر می کنید متوجه نشدید .بدین معنی که به جهش ژنتیکی اشاره کردید که خودش ناقض نظم است.(امیدوارم با تحقیق بیشتر در مورد نظم این مطلب را درک کنید)در ضمن با استدلا ل های شما در رد نظریه داروین فکر می کنم این شمائید که باید فریاد بزنید جوهر کلام این مطلبی که نوشتید را درک نکردید که البته با این همه کتابی که شما خریدید امکان این فریاد را از خودتان گرفتید!(بندگی همان بنده ای است ....)این استدلال شما نظیر همان استدلال برای رد نظریه داروین است.
    در مورد این که می فرمایید و توجیه علمی کردید به مطالبی که نوشتید و توجیه علمی شما توجه می کنیم:
    ۱- برو دوست من نجوم و فیزیک بخون... خورشی حرکتش از زمین بیشتره!
    2- دقیقا همینطوره... مبحث فیزیک جدید : نسبیت عام.. در هندسه : هندسه منحنی... چطور اینارو نمیدونی؟!
    3- نتیجه اول: برو تاریخ اسلام بخون! مباحث مربوط به جهل و... تناسبات در عرفان رو هم مطالعه کن جوابش هست اما برای نتیجه دوم: مبحث فیزیک نیوتن، ساعت زمین (یا ماشین زمین)
    4- مشکل اینه که مثل قرون گذشته زمان رو بعد چهارم در نظر میگیری... مراجعه کن به دنیای 10 بعدی... در اونجا متوجه میشی که زمان اصلا وجود نداره!
    5- تو لطفا راحت رو از توی اینا که میبینی پیدا کن! بقیه‌اش مال ما... دوست من فکر میکنی یکی از وسایل برای جهت یابی فضا نوردا چیه؟ یا کشف کهکشان‌ها (حتی به صورت محاسباتی)به چه صورته؟ یا باز کشف دنیاهای مجازی و انتها سیاه‌چاله‌ها
    6- لطفا به مطالب تقویم شناسی و تاریخ مراجعه شود
    7- و آیا شما نیدونی که شب‌های قطبی با شب ما فرق میکنه؟!
    8- عزیز دل! اون تو ننوشته نر و ماده.. نوشته جفت! دقت کن که تمام موجودات جفتند و در عین حال وحدت بر جهان حاکمه! و کشتی، قبول دارم آدم ساخته... راستی رو چه حسابی کشتی و هواپیما و ... ساخته شد؟ به مبحث اگزیستانسیالیسم خصوصا تفکر سارتر مزاجعه کن... (تقدم ماهیت - وجود)
    9- دقیقا بله... مبحث نسبیت خاص و نسبیت عام آقای اینشتین

    خودتون به انچه توضیح علمی مینامیدش توجه کنید .( نوشتن یک مشت نظریه علمی که انها هم اشکالات خاص خودشان را دارند و قضایای پیشینی محسوب نمی شوند و هر کدام در حیطه خود بحثی را طلب می کند پاسخ سوالات من است؟)و اینکه به سوالات من دوباره توجه کنید(ادبیات راهنمایی)شما با این مطالب پاسخ کدام یک را دادید؟؟
    در سایتتون برای شما کامنتی گذاشتم در زمینه ان تکاملی که در موردش داد سخن دادید لطفان مطالعه کنید.شما که برای فضل فروشی وقت من را می گیرید بهتر نیست بجای ان استدلال های مربوط بتکامل در سایتتون رو بررسی کنید!!!

    پاسخحذف
  23. شما فکر می کنید بقیه مردم در اکابر درس خواندن و کتابهای فلاسفه را فقط بشما می فرو شند (هر چند درکشان نکردید) یا مثلان من اسم فیلسوفها را بلد نیستم که شما پشت هم قطار می کنید که اگر با تفکر فلاسفه کمی اشنا بودید حتمان می دانستید که تقریبان همه انها مذاهب را رد کردند مگر برای اشپز منزل و خد متکارشان ان هم از ترس انکه در غذایشان سم نریزند.
    دوست جوان من اینجا اگر فضلی دارید که نیاز بفروشش می بینید جای مناسبی نیست!!
    و جالب که شما هر بار می نویسید فهمیدید باید در مورد قران بحث کنیم ولی هر بار که تشریف می اورید در مورد هر چه شما خوانده اید صحبت می کنید بجز قران واساسا در مطا لبتون اشاره می کنید که نمی گید محمد می دانسته یا نه و از این سفسطه خسته نمی شوید بدین معنی که اگر معتقدید محمد نمی دانسته پس این چه بحثی است اگر هم فکر می کنید می دانسته دلائلی بیاورید که محمد می دانسته . نه اینکه بحث را بترکستان ببرید.از شما دارای استراتژی در بحث هستید واقعان عجیبه!!!!
    لطفان در مورد این اشکالات علمی تخیلی که من یا از جائی کپی کردم یا نه!!که هزار نفر بهش جواب دادن بفرمایید شاید از این فضل بی کران شما چیزی هم نصیب ما شود . چرا همش شعار بابا بنویسید که ما هم بدانیم شما دوستان دانشمند که این مسائل پیش پا افتاده برایتان حل شده چرا نمی نویسید ؟؟؟ کمک کنید ما انسانهای نا اگاه هم از جهل خارج بشیم !!!
    من از شگرد شما برای استدلال استفاده نکردم زیرا که معجزه بلد نیستم بدین معنی من نگفتم چون محمد ۲۰ زن داشت شما میری امام زاده حاجت می خوای!!(همان ادبیات دوره راهنمایی ) من سعی می کنم به هموطنام بگم او نیز انسانی عادی بود مثل من وشما و علائق ما را داشت و این تفکر اسپرم مقدس که در امامزاده ها نمو پیدا کرده فکر غلطی است و در ادامه گفتم که تفکرات ایشان که در قران تداعی پیدا کرده و معجزه می نامیدش و ابدی و ازلی است این اشکالات را دارد این که من اینها را خواب نما شدم یا از جائی پیدا کردم اصلان مهم نیست زیرا که پاسخ را می خواهم .
    اگر هم نشین شدن با چند عالم و خواندن و بیشتر دونستن(همانطور که شما می گید.به نتیجه ای خواهد رسید که در شما هویدا شده !!!من با همین دوستانی که فحش می دن و اونهایی که به به و چه چه می کنند راضی تر هستم بدین معنی که شما برای جامعه خطرناکتری از بقیه دوستان. بدین علت که در افکار دیگران غوطه وری . خواندن و نشست و برخاست کردن با عالمان اگر جوهر افکارشان را درک نکنی انسان را بروزی می اندازد که شما افتادی.نمی دانی چی درسته چی غلطه(۲ نمونه اوردم در بالا) در مورد نسبیت عام هم دچار همین مشکل شدی (تاریخچه زمان.هاوکینگ) ان کسی که در مورد نظریه داروین مطلب نوشته بود و شما هم کپی کردید داشت به اشکال نظریه او می پرداخت نه اینکه ان را نفی کند که برای شما مثالی از نسبیت عام زدم ولی بازم متوجه نشدین.دوست من مطالعه کردن برای شما لازم نیست بلکه شما باید سعی در درک مطالب داشته باشی (افکار پریشان)
    با سلاحی که شما برای مبارزه با جهل انتخاب کردی وضعیت اسفناک تر خواهد شد.اشاره به سایتتون .زیرا نه ادله درستی برای تامین خواستتون بیان کردید ونه راه روشنی بدین معنی که شما هنوز خودتون گیجید(توهین نشه)یعنی نمی دونی که هر چیزی همانطور که نشون می ده هست یانه .پس چطور می خواهید مردم را راهنمائی کنی .این حرکت شما به گیج شدن مردم بیشتر کمک می کنه تا راهنمائیشون.
    سخن اخر فکر می کنم در مورد مطالبی که گذشت دیگر نیازی به بحث نیست.اگر تمایل داشتی کامنتی بگذاری در مورد قران باشد با همان قضایای پیشینی.

    پاسخحذف
  24. آیه‌ای از سوی او!!۲ مهر ۱۳۸۹ ه‍.ش.، ساعت ۷:۵۲

    چه جالب... همین الآن داشتم معرفت اسلامی رو می‌خوندم که فردا بتونم حداقل یه نمره بیارم که این ترم رو هم پاس کنم از شانسم رسیدم به اینجا... چه جالب هست واقعاً..... امروز با کلی خوندن متون طولانی یک کتاب صد و اندی صفحه‌ای به این نتیجه رسیدم که دین جز یک سیاست.... البته این رو هم بگم که من از دین حرف میزنم نه از دین خاصی... بطور کل....
    شما که می‌گوئید خدا عالم است؟ پس یعنی خدا تمام زبانهای دنیا را می‌داند؟ پس بنظرم نیازی نباشد که ما با زبان بیگانه از خودمان با خدای خودمون صحبت کنیم!!
    شما که می‌گوئید خدا بسیط است و مرکب و نیست و جا و مکانی ندارد و همه جا هست؟ پس چطوری روزی هفت مرتبه برمیگردید به طرف یک خونه سنگی که اسمش رو هم گذاشتید خانه خدا! یعنی خدا نشسته توی خونش الآن؟!
    شما که می‌گوئید خدا یگانه بخشنده است؟ پس چرا میرید خودتون رو می‌زنید به در و دیوار یه امامزاده و از اون که یه آدمی بوده مثل بقیه چیزی می‌خواهید؟
    شما که می‌گوئید دین باعث پیشرفت میشود؟ پس کو؟ کجای این مملکت پیشرفت کرده؟
    شما که می‌گوئید خدا ناظر است؟ پس چرا خودتان را در مقابل چشمان او به ریا و ربا و کثافت انداخته‌اید؟
    شما که خیلی چیزها می‌گوئید..... اما انگار فقط می‌گوئید.... که مردم را در یک بازی مسخره بنام دین و خداشناسی و کدایابی و عبادت سرگرم کنید و برسید به اعمال دیگر....
    بجای گشتن بدنبال آیات مشابه و متضاد و هزار جور چیز دیگه کمی هم به مسائل دیگر خودت برس....
    از نگاه هر دینی آن دین از همه پاکتر است و دیگران که ادیان دیگر دارند کافرند.... آفرین به ادیان الهی و غیرالهی.... نمی‌دانم چرا پیشوایان دینی احساس می‌کنند خیلی می‌دانند......
    عزیزم خدا همین نزدیکی‌هاست....
    فقط سرت رو بگیر بالا و بگو خدایا شکرت... به زبون مادری خودت، با تمام وجودت... خم و راست شدن و عربی حرف زدن و تو سر و کله خودت زدن هیچ چیزی را به تو نشان نمی دهد....

    پاسخحذف
  25. سلام
    من سایتی متعلق به خودم ندارم ولی برای سایتتون خیلی تبلیغ کردم که خیلی از اونها هم اومدن و نظر دادن
    انشا الله اگر سایتی درست کردم حتما بشما لینک خواهم داد

    پاسخحذف
  26. سلام
    خیلی از وبلاگت خوشم آمد. به طور تصادفی با وبلاگت آشنا شدم.مطالب را عالی بیان کرده ای... حساب دو دوتا چهار تاست نمی دونم چرا بعضی ها چشماشون را همیشه بسته نگه می دارند می ترسند اگر شک به خدا و پیغمبر کنند اون دنیا و حوری های بهشتی را از دست می دهند... نمی فهمند که وقتی زیبایی این دنیا و لذت از اون بهشان حرام شده چه تضمینی هست که اون دنیا را هم بهشون بدن... حرفهای گفتنی بسیار است اما اگر حرف بزنیم جرممان کفر و الحاد است ....
    خواهش می کنم به سایت پروفسور جمالی هم سر بزن.
    http://www.jamali-online.com

    http://www.jamali.info


    ضمناٌ با اجازه شما آی دی تان را اد کردم تا با هم بیشتر آشنا بشیم... ایکاش می شد چشمان مذهبیون فریب خورده را باز کنیم... اینها نمی دونند الله شان همان ملکوری است که در کتاب سیلماریلیون از اون گفته شده... نمی دونند هنوز که اگر مذهب نبود هیچ فلاکت و بدبختی نبود... اگر درب دوزخ را ببندیم زمین را می توانیم بهشت کنیم....
    برایت آرزوی موفقیت همیشگی می کنم

    پاسخحذف
  27. سلام.
    کمابیش مثل شما فکر می کنم اما توضیحی داشتم در مورد امکان تولد فرزند سیاه از پدر ومادر سفید:
    در علم ژنتیک بعضی صفات هستند که صفت غالب هستند مثلا رنگ سفید برای پوست وسیاه برای چشم صفت غالب هستند ورنگهای دیگر مغلوب.برای هر صفتی یک ژن از مادر ویک ژن از پدر به فرزند می رسد.ممکن است فرد سفید پوستی هر دو ژنش سفید باشد که اصطلاحا سفید پوست خالص می شود.اما ممکن است یکی از ژنها سیاه ودیگری سفید باشد در اینصورت بازهم فرد سفید می شود چون رنگ سفید حالت مغلوب دارد.تشخییص این دو حالت از یکدیگر بدون آزمایش ژنتیک غیر ممکن است.حال اگر پدر سفید پوست ناخالص با مادر سفید پوست ناخالص آمیزش کند ممکن است در مواردی که هردو نفر ژن مغلوب خود را به فرزند بدهند چنین اتفاقی صورت بگیرد یعنی فرزندی سیاه متولد شود
    اما در مورد اظهار نظر آقای شوشتری در مورد کور شدن افراد چشم روشن وسفید پوست در بیابان از ایشان خواهش دارم منبع علمی خود را بفرمایند
    من هرچه فکر می کنم تضادی بین نظریه ی لامارک وداروین نمی بیینم.در ضمن نظریه ی داروین ممکن است با پیشرفت ژنتیک تا حدودی تصحیح شده باشد اما منسوخ نشده است.
    در آخر سوالی هم دارم:آیا در مغرب زمین هم پیامبرانی ظهور کرده اند؟لطفا در این مورد مرا راهنمایی بفرمایید
    با تشکر.

    پاسخحذف
  28. salam khaste nabashid
    vaghean karetoun fogholadas

    پاسخحذف
  29. با درود به شما
    مدیریت محترم این وبلاگ.
    به صورت اتفاقی نظرات دوستان رو مطالعه کردم.
    نظر جناب"فرشوشتر" برام جالب آمد که به نوعی سعی در دفاع از دین(اسلام) رو داشتند ومطالبی روعنوان داشتند. از آنجاکه نظرات این گرامی در دو سال پیش بیان شده و فکر می کنم دیگه به این وبلاگ سری نمی زنند.اگر از ایشان آدرس وبلاگ یا فیس بوک رو دارید خوشحال خواهم شد در اختیار بنده قرار دهید.

    باسپاس "کریم کایدان"

    http://www.facebook.com/photo.php?fbid=396259813719249&set=a.245520692126496.71535.244827505529148&type=1&comment_id=1261667#!/

    پاسخحذف
  30. سلام دوست عزیز خسته نباشی متاسفانه مشکل مردم ما عینکی هست که جمهوری اسلامی به چشمان اونها زده.با این عینک سبز متاسفانه مردم کاه رو علف میبینن.

    پاسخحذف